eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
592 دنبال‌کننده
792 عکس
320 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 اعتیاد به پست و مقام! دکتر گودرز صادقی، رییس سابق دانشگاه‌های ارومیه و مقدس اردبیلی مطلبی نوشته هم برای آن‌هایی که هنوز در رأس قدرتند و هم کسانی که از قدرت پایین کشیده شده‌اند! و خواندنش را واجب ولازم دانسته. مطلبی که از جهات مختلف کمک می‌کند بفهمیم برخی از مدیران مسئله‌ها را چگونه می‌بینند! ... بخوانید؛ ------------------ من دو دوره ریاست دانشگاه‌های دولتی را جمعا به مدت ۸ سال به عهده داشته‌ام. هیچ امتیاز مادی به معنای واقعی از محل ریاست عایدم نشد. حتی موقعی که در اردبیل مأمور بودم، حق مدیریتم صرف اجاره‌ی خانه و هزینه‌ی رفت و آمد به تهران می‌شد. با این حال، بخواهی نخواهی از دو امتیاز برخوردار بودم: داشتن راننده‌ی اختصاصی و نیز یک دفتر کار بزرگ با سرویس بهداشتی مستقل! در هر دو بار، وقتی که دوره‌ام با استعفا به سر آمد، از بعضی نظرها دچار مشکل جدی شدم. اگر چه از اتومبیل دولتی برای مقاصد شخصی استفاده نمی‌کردم، لیکن راننده‌ها برای من نه یک کارمند بلکه دوست و برادر بودند و بعضی کارهای شخصی مرا برای این که بتوانم به کارهای دانشگاه برسم انجام می‌دادند که از جمله‌ی آن‌ها این موارد را می‌توانم نام ببرم: خرید نان و بعضی ملزومات دیگر، گرفتن وقت از دکتر، انجام کارهای اداری و بانکی، برداشتن و گذاشتن من درست در مقابل جایی که کار داشتم (بدون این که نگران جای پارک باشم!)، رسیدگی به ماشین خودم (مانند کارواش و تعویض روغن)، پیدا کردن واحدهای صنفی مورد نیاز (مانند خرازی و تعمیرگاه و اینجور جاها) و … (چیز دیگری یادم نمی‌آید). ضمنا همه با من مهربان بودند و تقریبا تمام کارکنان و اساتید دانشگاه را افرادی کار راه‌انداز و مؤدب و وظیفه‌شناس می‌دیدم، چرا که هیچکدام از کارهای خود من به تأخیر نمی‌افتاد و همه چیز رو به راه بود. وقتی که از ریاست کنار رفتم، زندگی برایم بسیار سخت شد. چند سال تنبلی باعث شده بود از انجام کارهای ساده‌ی شخصی و اداری و خرید نان و اینجور چیزها عاجز بشوم. بعلاوه، جسته گریخته متوجه شدم که برخورد کارکنان و همکاران با من بسیار با برخوردشان با سایر افراد و ارباب رجوع متفاوت بوده است. کسی که برایم مظهر مدارا و احساس مسئولیت بود، به زعم دیگران آدمی عصبی و تندمزاج و بدخواه به شمار می‌آمد. تازه فهمیدم که بدترین همکاران هم به من که می‌رسیدند جور دیگری رفتار می‌کردند. الان چند سالی است که دوباره به زندگی عادی خو کرده‌ام. نه تنها از انجام کارهای شخصی‌ام طفره نمی‌روم، بلکه از دست و پا چلفتی بودنم رها شده‌ام. از پیاده رفتن و سوار اتوبوس و مترو شدن لذت هم می‌برم و از این که با آدم‌های متفاوت و معمولی معاشرت می‌کنم بسیار خوشحالم. تصور این که یک بار دیگر به پست مشابه یا بالاتری گمارده شوم برایم نه تنها لذت‌بخش نیست بلکه دلهره‌آور است. دیدن بعضی چهره‌های عبوس، تندرو و کج‌فهم و اجبار به جلیس شدن با آن‌ها و قانع کردن‌شان در امور بدیهی شکنجه‌ی بزرگی است. احاطه شدن توسط آدم‌هایی که بدون اینکه ته دلشان با تو باشد اظهار ارادت می‌کنند، چندش‌آور است. این که نفهمم زندگی واقعی چیست احساس خنگی و نفهمی به من می‌دهد. در این مملکت آدم‌هایی هستند که ده‌ها سال در مسند کارهایی به مراتب مهم‌تر از مسئولیت‌های من هستند. آن‌ها نمی‌فهمند دور و برشان چه خبر است. آنها هرگز سوار اتوبوس شهری یا مترو نشده‌اند. هیچگاه کارمندی مدارکشان را به سمتشان پرت نکرده است. در صف بنزین نبوده‌اند. آن‌ها نمی‌فهمند صف نان چیست. هرگز مهمان یا میزبان کارگر یک کوره‌پزخانه نبوده‌اند. در مطب پزشک در حالی که گفته‌اند ساعت ۴ آنجا باشند تا ساعت ۱۱ شب معطل نشده‌اند. این آدم‌ها اصلا نمی‌فهمند رانندگی در ترافیک بزرگراه همت یعنی، چون راننده دارند. آن‌ها فکر می‌کنند همه‌ی مردم پشتیبان‌شان هستند و مرتب برای موفقیت‌شان دعا می‌کنند. تا حالا کسی به خاطر مالیدن ماشین با قفل فرمان به آن‌ها حمله نکرده است و هرگز احدی عمه‌ی محترم‌شان را مورد تفقد قرار نداده است! آن‌ها معتاد ریاست هستند و اگر پس از این همه سال، مثل من و تو به یک آدم عادی تبدیل بشوند درجا سکته می‌کنند! اگر بخواهید زمین زراعی از باروری نیفتد آن را هر از گاهی به آیش(۱) می‌گذارید. دو سال می‌کارید و یک سال نمی‌کارید. مدیرها هم نیازمند آیش هستند. هر از گاهی باید به زیر بیایند و بفهمند که مردم چگونه زندگی می‌کنند، چگونه فکر می‌کنند، چه می‌خواهند و چه نمی‌خواهند. آنهایی که ۴۰ سال در برج عاج نشسته‌اند آدم‌هایی هستند که نمی‌توانند مثل آدم زندگی کنند. -------------- پی‌نوشت ۱: آیش تکنیک کشاورزی است که در آن زمین قابل کشت، بدون کشت برای یک چرخه یا بیشتر رها می‌شود. پی‌نوشت ۲: طبیعی است در این کشور مدیرانی هستند که به هیچ روی زیست‌شان اینگونه نیست و بارها نیز به واسطه آن‌ها برداشته می‌شود، هر چند تعدادشان بسیار اندک باشد
➕ اگر عمری باشد، پس از این هیچ فضیلتی را هم‌پایه مهربانی با آدمیزادگان نمی‌شمارم. ➕اگر عمری باشد، کمتر می‌گویم و می‌نویسم و بیشتر می‌شنوم و می‌خوانم. ➕اگر عمری باشد، پس از این خویش را بدهکار هستی و هستان می‌شمارم نه طلبکار. ➕اگر عمری باشد، دیگر هیچ عدالت کوچکی را در هوس رسیدن به عدالت بزرگ‌تر قربانی نمی‌کنم. ➕اگر عمری باشد، دیگر با دو گروه بحث و گفت‌وگو نمی‌کنم: آنان که از عقیده خویش منفعت می‌برند و آنان که از اندیشه خویش، پیشه ساخته‌اند. ➕اگر عمری باشد، عدالت را فدای عقیده، و آرزو را فدای مصلحت، و عمر را در پای خوردنی‌ها و پوشیدنی‌ها قربان نمی‌کنم. ➕ اگر عمری باشد، چندان در خطا و کوتاهی‌های دیگران نمی‌نگرم که روسیاهی خود را نبینم. ➕ اگر عمری باشد، هیچ ظلمی را سخت‌تر از تحقیر دیگران نمی‌شمارم. ➕اگر عمری باشد، هر درختی را که دیدم در آغوش می‌گیرم، هر گلی را می‌بویم، و هر کوهی را بازیگاه می‌بینم و تنها یک تردید را در دل نگه می‌دارم: طلوع خورشید زیباتر است یا غروب آن. ➕ اگر عمری باشد، همچنان برای آزادی و آبادی کشورم می‌کوشم. ➕اگر عمری باشد، رازگشایی از معمای هستی را به کودکان کهنسال می‌سپارم. ➕اگر عمری باشد، در جنگل‌های بیشتری گم می‌شوم؛ کوه‌های بیشتری را می‌نوردم؛ ساعت‌های بیشتری به امواج‌ دریا خیره می‌شوم؛ دانه‌های بیشتری در زمین می‌کارم و زباله‌های بیشتری از روی زمین برمی‌دارم. ➕ اگر عمری باشد، کمتر غم نان می‌خورم و بیشتر غم جان می‌پرورم. ➕ اگر عمری باشد، دیگر هیچ گنجی را باور نمی‌کنم جز گنج گهربار کوشش و زحمت. ➕ اگر عمری باشد، برای خشنودی، منتظر اتفاقات خوشایند نمی‌نشینم. ➕ اگر عمری باشد، خدایی را می‌پرستم که جز محراب حیرت، در شاُن او نیست. @dohhol
هم اکنون کلاس معلمان جوان در محضر شهید خوشنام ۱۷ ساله دانشگاه فرهنگیان @dohhol
هویت‌زدایی یعنی: مبانی اندیشه‌ای ورویکردهای تاریخی و ملی یک کشور تحقیربشود، گذشته‌یک کشور تحقیر شود، گذشته‌ انقلاب تحقیر شود، کارهای بزرگی که انجام گرفته کوچک‌نمایی شود؛ البته عیوبی وجود داردواین عیوب ده برابر بزرگ‌نمایی بشود؛ یعنی این. آن وقت بجای این هویت، منظومه‌ فکری غرب جایگزین شود https://virasty.com/Smalhoseini/1730701461443770322
دور همی با کتاب به همراه دانشجویان دانشگاه فرهنگی استان مرکزی
رای بسیج ایالات متحده در انتخابات ریاست جمهوری به حسن نصرالله😉👌
8134403_-1999903941.pdf
حجم: 12.3M
رهبر معظم انقلاب: «از خواندن کتاب "پروتکل های دانشوران صهیون" غفلت نکنید» خلاصه کتاب پروتکل های صهیون، در قالب فایل پی دی اف، تقدیم می شود. @s_hosseini_info
امروز به مدرسه ای معروف در اراک رفتم طبق روال بچه ها می گفتند ما را برای کنکور فدا می کنند ،هم والدین و هم مدرسه ؛ جایی برای گفتگو نیست ، صحبت از فواید گفتگو گل انداخت ، دختری کوچک جثه که کلاس نهم بود دائما بغض می کرد و سعی می کرد پنهانش کند ، وقتی بچه ها داشتند می نوشتند و درباره موضوعی هم فکر می کردند ، صدایش کردم ، یواشکی پرسیدم پدر چکاره است گفت .... گفت آقا اصلا با من حرف نمی زنه دارم دق می کنم، وجودش پر از تلاطم بود . حق داشت درد بزرگی است هرگاه کسی را برای گفتگوی اثر بخش نداشتی برای مردن باید آماده باشی ، چیزی که مانع گفتگو است فهم بد است ، عادت است و تکبر ، اگر پدر و مادر آنها را نشکنند فرزندشان می شکند . تعجب کردم ، چرا که آن مدرسه مشاورین خوبی داشت او را معرفی کردم و شاکی بودم چرا با بچه ها حرف نمی زنند ؟ گفتم اگر به این بچه رسیدگی نمی کنید خودم مداخله کنم ، قول دادند ، امیدوارم دائم دارم به این قضیه فکر می کنم و به وقت هایی که بچه هایم تنها در مدرسه اند ، درس ! می خوانند و متعهد می شوند . @dohhol
جمهوری‌خواه یا دموکرات بودن، تاثیری روی دشمنی اونا با ما و ما با اونا نداره. @dohhol
بلایی که بمب اتم و سلاح شیمیایی و هیچ چیز دیگری نمی‌توانست بر سر اجتماع و فرهنگ و هنر غربی بیاورد، را «پست‌مدرنیسم» بر سر این جوامع نازل کرد. پست‌مدرنیسم در قامت یک جنبش اعتراضی در پاسخ به بحران‌های اروپای پس از جنگ جهانی دوم ظاهر شد. این جریان که از مرگ انسان و پایان ایدئولوژی‌ها و فروریختن فراروایت‌ها سخن می‌گفت کم کم به ضدیت افراطی با عقل مدرن گرایش یافت و با شالوده‌شکنی و ساختارشکنی سعی در تعریفی متفاوت از مفاهیم داشت. این جریان شالوده هر مکتب و ایدئولوژی و فراروایتی را فروریخت و میدان یکه تازی هر ابتذال و بدویت و تحجری به نام «روایت متفاوت» را فراهم کرد. نتیجه آنکه هنر و ادبیات و فلسفه و هر دستاورد فرهنگی تاریخ غرب مدرن به سخره گرفته شد و بسیاری از بنیان‌های اجتماعی از جمله هویت اجتماعی و جنسیت و.. ارزش خود را از دست داد و بی‌هویتی و فرومایگی به بهانه میدان دادن به اقلیت‌ها و تفاوت‌ها، خود به ایدئولوژی متصلب جدیدی تبدیل شده و اینگونه در حال نابودی آینده کودکان و خانواده و فرهنگ و.. است. و بدتر آنکه به مخاطب نگون‌بخت ایرانی خود اینگونه القا کرده‌اند که دوران ایدئولوژی‌ها به پایان رسیده است! @dohhol
هدایت شده از روستای هزاوه
🔸🔸🔸 ترامپ: با دو تا تلفن به جنگ غزه و جنگ اوکراین خاتمه میدم، سر یک هفته هم با ایران به توافق میرسم! عام قربون: بارکلام! عامزا بی بی جان خانم: میگوم چی شی جون نزدیک سه ماهه که تلفن ما قطع شده، میشه با دو سه تا تلفن تلفن ما رو وصل کنی؟ دو هفته هم شد عیب نداره! https://eitaa.com/hezavehvillage