eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
590 دنبال‌کننده
791 عکس
319 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
درحال رفتن به زیارت حکیمی بزرگ هستم ، هر کس تاریخ خوانده باشد ، فلسفه بداند ، دین بداند ، مردم شناسی بداند و ... متوجه خواهد شد چرا می گویند حکیم ! چه کرداین مرد ؟! شاهنامه مانند جنگلی بکر است که حالاحالاها حرف کشف نشده دارد، این را من نمی‌گویم دینانی می گوید . حتما می شناسیدش ! وارد بلوار شاهنامه شدم ، شاهنامه ۱، شاهنامه ۲،شاهنامه ۳... به این نام گذاری هاتوجه نکنید شاهنامه یکی است و حالا حالاها یکی خواهد ماند . ماشین را پارک کردم ، کودکی به سمتم دوید و آدامسی ۵ تومانی را می خواست ۲۵ تومان غالب کند گفتم قیمتش اینقدر نیست ،گفت عمو کمکی کن! _باشه این پول را بگیر ولی آدامس نمی خوام _مگه من گداهستم ؟ _نه عزیزم گدا نیستی ولی قیمت آدامس اینقدر نیست ، توهم گفتی کمک _برو بابا فکرم را دوباره جمع فردوسی کردم به پیچی رسیدم که با یک نگاه عظمت بنای مقبره را می شد دید ،فکر کردم اثر فرهنگی ، تربیتی و ادبی اش از این هم بزرگ تر است ، کودکی نوجوان در مقبره فریاد می زد ؛ "بسی رنج بردم در این سال سی آخرش شدم راننده ی تاااااکسی" ناراحت شدم ، البته بعدش دیدم خود فردوسی هم از نتیجه نگارش فردوسی توقعی داشت که نشد ، این بچه هم شاید ناآگاهانه ولی راست می گفت ، اصلا خودم آیا نتایج زحمات اندکم را گرفتم ؟ _ولش کن به تابلویی رسیدم که متن یادداشت رهبری انقلاب بود به این مضمون ؛ فردوسی مهم است و باید دولت ها به او و این مکان توجه کنند . گمانم همه دولت ها توجه را درآمد زایی از آنجا و ساخت قهوه خانه تصور کزده بودند . دولت کیوسک هایی در آنجا کار گذاشته بودند که هر کس می خواست فاتحه بخواند باید پول ورودی می داد و مکانی برای قلیان و چای ... بیرون آمدم دختری بالباس قرمز سنتی عکس می گرفت ، آقا عکس نمی خواهید؟ نه ممنونم پیرمردی با لباس کردی گفت دختر جان زمان فردوسی خانمها اینطوری لباس می پوشیدند ؟ و رد شد ... صدای موسیقی به گوش می رسید ای در میان جانم و جان از تو بی خبر وز تو جهان پر است و جهان از تو بی خبر چون پی برد به تو دل و جانم که جاودان در جان و در دلی دل و جان از تو بی خبر شجریان بود ؛ ساده ، روی قبرش نوشته بود خاک پای مردم ایران زمین نوجوانی دو زانو کنار قبر نشسته بود و گوش می داد و اشک می ریخت ،‌ هنر ، فرهنگ ، ادبیات ،موسیقی ،فیلم ،چه شد... آیا برایش برنامه داریم ؟ کجای تربیت است ؟ و هنوز شجریان می خواند ؛ چون بی خبر بود مگس از پر جبریل از تو خبر دهند و چنان از تو بی خبر شرح و بیان تو چه کنم زانکه تا ابد شرح از تو عاجز است و بیان از تو بی خبر @dohhol
مغالطه‌ی چوپان دروغگو ➕ همه‌ی ما داستان چوپان دروغگو را شنیده‌ایم. داستان از این قرار است که روزی چوپانی بی‌سبب فریاد می‌کرد: «گرگ آمد! گرگ آمد!» مردم برای نجات چوپان و گوسفندان به‌ سوی او می‌دویدند، اما چوپان می‌خندید و مردم می‌فهمیدند که او دروغ می‌گوید. از قضا روزی گرگی به گلّه زد. چوپان فریاد کرد و کمک خواست. مردم گمان کردند که باز هم دروغ می‌گوید. هر چه فریاد کرد، هیچ‌کس به کمک او نرفت. چوپان دروغگو تنها ماند و گرگ گوسفندانش را درید. ▪️در این داستان دو نکته‌ی اخلاقی نهفته است: 🔘 نکته‌ی اول: از دادن هشدار یا اخطارهای کاذب و وعده‌های دروغ اکیداً خودداری کنید. هشدار یا اخطار کاذب به «خستگی هشدار» یا «خستگی اخطار» منجر می‌شود. خستگی هشدار یا خستگی اخطار پدیده‌ای روان‌شناختی است که سبب می‌شود افراد احساس‌شان را نسبت به خطرات قریب‌الوقع و مسئولیت‌هایشان از دست بدهند. درواقع، در خستگی اخطار افراد از اخطارهای کاذبِ پی‌درپی خسته می‌شوند و نسبت به آنها واکنش نشان نمی‌دهند. 🔘 نکته‌‌ی دوم: خیال نکنید به‌خاطر هشدارهای کاذب قبلی آخرین هشدار یا اخطاری که به شما می‌دهند نیز کاذب است. 🔻نکته‌ی دوم از نکته‌ی اول مهم‌تر است. نکته‌ی دوم به یک مغالطه اشاره می‌کند: مغالطه‌ی چوپان دروغگو. مغالطه‌ی چوپان دروغگو زمانی اتفاق می‌افتد که ما به‌خاطر دروغ‌هایی که قبلاً از افراد شنیده‌ایم خیال می‌کنیم آخرین ادعایشان هم دروغ است و نسبت به آن عکس‌العمل نشان نمی‌دهیم، درحالی‌که ممکن است به نفعمان باشد و لازم است درباره‌ی آن تحقیق و اقدام کنیم. درواقع، ممکن است آنها درباره‌ی موضوعی صحبت کنند یا به ما هشدار بدهند که به نفعمان باشد، اما ما آن را نادیده می‌گیریم. 🔻مسلماً، در داستان چوپان دروغگو فقط چوپان ضرر نکرد؛ افرادی هم که تصور می‌کردند آخرین هشدار چوپان برای نجات گوسفندانش کاذب است ضرر کردند و خودشان را از شیر، گوشت و پشم گوسفندان محروم کردند. 🔻مغالطه‌ی چوپان دروغگو از خطای شناختی استقرا نشئت می‌گیرد. به زبان ساده، استقرا یعنی نتیجه‌گیری کلی از چند نمونه یا داده؛ هرچه داده‌ها متنوع‌تر، مناسب‌تر و تعدادشان بیش‌تر باشد؛ نتیجه‌گیری احتمالی درست‌تر است. خطای استقرا یعنی نتیجه‌گیری نادرست، ناقص و قطعی از اطلاعات و داده‌های نامناسب، نامنظم، مبهم و کم. درواقع، خطای استقرا زمانی اتفاق می‌افتد که از داده‌های بسیار اندک نتیجه‌گیری کنیم و آن را تعمیم دهیم. @dohhol
صداقت و وفاق @dohhol
🔴 خبر فوری؛ ✅ کارنامه و رتبه های داوطلبان کنکور ۱۴۰۳ بر روی سایت سنجش قرار گرفت. 🌐 My.sanjesh.org 🌐 https://my.sanjesh.org/Performance/4