eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
592 دنبال‌کننده
792 عکس
320 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
عجالتا سیسمونی رو بی خیال ؛ شیر مادر ،نان پدر حلالت شیر مرد دیار علی علی علیه السلام . @dohhol
که عاقل آن کسی باشد که با دیوانه می سازد
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صرف نظر از تقدس تربت کربلا که فرمود جَعَلَهَا شِفَاءً لِشِیعَتِنَا وَ أَوْلِیَائِنَا خود موضع سجده هم محترم و مبارک است. در روایت ابراهیم بن عبد الحمید آمده است امام صادق(ع) به مردى فرمود: اگر تو را همّى (اندوه، دل‌مشغولی) رسید دست به موضع سجده‌ات یعنی آن خاکی که بر آن سجده می‌کنى بکش سپس بر صورت خود از جانب گونه چپ و بر پیشانى خود از جانب گونه راست مسح کن. سپس سه بار بگو: «بِسْمِ اللَّهِ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ، الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ اللَّهُمَّ أَذْهِبْ عَنِّی الْغَمَّ وَ الْحَزَنَ» منبع: شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۳۱
در حکایت شهر انسان محور شورای شهر اراک تابلوهایی را در شهر با عبارت فاخر اراک شهر انسان محور منتشر کرده است . در گوشه کنار دیدم که عده ای نقد کردند که هیهات این انسان همان مفاهیم اومانیستی است و کذا و کذا ... در علوم انسانی مفاهیم ابزار هستند . این مفاهیم در مکتب های گوناگون معناهای متفاوتی دارند . انسان ، واژه و مفهومی فرامکتبی است و در چار چوب مکاتب دیگر معناهای متفاوتی دارد ، در نگاه هابز موجودی گرگ صفت است که باید کنترل شود ، در مکتب لیبرال طور دیگر و ... " چرا باید خلط مفاهیم شود ؟! خیلی ساده است ، وقتی یک مسلمان می گوید انسان ؛ یعنی موجودی کنش گر ، خلاق ، صاحب اراده و مسئول و در یک کلام جانشین خدا . این سطور نه به نیت پاسخ به منتقدین ،بلکه به عنوان تلنگری است برای توقعی که شورای شهر ایجاد کرده ، در چنین شهری هویت انسانی معنا پیدا می کند و انسان ها خود را در بد و خوب آن شریک می دانند. . راه سختی است ، گمان می کنم با ایده محلات مسجد محور در شهر این شعار تحقق می یابد ، برماست که در این را که قطعا راهی درست و کلامی الهی است همداستان شویم و در تبیین این ایده هم بکوشیم و هم کمک کنیم . خدا قوت ، منتظریم و به هوش @dohhol
یکی از مهارت‌هایی که سبب رشد علوم انسانی است گفتگو و مناظره است ، با این روش می توانیم خود را در آیینه دیگران رشد دهیم . گفتگو و مناظره نیازمند شرایطی است که در نظام آموزشی به آن اهتمامی ندارد . منابع از پیش تعیین شده ،مباحث مشخص ،روش های یکسان و اصرار به حذف تجربه زیسته صرفا عادتواره ها را افزایش می دهد . کتاب اراده به دانستن اثر فوکو را بخوانید. عکسها از جلسه امروز است که میهمان دانشجویان مشتاق و عالی دانشگاه پیام نور استان مرکز بودم . @dohhol
این وسواس بیمارگون دولت‌های غربی برای عدم دسترسی کشورهای دیگر به سلاح هسته‌ای را امروز بهتر از هر زمان دیگری می‌توان درک کرد. آنها بیشتر از ایران و عراق هسته‌ای از درون پلید و مکار خویش می‌ترسند. واقعیت میدانی امروز فلسطین نشان می‌دهد که دُول غربی به راحتی با مسئله استفاده از بمب اتمی هم کنار آمده‌اند و در صورت لزوم شکی برای استفاده از آن نخواهند داشت. و برای همین است که تمام تلاش خود را برای جلوگیری از دستیابی سایر کشورها به این سلاح‌ها به کار گرفته‌اند. منطق آنها برای جلوگیری از ساخت سلاح هسته‌ای توسط ایران نه منطق انسانی و حقوق بشری و این خزعبلات بلکه منطق زور و جلوگیری از موازنه وحشت است و آنکه در جهان امروز هنوز این را متوجه نشده باشد، بدجور کلاهش پس معرکه خواهد بود...
مولا علی علیه‌السلام: وَفِی الصَّدْرِ لَباناتٍ إِذا ضاقَ لَها صَدْرِی نَکَتُّ الْأرْضَ بِالْکَفِّ وَاُبْدِیتُ لَهَا سِرّی فَمَهْمَا تُنْبِتُ الأَْرْضَ فَذاکَ النَّبْتُ مِنْ بَذْری -در سینه دردهایی است که وقتی تنگی می‌کند زمین را باکف دست می‌شکافم و اسرارم را در آن می‌گذارم، پس هرگاه زمین چیزی رویاند از آن بذری است که من کاشته‌ام.
پنج پیشنهاد برای کتاب‌خواندن 🔻از کلاس اول تا سال‌های پایان دانشگاه، صدها کتاب خواندیم اما محض رضای خدا یک بار یکی نیامد به ما بگوید که چگونه کتاب بخوان. در طول این سال‌ها به شیوه‌ی سعی و خطا چیزهایی آموختم که آن‌ها را با شما به اشتراک می‌گذارم. برخی از این نکات را هم از سایت خوب متمم یاد گرفتم. 🪧 ۱. با ذهن ناآرام کتاب بخوانید! یعنی این‌که از دیگران نپرسید که چه کتابی خوب است و یا این‌که نپرسید این روزها چه کتابی روی بورس است. این غلط است. اول از همه از خودتان شروع کنید از خودتان بپرسید که سؤالات و مسایل اصلی‌تان در زندگی چیست؟ مثلا ممکن است من مسئله اصلی‌ام در زندگی، بهبود ارتباطات با خانواده‌ام باشد و شما مسئله اصلی‌تان در زندگی افزایش مهارت مذاکره. بنابراین کتابی که برای من خوب است برای شما بی‌فایده است و برعکس. حالا ذهن ناآرام یعنی چه؟ یعنی این‌که ذهن وقتی با یک سؤال روبرو می‌شود، یک چاله در آن پیدا می‌شود و تا آن چاله پر نشود آرام نمی‌گیرد. علت این‌که کتاب‌خواندن گاهی برای ما خسته‌کننده و ملال‌آور می‌شود این است که این کتاب ربطی به چاله‌های ذهنی ما ندارد. اول سوراخ ایجاد کنید! 🪧 ۲. اول جنگل را ببینید بعد سراغ درختان بروید. معمولا ما بخش پیش‌گفتار و مقدمه و مطالب نوشته شده پشت جلد کتاب را خیلی مهم نمی‌دانیم. اما نکته این‌جاست که برای خواندن کتاب شما اول باید جغرافیای موضوع دست‌تان بیاید. یا این‌که "تصویر از بالا" یا Big Picture را درک کنید. آن‌وقت خیلی راحت‌تر می‌توانید فصول، پاراگراف‌ها و مفاهیم را یاد بگیرید. خواندن خلاصه کتاب، معرفی‌نامه‌ها، توصیه‌نامه‌هایی که در مورد یک کتاب هست، به‌سرعت می‌تواند برای ما یک "تصویر از بالا" ایجاد کند. 🪧 ۳. همیشه لازم نیست خواندن کتابی را که آغاز کرده‌اید به پایان ببرید. هرجا فکر کردید کتاب، کتاب خوبی نیست و به سؤالات شما پاسخ نمی‌دهد، بزنید کنار و دنده‌عقب بگیرید. ما در نظام آموزشی خود طی ۱۲ تا ۲۰ سال، مجبور بودیم کتاب‌هایی را بخوانیم که دیگران ما را به خواندن آن‌ها مجبور کرده‌اند.لازم نیست تا ابد این رویه را ادامه دهیم. 🪧 ۴. خلاصه‌کتاب به‌جای خود کتاب. بخشی از بهترین مطالعه‌هایی که داشته‌ام، خواندن خلاصه‌کتاب‌هایی بوده است که بهتر از خود کتاب، جان کتاب را منتقل می‌کنند. برخی از کتاب‌ها (البته برخی از کتاب‌ها را) را می‌شود در دو صفحه خلاصه کرد، پس بهتر است قبل از خرید و خواندن کتاب توصیه بند دوم را در نظر بگیرید. یک موقع دیدید که همان خلاصه‌کتاب مسئله شما را حل کرد و چه‌بسا بهتر از کتاب. 🪧 ۵. لحظات تلخ شما را شرطی‌ نکند. بسیاری از ما، مطالعه را نه با هدف افزایش اطلاعات و دانسته‌ها و بازشدن افق دید، بلکه برای فرار از مشکلات و مسائل روزمره انتخاب می‌کنیم. زمانی‌که از دوست یا همسر یا مدیر خود دلگیر هستیم، گوشه‌ای می‌نشینیم و کتاب ورق می‌زنیم. شاید این کار در کوتاه‌مدت، مفید باشد اما در بلندمدت ما را شرطی می‌کند و ذهن ما عادت می‌کند که کتاب، همراه لحظات تلخ زندگی است. @dohhol
✅ آن چوبی که سنوار در لحظه آخر پرت کرد، مبتنی بر نظام صدق و جهد است. ✅ یوسف وقتی در اتاق زلیخا گیر افتاد، صادقانه نمی‌خواست مرتکب گناه شود اما این صدق کافی نیست و باید جهد (تلاش پیوسته خالصانه) هم انجام می‌داد. یوسف به سمت در بسته حرکت کرد؛ دری که می‌داند قفل است اما تا دم در رفتن تمام تلاشی بود که یوسف می‌توانست انجام دهد. ✅ یحیی سنوار که یک عمر صادقانه با اسرائیل مبارزه کرده هم در لحظات آخر وقتی پاهایش از کار افتاده و یک دست او تقریبا قطع شده است، تمام جهدی که می‌تواند بکند انداختن چوب به سمت پهپاد اسرائیلی است. این‌ وعده خداست که در نتیجه صدق و جهد پیروزی حاصل می‌شود. پیروزی‌ها را به پیروزی ظاهر اگر تقلیل بدهیم، یوسف هم بعد از ماجرای اتاق به زندان افتاد، یحیی هم کشته شد اما پیروزی اصلی، بزودی از راه می‌رسد همانطور که برای یوسف از راه رسید. @dohhol