"از ویژگیهای روحیِ ایرانی تسلط افراط و تفریط بر امور است، یا به عبارت دیگر نقص توازن؛ این عارضه موجب گردیده که ایرانی یا چیزی را زیاد دوست بدارد و یا زیاد دشمن، و توقف در حد وسط برایش بسیار دشوار بشود.
ایران در دورانهایی جامعه افراط و تفریط بوده است، و بدینگونه در آن عدهای از بدترینها حضور داشتهاند، ولی نگرانی از آنجا آغاز میشود که بدها رو به تزاید داشته باشند و یا در نقطههای مورد حاجت و مرجع عموم قرار گیرند"
سخنها را بشنویم - محمدعلی اسلامی ندوشن
@dohhol
40.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تربیت شی واره ، تربیت بازاری است ، انسان به خاطر ذات کنش گرانه اش تربیتی عمیق لازم دارد ، تربیتی که زندگی را برایش بسازد و معنا کند.
@dohhol
فوری
🔰 انتشار دفترچه راهنمای ثبتنام دوازدهمین آزمون استخدامی فراگیر دستگاههای اجرایی (نگارش پاییز)
https://shenasname.ir/?p=65304
✔️ اداره کل امور اداری و مالی استانداری مرکزی
جذب و بکارگیری ۷۰ نفر کارشناسان رشته های علوم سیاسی و اجتماعی و عمرانی و کامپیوتر و..... صرفا در فرمانداری و بخشداری ها از طریق آزمون استخدامی با شرایط ۴۰٪ آزمون کتبی و ۶۰ ٪ مصاحبه و شرایط بومی شهرستان انجام خواهد گرفت.
🦾هر سؤالی داری، از من بپرس!
بازوی هوشمصنوعی ChatGPT به بله آمد! 🎉
🔰 امکانات هوشمصنوعی بله:
۱. از سؤالهایی مثل وضعیت آب و هوا تا حل مسائل درسی و دانشگاهی و حتی پاسخ به چالشهای برنامهنویسی، میتونی همهچیز رو از ChatGPT بله بپرسی و کمتر از چند ثانیه به جواب برسی! ⏱️💬
۲. ابزارهای ساخت عکس Stable و LLama هم در این بازو قرار دارند. فقط کافیست توضیحاتت رو برای این ابزارها بفرستی و در کمتر از چند ثانیه، تصویر مدنظرت ساخته میشود!
لینک 👇
https://ble.ir/OpenApiBot?start=ads
@dohhol
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرتضی آوینی، شاعر بزرگ حماسه
جنگ چهره کریه زشتی دارد و نباید از آن تصویری شاعرانه ارائه داد، اما چهره کریه و پلید جنگ نباید باعث شود که انسان قدرت تمیز و قضاوت خود را از دست بدهد و همه طرفین جنگ را با یک چوب براند. در هر جنگی همیشه یک طرف به حق خود قانع نیست و همیشه یک طرفی است که مظلوم واقع شده و برای دفاع از شرف و آزادی خود میجنگد.
در جنگ میان آنکه برای کشورگشایی و تجاوز و قتل و غارت میجنگد با آنکه از سرزمین خود دفاع میکند هزاران فرسنگ فاصله است. آنکه هر دو طرف جنگ را با یک چوب میراند یا غرض و مرضی دارد و یا صلاحیت لازم برای اظهار نظر در چنین مسائلی را ندارد.
جنگ فلسطین و حزب الله با اسرائیل به مانند جنگ ایران و عراق نه یک جنگ برابر و در شرایط مساوی بلکه جنگ ارتشی آماده و مورد حمایت قدرت های جهانی در مقابل ملت مظلوم و بیپناهی است که جز اراده فولادین مردماش هیچ سلاح و حامی دیگری ندارند.
داستان مردم جنوب لبنان و غزه هم به مانند جنگ ایران و عراق هم داستان الواتی و معرکه گیری و زیادهخواهی نیست، بلکه تراژدی سراسر اندوهباری است که تصویر واقعی خونخواران و متجاوزان جهان را پدیدار میکند.
@dohhol
🎬 فیلم سینمایی: برام بیقرار
🔹 ژانر: خانوادگی و کودک
🔸 محصول: هلند
🔹 موضوع: معلم سختکوش
🔸 کارگردان: آنا وان در هیده
📖 خلاصه داستان:
برام، دانشآموز باهوش و پرجنبوجوش کلاس اولی، دائماً معلمش را به چالش میکشد. او بارها از مدرسه فرار میکند تا به روش خودش چیزهای بیشتری یاد بگیرد. در نهایت، به طور اتفاقی پای معلمش را میشکند و آماده است تا با معلم جدیدی روبهرو شود؛ معلمی که توانایی بهتری در برقراری ارتباط با دانشآموزان دارد و میتواند برامِ بیقرار را آرام کند... اما داستان به همین جا ختم نمیشود!
🎥 تماشای این فیلم جذاب را از دست ندهید:
https://www.aparat.com/v/w0RTf
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ درخواست همسر خانمی که اخیرا در علوم و تحقیقات حاشیه ساز شده بود:
ازتون خواهش می کنم به خاطر آینده بچه هاش این فیلم رو انتشار ندین
🔴 اعتیاد به پست و مقام!
دکتر گودرز صادقی، رییس سابق دانشگاههای ارومیه و مقدس اردبیلی مطلبی نوشته هم برای آنهایی که هنوز در رأس قدرتند و هم کسانی که از قدرت پایین کشیده شدهاند! و خواندنش را واجب ولازم دانسته.
مطلبی که از جهات مختلف کمک میکند بفهمیم برخی از مدیران مسئلهها را چگونه میبینند! ... بخوانید؛
------------------
من دو دوره ریاست دانشگاههای دولتی را جمعا به مدت ۸ سال به عهده داشتهام. هیچ امتیاز مادی به معنای واقعی از محل ریاست عایدم نشد. حتی موقعی که در اردبیل مأمور بودم، حق مدیریتم صرف اجارهی خانه و هزینهی رفت و آمد به تهران میشد. با این حال، بخواهی نخواهی از دو امتیاز برخوردار بودم: داشتن رانندهی اختصاصی و نیز یک دفتر کار بزرگ با سرویس بهداشتی مستقل!
در هر دو بار، وقتی که دورهام با استعفا به سر آمد، از بعضی نظرها دچار مشکل جدی شدم. اگر چه از اتومبیل دولتی برای مقاصد شخصی استفاده نمیکردم، لیکن رانندهها برای من نه یک کارمند بلکه دوست و برادر بودند و بعضی کارهای شخصی مرا برای این که بتوانم به کارهای دانشگاه برسم انجام میدادند که از جملهی آنها این موارد را میتوانم نام ببرم:
خرید نان و بعضی ملزومات دیگر، گرفتن وقت از دکتر، انجام کارهای اداری و بانکی، برداشتن و گذاشتن من درست در مقابل جایی که کار داشتم (بدون این که نگران جای پارک باشم!)، رسیدگی به ماشین خودم (مانند کارواش و تعویض روغن)، پیدا کردن واحدهای صنفی مورد نیاز (مانند خرازی و تعمیرگاه و اینجور جاها) و … (چیز دیگری یادم نمیآید). ضمنا همه با من مهربان بودند و تقریبا تمام کارکنان و اساتید دانشگاه را افرادی کار راهانداز و مؤدب و وظیفهشناس میدیدم، چرا که هیچکدام از کارهای خود من به تأخیر نمیافتاد و همه چیز رو به راه بود.
وقتی که از ریاست کنار رفتم، زندگی برایم بسیار سخت شد. چند سال تنبلی باعث شده بود از انجام کارهای سادهی شخصی و اداری و خرید نان و اینجور چیزها عاجز بشوم. بعلاوه، جسته گریخته متوجه شدم که برخورد کارکنان و همکاران با من بسیار با برخوردشان با سایر افراد و ارباب رجوع متفاوت بوده است. کسی که برایم مظهر مدارا و احساس مسئولیت بود، به زعم دیگران آدمی عصبی و تندمزاج و بدخواه به شمار میآمد. تازه فهمیدم که بدترین همکاران هم به من که میرسیدند جور دیگری رفتار میکردند.
الان چند سالی است که دوباره به زندگی عادی خو کردهام. نه تنها از انجام کارهای شخصیام طفره نمیروم، بلکه از دست و پا چلفتی بودنم رها شدهام. از پیاده رفتن و سوار اتوبوس و مترو شدن لذت هم میبرم و از این که با آدمهای متفاوت و معمولی معاشرت میکنم بسیار خوشحالم. تصور این که یک بار دیگر به پست مشابه یا بالاتری گمارده شوم برایم نه تنها لذتبخش نیست بلکه دلهرهآور است. دیدن بعضی چهرههای عبوس، تندرو و کجفهم و اجبار به جلیس شدن با آنها و قانع کردنشان در امور بدیهی شکنجهی بزرگی است. احاطه شدن توسط آدمهایی که بدون اینکه ته دلشان با تو باشد اظهار ارادت میکنند، چندشآور است. این که نفهمم زندگی واقعی چیست احساس خنگی و نفهمی به من میدهد.
در این مملکت آدمهایی هستند که دهها سال در مسند کارهایی به مراتب مهمتر از مسئولیتهای من هستند. آنها نمیفهمند دور و برشان چه خبر است. آنها هرگز سوار اتوبوس شهری یا مترو نشدهاند. هیچگاه کارمندی مدارکشان را به سمتشان پرت نکرده است. در صف بنزین نبودهاند. آنها نمیفهمند صف نان چیست. هرگز مهمان یا میزبان کارگر یک کورهپزخانه نبودهاند. در مطب پزشک در حالی که گفتهاند ساعت ۴ آنجا باشند تا ساعت ۱۱ شب معطل نشدهاند. این آدمها اصلا نمیفهمند رانندگی در ترافیک بزرگراه همت یعنی، چون راننده دارند. آنها فکر میکنند همهی مردم پشتیبانشان هستند و مرتب برای موفقیتشان دعا میکنند. تا حالا کسی به خاطر مالیدن ماشین با قفل فرمان به آنها حمله نکرده است و هرگز احدی عمهی محترمشان را مورد تفقد قرار نداده است! آنها معتاد ریاست هستند و اگر پس از این همه سال، مثل من و تو به یک آدم عادی تبدیل بشوند درجا سکته میکنند!
اگر بخواهید زمین زراعی از باروری نیفتد آن را هر از گاهی به آیش(۱) میگذارید. دو سال میکارید و یک سال نمیکارید. مدیرها هم نیازمند آیش هستند. هر از گاهی باید به زیر بیایند و بفهمند که مردم چگونه زندگی میکنند، چگونه فکر میکنند، چه میخواهند و چه نمیخواهند. آنهایی که ۴۰ سال در برج عاج نشستهاند آدمهایی هستند که نمیتوانند مثل آدم زندگی کنند.
--------------
پینوشت ۱: آیش تکنیک کشاورزی است که در آن زمین قابل کشت، بدون کشت برای یک چرخه یا بیشتر رها میشود.
پینوشت ۲: طبیعی است در این کشور مدیرانی هستند که به هیچ روی زیستشان اینگونه نیست و بارها نیز به واسطه آنها برداشته میشود، هر چند تعدادشان بسیار اندک باشد
➕ اگر عمری باشد، پس از این هیچ فضیلتی را همپایه مهربانی با آدمیزادگان نمیشمارم.
➕اگر عمری باشد، کمتر میگویم و مینویسم و بیشتر میشنوم و میخوانم.
➕اگر عمری باشد، پس از این خویش را بدهکار هستی و هستان میشمارم نه طلبکار.
➕اگر عمری باشد، دیگر هیچ عدالت کوچکی را در هوس رسیدن به عدالت بزرگتر قربانی نمیکنم.
➕اگر عمری باشد، دیگر با دو گروه بحث و گفتوگو نمیکنم:
آنان که از عقیده خویش منفعت میبرند
و آنان که از اندیشه خویش، پیشه ساختهاند.
➕اگر عمری باشد،
عدالت را فدای عقیده،
و آرزو را فدای مصلحت،
و عمر را در پای خوردنیها و پوشیدنیها قربان نمیکنم.
➕ اگر عمری باشد، چندان در خطا و کوتاهیهای دیگران نمینگرم که روسیاهی خود را نبینم.
➕ اگر عمری باشد، هیچ ظلمی را سختتر از تحقیر دیگران نمیشمارم.
➕اگر عمری باشد، هر درختی را که دیدم در آغوش میگیرم، هر گلی را میبویم، و هر کوهی را بازیگاه میبینم و تنها یک تردید را در دل نگه میدارم: طلوع خورشید زیباتر است یا غروب آن.
➕ اگر عمری باشد، همچنان برای آزادی و آبادی کشورم میکوشم.
➕اگر عمری باشد، رازگشایی از معمای هستی را به کودکان کهنسال میسپارم.
➕اگر عمری باشد، در جنگلهای بیشتری گم میشوم؛ کوههای بیشتری را مینوردم؛ ساعتهای بیشتری به امواج دریا خیره میشوم؛ دانههای بیشتری در زمین میکارم و زبالههای بیشتری از روی زمین برمیدارم.
➕ اگر عمری باشد، کمتر غم نان میخورم و بیشتر غم جان میپرورم.
➕ اگر عمری باشد، دیگر هیچ گنجی را باور نمیکنم جز گنج گهربار کوشش و زحمت.
➕ اگر عمری باشد، برای خشنودی، منتظر اتفاقات خوشایند نمینشینم.
➕ اگر عمری باشد، خدایی را میپرستم که جز محراب حیرت، در شاُن او نیست.
@dohhol
هم اکنون کلاس معلمان جوان در محضر شهید خوشنام ۱۷ ساله دانشگاه فرهنگیان
@dohhol