ویتگنشتاین به طور کلی کم کتاب فلسفی میخوانده، و مثلا با افتخار میگفته یک صفحه از آثار ارسطو را هم نخوانده و یا میگفته حوصلهٔ متنهای هیوم را ندارد. اما در عوض با بعضی از مهمترین فیلسوفان زمان خود - من جمله راسل و جی.ای. مور - مدام در حال گفتگو بوده و با برخی دیگر از فیلسوفان نیز گفتگوهایی داشته - فرگه و اعضای حلقه وین و غیره. گفتگو با فیلسوفان زنده او را از خواندن آثار فیلسوفان مرده تا حد زیادی بینیازکرده بود. اما از نمونههایی مانند ویتگنشتاین نباید به این نتیجه رسید که نفس گفتگو میتواند جایگزین خوبی برای خواندن متن فلسفی باشد. کمتر کسی چنین بختی دارد که بتواند با فیلسوفان برجسته زمان خود گفتگو کند، گاهی و برای برخی از ما شرایط به شکلی است که حتی اگر بتوانیم با انسان عقلورزی گفتگو کنیم، خوششانس محسوب میشویم. گفتگوهای به ظاهر فلسفی که اغلب گرفتارشان هستیم یا شاهدشان هستیم، خود مانع تفکر هستند.
189.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الصدیقه الشهیده
تا صدیق نباشید شهید نمی شوید .
یا زهرا
@dohhol
عیاشی بر روی جنازه یحیی سنوار
- ما تمام روایتها درباره یکی از شقیترین اقوام تاریخ در برابر یکی از غمناکترین تراژدی تاریخ را بارها شنیدهایم. ما بارها شنیدهایم که با سر بریده و تن بیجان حسین بنعلی و فرزندان و نزدیکانش در کربلا و مسیر شام و کاخ یزید چه معاملهای شد. ما داستان شام غریبان عاشورا را بارها شنیدیم اما به ندرت توان درک این میزان شقاوت و عقده و حُقد و کینهای را داشتیم.
- ما بارها در اساطیر جهان اوج حقد و کینه قاتلان نسبت به شکستخوردگان را خواندهایم. ما معامله آشیل با جنازه هکتور، کرئون با جنازه پولونیکس، آترئوس نسبت به فرزندان برادرش و...، را خواندهایم اما چنین حقارت و فلاکتی را تا امروز مشاهده نکردهایم.
- ما امروز در اسرائیل با فرومایگان حقیری طرفیم که حتی در آثار بدبینترین کارگردانان و نویسندگان و نقاشان تاریخ هنر هم مشاهده نکردهایم.(حداقل من به شخصه به خاطر ندارم که در اثر هنری، قاتل بر روی جنازه مقتول به عیاشی و پایکوبی مشغول شده و با به نمایش گذاشتن آن عقدههای درونی خود را بروز دهد)
⏪ غزه امروز برای وجدان های آزاد، تمام اسطوره «نوعدوستی» انسان غربی را لجن مال کرد.
@dohhol
اگر وجود را چاهی فرض کنیم مربی نباید در آن آب بریزد و به پرآب شدن چاه وجودی شاگرد افتخار کند .
چاه باید از خودش آب داشته باشد .
معلم و مربی خوب باید بتواند چشمه را در دل مخاطب بجوشاند
@dohhol
ز سگان کویت ای جان که دهد مرا نشانی
که ندیدم از تو بوئی و گذشت زندگانی
دل من نشان کویت ز جهان بجست عمری
که خبر نبود دل را که تو در میان جانی
ز غمت چو مرغ بسمل شب و روز میطپیدم
چو به لب رسید جانم پس ازین دگر تو دانی
به عتاب گفته بودی که برآتشت نشانم
چو مرا بسوخت عشقت چه بر آتشم نشانی
همه بندها گشادی به طریق دلفریبی
همه دستها ببستی به کمال دلستانی
تو چه گنجی آخر ای جان که به کون در نگنجی
تو چه گوهری که در دل شدهای بدین نهانی
دو جهان پر از گهر شد ز فروغ تو ولیکن
به تو کی توان رسیدن که تو گنج بی کرانی
همه عاشقان عالم همه مفلسان عاشق
ز تو ماندهاند حیران که به هیچ می نمانی
چو به سر کشی در آیی همه سروران دین را
ز سر نیازمندی چو قلم به سر دوانی
دل تشنگان عاشق ز غم تو سوخت در بر
چه شود اگر شرابی بر تشنگان رسانی
اگر از پی تو عطار اثر وصال یابد
دو جهان به سر برآرد ز جواهر معانی
عطار
@dohhol
- این توصیه پزشکیان که در زمستان برای صرفهجویی در انرژی در منزل لباس گرم بپوشید، سخن کاملا منطقی و درستی است اما عدهای شهروند به غایت بیکیفیت و همیشه طلبکار (عموما بیمصرف و غیرقابل تحمل) در ایران به مرض همیشه غر زدن و فحاشی دارند و هر سخن منطقی را مورد توهین و تمسخر قرار میدهند.
- طرف برای مبارزه با جمهوری اسلامی همه بخاری و اجاق گازهای خود را روشن میگذارد تا کمبود گاز و برق پیش آمده و به نارضایتی دامن بزند.
علاوه بر اینکه چنین خریتی در تاریخ مبارزه سیاسی هیچ کشور نمونه و مشابه ندارد، بلکه دولت باید یک حد متعارف مصرف انرژی تعریف کرده و مصرف اضافه بر آن را به قیمت آزاد و واقعی حساب کند تا هم اسرافکاران هزینه مصرف بالا و هم اپوزسیونِ گازی، هزینه مبارزه خود را بپردازد.
- هیچ کشور دنیا دولت و ملتی اینگونه منابع انرژی خود را هدر نمیدهد و در مقابل هر نصیحت درستی ، واکنش منفی نشان نمیدهد.
@dohhol
حکایت نوشتن به بهانه هفته کتاب ؛
اینها بخشی از آثار من هست اولین طرح پژوهشی که سال ۹۰ انجام دادم آن موقع هوشمندسازی اینطور گسترش نیافته بود یادم هست حق الزحمه اش را گرفتم ، طرح برگزیده کشوری هم شد ،جایزه اش را هم گرفتم ، یک مقاله هم ازش استخراج کردم که در همایش ملی آموزش به صورت سخنرانی ارائه شد اما هیچ وقت در هیچ جلسه ای برای سفارش دهنده بکار برده نشد و تبیین نشد ، طرح های دیگرم را با سازمان های دیگر انجام دادم ، ذوق انتشار تکنیک تحلیل محتوا به عنوان اولین تالیف شیرین بود و البته دید مرا نسبت به نشر واقع بین تر کرد ، دومی پژوهش آسان بود که دوبار تکرار چاپ شد و بعدی به همره یک تیم ۱۵ نفره ، یکی دیگر هم زیر چاپ است و یکی هم در حال نگاشت ، موضوعش بماند تا بعد ، اما اکنون می پرسم که چه ؟ در نشر علم و فعالیت های علمی و پژوهشی خیلی کار داریم ، آسیبهای زیادی متوجه فعالیت های علمی است از جهت گیریهای متعصبانه تا تا بُخل های بسیار رذل و پست .
بگذریم این پست صرفا جهت خودستایی بود و باید بدانید مقالات زیادی هم بود که نشد جهت ریا اینجا منتشر کنم
هفته کتاب مبارک
@dohhol
تمام عمر یاد میگیریم که چیجوری باید دنیا رو تحمل کنیم، وقتی هم یادش گرفتیم میمیریم.