پنج پیشنهاد برای کتابخواندن
🔻از کلاس اول تا سالهای پایان دانشگاه، صدها کتاب خواندیم اما محض رضای خدا یک بار یکی نیامد به ما بگوید که چگونه کتاب بخوان. در طول این سالها به شیوهی سعی و خطا چیزهایی آموختم که آنها را با شما به اشتراک میگذارم. برخی از این نکات را هم از سایت خوب متمم یاد گرفتم.
🪧 ۱. با ذهن ناآرام کتاب بخوانید!
یعنی اینکه از دیگران نپرسید که چه کتابی خوب است و یا اینکه نپرسید این روزها چه کتابی روی بورس است. این غلط است. اول از همه از خودتان شروع کنید از خودتان بپرسید که سؤالات و مسایل اصلیتان در زندگی چیست؟ مثلا ممکن است من مسئله اصلیام در زندگی، بهبود ارتباطات با خانوادهام باشد و شما مسئله اصلیتان در زندگی افزایش مهارت مذاکره. بنابراین کتابی که برای من خوب است برای شما بیفایده است و برعکس. حالا ذهن ناآرام یعنی چه؟ یعنی اینکه ذهن وقتی با یک سؤال روبرو میشود، یک چاله در آن پیدا میشود و تا آن چاله پر نشود آرام نمیگیرد. علت اینکه کتابخواندن گاهی برای ما خستهکننده و ملالآور میشود این است که این کتاب ربطی به چالههای ذهنی ما ندارد. اول سوراخ ایجاد کنید!
🪧 ۲. اول جنگل را ببینید بعد سراغ درختان بروید.
معمولا ما بخش پیشگفتار و مقدمه و مطالب نوشته شده پشت جلد کتاب را خیلی مهم نمیدانیم. اما نکته اینجاست که برای خواندن کتاب شما اول باید جغرافیای موضوع دستتان بیاید. یا اینکه "تصویر از بالا" یا Big Picture را درک کنید. آنوقت خیلی راحتتر میتوانید فصول، پاراگرافها و مفاهیم را یاد بگیرید. خواندن خلاصه کتاب، معرفینامهها، توصیهنامههایی که در مورد یک کتاب هست، بهسرعت میتواند برای ما یک "تصویر از بالا" ایجاد کند.
🪧 ۳. همیشه لازم نیست خواندن کتابی را که آغاز کردهاید به پایان ببرید.
هرجا فکر کردید کتاب، کتاب خوبی نیست و به سؤالات شما پاسخ نمیدهد، بزنید کنار و دندهعقب بگیرید. ما در نظام آموزشی خود طی ۱۲ تا ۲۰ سال، مجبور بودیم کتابهایی را بخوانیم که دیگران ما را به خواندن آنها مجبور کردهاند.لازم نیست تا ابد این رویه را ادامه دهیم.
🪧 ۴. خلاصهکتاب بهجای خود کتاب.
بخشی از بهترین مطالعههایی که داشتهام، خواندن خلاصهکتابهایی بوده است که بهتر از خود کتاب، جان کتاب را منتقل میکنند. برخی از کتابها (البته برخی از کتابها را) را میشود در دو صفحه خلاصه کرد، پس بهتر است قبل از خرید و خواندن کتاب توصیه بند دوم را در نظر بگیرید. یک موقع دیدید که همان خلاصهکتاب مسئله شما را حل کرد و چهبسا بهتر از کتاب.
🪧 ۵. لحظات تلخ شما را شرطی نکند.
بسیاری از ما، مطالعه را نه با هدف افزایش اطلاعات و دانستهها و بازشدن افق دید، بلکه برای فرار از مشکلات و مسائل روزمره انتخاب میکنیم. زمانیکه از دوست یا همسر یا مدیر خود دلگیر هستیم، گوشهای مینشینیم و کتاب ورق میزنیم. شاید این کار در کوتاهمدت، مفید باشد اما در بلندمدت ما را شرطی میکند و ذهن ما عادت میکند که کتاب، همراه لحظات تلخ زندگی است.
@dohhol
✅ آن چوبی که سنوار در لحظه آخر پرت کرد، مبتنی بر نظام صدق و جهد است.
✅ یوسف وقتی در اتاق زلیخا گیر افتاد، صادقانه نمیخواست مرتکب گناه شود اما این صدق کافی نیست و باید جهد (تلاش پیوسته خالصانه) هم انجام میداد. یوسف به سمت در بسته حرکت کرد؛ دری که میداند قفل است اما تا دم در رفتن تمام تلاشی بود که یوسف میتوانست انجام دهد.
✅ یحیی سنوار که یک عمر صادقانه با اسرائیل مبارزه کرده هم در لحظات آخر وقتی پاهایش از کار افتاده و یک دست او تقریبا قطع شده است، تمام جهدی که میتواند بکند انداختن چوب به سمت پهپاد اسرائیلی است. این وعده خداست که در نتیجه صدق و جهد پیروزی حاصل میشود. پیروزیها را به پیروزی ظاهر اگر تقلیل بدهیم، یوسف هم بعد از ماجرای اتاق به زندان افتاد، یحیی هم کشته شد اما پیروزی اصلی، بزودی از راه میرسد همانطور که برای یوسف از راه رسید.
@dohhol
خداروشکر همه چیز خوب و مشکلی توی کشور نیست برای همین رییسجمهور از گرون کردن بنزین گفتن. قیمت بین ۸ تا ۱۰ تومن درنظر دارن عزیزان.
من مشکلی با گرون کردن بنزین ندارم، بهنظرم همه مردم هم موافق باشن اصلا بنزین بشه ۱۰۰ هزارتومن ولی ماشین خوب سوار بشن، حقوق خوب بگیرن، زندگیشون بچرخه.
شما هزینههاتون رو کم کنید، چرا مردم خرج شما رو بدن؟
در هرفلکی مردمکی میبینم
هر مردمکی را فلکی میبینم
ای اَحوَل اگر یکی، دو میبینی تو
برعکس تو من، دو را یکی میبینم
#مولوی
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وصیت نامه یحیی سنوار نشان از روح بزرگ انسانی با اراده فولادین است که برای نبردی نابرابر اما سراسر غرور و پایمردی آبدیده شده است.
وصیت نامه سنوار نه برای تقسیم ارث میان فرزندان و بازماندگان بلکه نقشه راهی برای تمام روحهای خموده و سرگشته و ناامید در این جهان پر از نابرابری و خشونت است.
سنوار در آخرین پیام خود تاریخ را به محکمه وجدان بشری دعوت میکند و در جهانی عمیقأ پوچ و تهی از معنا از ایمان به حقیقت سخن میگوید.
وصیت نامه یحیی سنوار آخرین مانیفست آزادیخواهی در قرن عمیقأ دلمرده و افسردهای است که هر روایت معنابخشی را با شدیدترین شکل ممکن سرکوب میکند.
وصیت سنوار چون ندایی قدسی در گوش آزادیخواهان جهان خواهد پیچید و لالایی چند دههای خونخواران برای در خواب فروبردن وجدانهای بشری را برهم خواهد زد.
@dohhol
📣بمناسبت سالروز اعتراض حضرت امام به قانون کثیف کاپیتولاسیون؛
📌مرد با همسر و فرزندش در حال عبور از پل معلق اهواز بودند.
از روبرو دو سرباز آمریکایی مست به طرف آنها می آمدند. سرباز آمریکایی با چشمان دریده به زن خیره شده و تلوتلوخوران به سمتش می آمد.گویا قصد بدی داشت؛ مرد جلو رفت تا از ناموسش دفاع کند؛ دعوا شد. مردم جمع شدند؛ پاسبان های ایرانی هم بودند!! سربازهای مست، مرد را از بالای پل به رودخانه انداختند. مردم با عصبانیت از پاسبان ها خواستند تا آنها را دستگیر کنند؛ گفتند: ماحق دستگیری و محاکمه آنهارا نداریم!! (بخاطر قانون کاپیتولاسیون) پدر جلوی چشم زن وبچه اش غرق شد...
دو سرباز آمریکایی بلندبلند میخندیدند و دور می شدند.
مادر و فرزند نرده های پل را گرفته بودند و هق هق کنان می گریستند.
و از این دست اتفاق مکررا در شهرهای ایران رقم میخورد.
🔴 37 سال بعد اما ...
📌"شما وارد محدوده آبهای جمهوری اسلامی ایران شده اید.بدون مقاومت تسلیم شوید."
این صدای بلندگوی قایق سپاه ایران بود که به طرف تفنگداران امریکایی در نزدیکی یک جزیره ایرانی می آمد...
وقتی شناورهای ایرانی به قایق آمریکایی رسیدند،آنها با ترس و خفت، دستها را بالا بردند. و برای همیشه تصویر درازکشیدن سربازان امریکا در مقابل ایران را به صفحه رسانه ها کشاندند.
⏬
⏬
⏪ عموم افرادی که به جنگ زده های لبنان و فلسطین کمک میکنند همان افرادی هستند که وقتی سیل و زلزله و بلای طبیعی در گوشهای از کشور رخ میدهد هم آستینها را بالا زده و به کمک میشتابند.
⏪ بخشیدن اموال (فارغ از ملیت و مذهب و ایدئولوژی دریافت کننده کمک) دل بزرگی میخواهد و به وقت عمل دست شستن از اموال کار هر کسی نیست.
⏪ عموم افرادی که امروز در شبکههای اجتماعی منتقد و مخالف کمک به مردم فلسطین و لبنان هستند و شعار «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرامست سر میدهند» عادت به غرزدن دائمی دارند و در طول حیات خود حتی یک هزار تومانی هم به مفلسی نبخشیدهاند.
⏪ فرهنگ ایرانی ریشه در تمدن و سنتی دارد که شاعر بزرگش بیش از هشتصد سال پیش از یک تن بودن بنیآدم سخن میگفت و فریاد برمیآورد که: (من از بینوایی نیام روی زرد/ غم بینوایان رخم زرد کرد).
حمله به این فرهنگ و از بین بردن این فرهنگ چیزی نیست که به سادگی با توییت و متلک چند اجیر شده بیگانه، از بین برود.
@dohhol
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باور بفرمایید این مملکت بهشت امثال همین فرخ نژاد و تنابنده و ژوله و رامبد جوان و مهران مدیری و امثالهم است.
افرادی که یک روز با سینمای لوده و ضدفرهنگی میلیاردها تومان به جیب می زنند، روز دیگر هم برای شکلک درآوردن یا بازی در سریالهای تلویزیون صدها و میلیاردها تومان دریافت می کنند، از بازی در هیچ نقشی ابایی ندارند، از پرداخت مالیات معافند و در آخر بار و بندیل را بسته و بدون هیچ درک و شعور سیاسی، تاریخی و فلسفی، ژست مبارز و چه گوارا بودن می گیرند.
جماعتی که هم خود را قهرمان اکت سیاسی و اجتماعی می دانند، هم لقمه درشت خوان گسترده صدا و سیما را بر می دارند و هم سر سفره محبوبیت و مردمی بودن در ردیف اول نشسته اند و هم قهرمانان انتقاد از وضع موجودند.
مملکت بهشت همین طبقه است که بیشترین آسیب را به سینما و موسیقی و هنر وارد می کنند و در عین حال به میلیاردرهای محبوب دل توده ها بدل می شوند.
نه آقای فرخ نژاد هرگونه که حساب کنیم مایه ننگ ما آن نیروی ارتش که با ماهی هشت، نه میلیون تومان حقوق به وظیفه ذاتی خود که دفاع و حفاظت از مرزهای کشور است می پردازد نیست، بلکه شما و امثال شما هستید.
@dohhol
در زمان مظفرالدین شاه، شاه تصمیم گرفت تا با مردم عادی معاشرت کند و بفهمد چه چیزی در دل آنهاست. او لباس سادهای پوشید و در شهر شروع به گشت و گذار کرد. در راه به کفشدوزی برخورد که مشغول کار بود. شاه که میخواست او را امتحان کند و کمی هم سر به سرش بگذارد، به کفشدوز گفت: «ای کفشدوز، برایم بگو که روزی چقدر درآمد داری؟»
کفشدوز گفت: «روزانه به اندازهی کفایت برایم در میآید، قربان!»
شاه با کنایه گفت: «خوب، اگر من پادشاهی مثل مظفرالدین شاه بودم، روزانه هزار سکه طلا در میآوردم!»
کفشدوز لبخندی زد و گفت: «اگر من هم شاه بودم، فقط کفشهای قشنگ میپوشیدم و به کار کفشدوزها کاری نداشتم!»
@dohhol
عظمت و اهمیت ماجراهای فلسطین بعد از حماسهی طوفان الاقصی بهگونهای بود که بسیاری از مکاتب فکری و متفکرانشان را به چالش وجودی کشاند. چرا که بسیاری از آنهایی که داعیهی حقوق بشر جهانی و اخلاق جهانی داشتند، در نسلکشی و کشتار انسانهای فلسطینی نهتنها سکوت پیشهکردند، بلکه توجیهگر جنایات رژیم صهیونیستی نیز بودند. غزّه نشان داد همهی مفاهیم قبلی دربارهی سلطه، آزادی، عدالت، انسانیت و... نیاز به بازاندیشی بنیادین دارد و امکان یک شیفتپارادایم در فضای فکری و دانشگاهی پدید آمده. همچنین چرایی مبارزه ما با اسرائیل را نه صرفاً یک مسئلهی سیاسی، که یک مسئلهی فرهنگی ریشهدار در تاریخ ایرانیان میدانیم
@dohhol
#کوتاهنوشت
📌بغض یک فیلسوف
🖇یادبود قیصر امینپور
🔰 استاد فلسفه دکتر قوام صفری داشت درس میگفت. وسط بحثش گفتم این بحث خیلی شبیه این شعر قیصره و یکی از ابیاتش را خواندم. استاد جدی ما که همه او را به عقل سردش میشناسند، ناگهان بغض کرد و گفت: «او مرد خیلی بزرگی بود. نامش را که میشنوم احساساتم گر میگیرد. عمیقا دوستش داشتم که اشعارش عمیقند. همیشه به شوخی به او میگفتم: تو واقعا اینها را که میگویی میفهمی یا همین جوری میگویی. یک روز در حیاط دانشگاه تهران با هم قدم میزدیم که باران گرفت. قیصر کیفش را روی سر من گرفت. گفتم چرا روی سر خودت نمیگیری؟ گفت: عقل ما شاعرا همین جوری خیس هست. عقل شما فلاسفه حیفه که خیس بشه» استاد دیگه طاقت نیاورد و اشکش روان شد.
@dohhol