eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
590 دنبال‌کننده
791 عکس
320 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
🟢 نگران خودتان باشید نه ! در تربیت اولاد، آنچه را که در حد قدرتتان است، انجام بدهید و برای آن قسمتی که خارج از قدرتتان است، اصلاً و کار را به خداوند بسپارید. گاهی مثلاً شما با برادرتان سر را می‌گیرید و در تابستان آن را در حیاط می‌گذارید. اگر او آدم سالم و قوی و فعالی باشد، شما نگران آن سرِ تخت که او گرفته، نیستید؛ چون می‌دانید که او چاپک است و قشنگ می‌تواند ببرد؛ بلکه نگران این طرفی هستید که خودتان گرفته‌اید که مبادا پایتان بلغزد و به زمین بخورید. آن سرِ تربیت را خدا گرفته و هر قسمتی که شما نمی‌توانید و از عهده‌تان خارج است، سهم خداست. شورِ آن قسمتی را نزنید که خدا گرفته؛ بلکه شورِ آن قسمتی را بزنید که خودتان گرفته‌اید. نگران خودتان نباشید؛ بلکه نگران خودتان باشید. آن چیزی که می‌توانید و برایتان ممکن است را اگر نکنید، برایتان خطرناک است؛ اما آن چیزی که نمی‌توانید، جزء وظایف شما نیست. اینکه خدای تعالی جزء وظایف شما نگذاشته یعنی چی؟ یعنی آن را جزء وظایف خودش گرفته و خودش عمل می‌کند: ((لا يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها)) ✍🏻 آیت الله حائری شیرازی 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2702376999C863e8a3b7b
آیا اراک همچنان مهد مفاخر و مفاخرپرور است؟ به هر گوشه‌ای از ایران نگاه کنیم، شاهد مراکز فرهنگی، تاریخی و ادبی هستیم که نقشی بی‌بدیل در تاریخ و هویت ملی دارند. اما از بین همه این شهرها، اراک موضوعی متفاوت دارد. شهری که از دیرباز مهد علم، فرهنگ و هنر بوده و در طول تاریخ، مفاخر بزرگی را تحویل جامعه ایران و جهان داده است. مسئله‌ای که این‌روزها مطرح می‌شود این است که آیا اراک همچنان مفاخر پرور است یا فقط سایه‌ای از شکوه گذشته خود را یدک می‌کشد؟ از مفاخر گذشته تا نسل جدید اراک به عنوان یک مرکز علمی و فرهنگی، در طول سال‌ها مفاخر بزرگی در زمینه‌های مختلف معرفی کرده است. از دوران قاجار و تشکیل اولین مدارس نوین تا دوره معاصر و رویش انجمن‌های علمی، ادبی و هنری، این شهر همواره میزبان افراد خلاق و فرهنگی بوده است. اما آنچه امروز به دلیل رکود فرهنگی و شهری مشخص می‌شود، یک پرسش است: آیا نسل جدیدی که به عنوان مفاخر این شهر معرفی خواهد شد، از همان الگوهای ادبی و فرهنگی بهره می‌برد؟ رکود یا شکوفایی فرهنگی؟ شهرهای کوچک‌تر مانند اراک معمولاً به دلیل مهاجرت استعدادها به شهرهای بزرگ‌تر با کاهش رویش مفاخر مواجه می‌شوند. اما این به معنای پایان شکوفایی فرهنگی نیست. روندهای اخیر نشان می‌دهد که انجمن‌های فرهنگی و هنری محلی با تلاش هماهنگ در صدد زنده نگه داشتن میراث فرهنگی هستند. از طرفی، نقش رسانه‌های محلی و فضای مجازی در معرفی و ترویج شخصیت‌های برجسته کمک شایانی به حفظ هویت فرهنگی کرده است. طرح‌های تشویقی و توسعه فرهنگی یکی از گام‌های اساسی در راستای احیای فرهنگ و پرورش مفاخر جدید، ایجاد بسترهای مناسب برای کشف و شکوفایی استعدادهاست. مدارس، دانشگاه‌ها، فرهنگسراها و کتابخانه‌های عمومی می‌توانند به کانون‌هایی برای رشد فکری و خلاقیت نسل جدید تبدیل شوند. برنامه‌های تشویقی همچون مسابقات ادبی، هنری و علمی، و همچنین برگزاری جشنواره‌های محلی، نقش مؤثری در ترغیب جوانان به فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی دارند. نقش آموزش و پژوهش در پرورش مفاخر آموزش، ستون اصلی پرورش افراد خلاق و اندیشمند است. تقویت نظام آموزشی با تأکید بر تفکر نقادانه و پژوهش‌محوری می‌تواند نسلی نوآور و مسئولیت‌پذیر تربیت کند. در این راستا، حمایت از پروژه‌های پژوهشی، تشکیل کارگروه‌های تخصصی در حوزه‌های علوم انسانی، اجتماعی و فناوری، و تقویت تعاملات بین دانشگاه و صنعت، به شکل‌گیری مفاخر علمی کمک شایانی خواهد کرد. رسانه‌ها؛ عامل تقویت هویت فرهنگی در دنیای امروز، رسانه‌ها نقشی حیاتی در بازتاب و تقویت هویت فرهنگی دارند. رسانه‌های محلی می‌توانند با تولید محتوای باکیفیت در حوزه تاریخ، فرهنگ و دستاوردهای شهر، به افزایش آگاهی عمومی کمک کنند. معرفی مفاخر گذشته و حال اراک در فضای مجازی و رسانه‌های ملی، تأثیر بسزایی در بازگشت اعتمادبه‌نفس فرهنگی به جامعه خواهد داشت. فرهنگ‌سازی و همدلی اجتماعی شهر اراک برای بازگشت به جایگاه گذشته خود به همدلی و همراهی تمام اقشار نیاز دارد. از مسئولان گرفته تا شهروندان عادی، همگی در این مسیر نقش‌آفرین هستند. ترویج روحیه همیاری، همکاری در فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی، و تقویت هویت محلی می‌تواند اراک را به الگویی برای سایر شهرهای کشور تبدیل کند. پایان سخن؛ از گذشته به آینده اراک، شهری که زمانی مهد مفاخر بزرگ بود، همچنان این ظرفیت را دارد که به یکی از قطب‌های فرهنگی و علمی کشور تبدیل شود. اما این مهم زمانی تحقق می‌یابد که مسئولان، نهادهای آموزشی و مردم به نقش خود در این حرکت آگاه باشند و برای ساختن آینده‌ای روشن‌تر گام بردارند. تنها در این صورت است که می‌توان به‌جای حسرت خوردن بر گذشته، به استقبال آینده‌ای درخشان‌تر رفت و شاهد رویش نسلی از مفاخر جدید بود که اراک را همچنان در مرکز توجه فرهنگی ایران نگاه می‌دارند. @dohhol
میزند دست خدا او را زمین هر که خواهد دشمن ایران شود خانه‌ی هر کس که شد بدخواه ما با عنایات خدا ویران شود منشا این آتش چیست ؟ خیلی عجیبه
عرش نشین قدمت مبارک @dohhol
آموزش باید دم بکشد ؛ داستان یک پژوهش ➕ داستان یک پژوهش در پژوهشی، یک کتاب را یکبار به صورت چاپی به یک گروه و بار دیگر همان را به صورت الکترونیکی به گروهی دیگر دادند. در نسخه الکترونیکی البته لینک‌هایی بر روی برخی جملات و واژه‌ها برای مطالعات بیشتر قرار داده شده بود (چیزی مثل ویکی‌پدیا). 🔻پرسش آن بود که کدام کتاب تاثیر بهتری برای آموزش دارد؟پاسخ البته به صورت یک‌طرفه‌ای نشان داد که کتاب چاپی! این آزمایش چندین بار دیگر تکرار شد و نتایج همان بود! پس لطفا برای فرزندان‌تان که این روزها با ابزار الکترونیکی مشغول آموزش هستند، کتاب‌های چاپی را برگردانید! ➕ حافظه کارگر حافظه آدمی دو نوع حافظه کوتاه‌مدت و بلندمدت دارد؛ و البته یک حافظه سوم به نام «حافظه کارگر» (Working Memory). حافظه کوتاه‌مدت احساسات و افکار ما برای چند ثانیه است؛ و بلندمدت انبار خاطرات و دانش ما. اما حافظه کارگر است که آگاهی ما را در هر لحظه شکل می‌دهد و البته این آگاهی را برای انبار به سمت حافظه بلندمدت می‌فرستد. این حافظه کارگر اگر هم‌زمان درگیر چند مساله مختلف باشد یا از این شاخه به آن شاخه بپرد؛ در عمل نمی‌تواند چیزی برای ذخیره‌سازی و انبارشدن به حافظه بلندمدت بفرستد. ➕ همین «تقسیم کردن توجه به موضوعات مختلف»، نتیجه‌اش در ذهن ما می‌شود: هیچ! پس کافی است کتاب الکترونیک یا ویکی‌پدیایی علمی را در نظر بگیرید که ما یا کودک ما مشغول مطالعه‌اش است. اگر حواس خود را به موضوعات مختلف پرت نکنیم و بر آن تمرکز نیابیم؛ قدرت حافظه‌مان تحلیل می‌رود. خوبی کتاب چاپی همان است که حواس ما را به چیزهای دیگر پرت نمی‌کند.این مساله برای بزرگسالان و کودکان هر دو مشترک است؛ اما برای کودکان چالش آن مساله دیگری نیز هست: ➕ کارآیی مغز ما بر اساس پیوندهای سیناپسی است که مسیرهای عصبی‌اش را شکل می‌دهد. مسیرهایی که احتمالا تا ۲۰ سالگی به مرور تکمیل می‌شود. مشکل عدم تمرکزی که به واسطه ابزارهای دیجیتالی پدید آمده است، در حقیقت فرصت شکل‌گیری این مسیرهای حیاتی در مغز را کاهش می‌دهد. ➕ آزمایش‌های دیگر در آزمایشی دیگر یک مقاله در خصوص مقایسه دو نظریه یک بار چاپی و بار دیگر به صورت ویکی‌پدیایی و با امکان کلیک کردن روی موضوعات مرتبط فراهم شد. فرض پژوهشگران آن بود که در این حالت افرادی که مقاله را الکترونیکی می‌خوانند؛ از آن‌جایی که امکان کنکاش و جستجو در خصوص آن موضوع را دارند؛ آن را عمیق‌تر درک خواهند کرد.اما این انتظار درستی نبود! ➕در آزمایش دیگری در کنار متن مقاله، یک فیلم یا فایل صوتی در خصوص آن متن نیز گذاشته شده بود. اما افزوده شدن فیلم میزان درک مطلب را کاهش داده بود! در حقیقت مغز ما یک «بار شناختی» (Cognitive Load) مشخص دارد؛ یعنی ظرفیتی که «حافظه کارگر» برای انتقال فهم یا احساسات یا یادگیری‌ش به آن حافظه بلندمدت دارد. در صورتی که ما مدام به کنکاش بیشتر بپردازیم و مدام با کلیک کردن بر روی موضوعات مرتبط از صفحه‌ای به صفحه‌ای دیگر برویم؛ از متن اصلی دور می‌افتیم؛ و این امر بیشتر از «بار شناختی» ما خواهد بود. همان‌طور که فیلم کمک‌آموزشی چنین می‌کند؛ و نتیجه می‌شود: یادگیری بی‌کیفیت! ➕ گاهی بگذاریم چایی دم بکشد! یادگیری مثل دم کشیدن چایی زمان می‌خواهد. ابزارهای متصل به اینترنت اگرچه امکان زیادی را برای دانش‌آموز ایجاد می‌کنند؛ اما دانشی در ذهن او نمی‌نشیند. باید فرصت دم کشیدن چایی را بدهیم. این دم کشیدن نیاز به زمان دارد؛ زمانی با توجه کامل؛ و این همان چیزی است که ابزارهای دیجیتال از دانش‌آموزان دریغ کرده‌اند. آموزش الکترونیکی هنوز نوظهور است و برای شناختن ابعاد آن نیاز داریم به مراقبت زیاد. حتما در روز در زمانی مشخص دانش‌آموز را به خواندن کتاب‌های چاپی تشویق کنید؛ ابزارهای هوشمند جانشین آن‌ها نیستند؛ بلکه مکمل آن‌ها هستند. ▪️پ.ن.: برای مطالعه بیشتر در خصوص ویژگی‌های مغز و تاثیر آن بر ذهن کتاب «کم‌عمق‌ها: اینترنت با مغز ما چه می‌کند؟» نوشته «نیکلاس کار» پیشنهاد می‌شود. @dohhol
هدایت شده از مطالعات شیعه در غرب
17.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
@studiesofshia ❇️ معرفی Hyder.ai: نخستین مدل هوش مصنوعی آموزش‌دیده بر پایه‌ی تعالیم شیعه ❇️ Introducing Hyder.ai: The First AI Model Trained on Shia Islamic Teachings 🔹به عنوان یک مدل پیشرفته‌ هوش مصنوعی، Hyder.ai با بهره‌گیری از منابع معتبر وگسترده‌ تعالیم شیعه توسعه یافته است. این ابزار نوآورانه قادر است به پرسش‌های مذهبی، اخلاقی و فقهی کاربران پاسخ دهد و دانش دینی را به شیوه‌ای ساده وقابل دسترس ارائه کند. 📚 منابع مورد استفاده (براساس ادعای برنامه‌نویس، صدها منبع): - قرآن کریم - مجموعه‌های حدیثی شامل احادیث پیامبر اکرم(ص) وائمه‌ معصومین(ع) - آثار علما و فقهای شیعه - متون تاریخی شامل تاریخ تشیع وزندگینامه‌ شخصیت‌های برجسته - متون فقهی شامل اصول و فروع دین در فقه شیعه سؤالات خود را می‌توانید به فارسی مطرح کنید، اما از آن‌جا که هسته‌ی اصلی این وب‌سایت مبتنی بر مدل‌های زبانی بزرگ (مانند GPT) نیست، پاسخ‌ها به زبان انگلیسی ارائه می‌شوند (که می‌توانید از ابزارهای دیگر برای ترجمه‌ آن‌ها استفاده کنید). نکته‌ی کلیدی این وب‌سایت، استفاده‌ی انحصاری از منابع شیعی است. برنامه‌نویس این پروژه Reza Merchant تأکید می‌کند که برای پرسش‌های فقهی، نمی‌توان به پاسخ‌های این وب‌سایت اعتماد کامل داشت. همچنین، او به درستی یادآور می‌شود که مانند سایر مدل‌های هوش مصنوعی، نباید خروجی‌های این مدل را به صورت قطعی و یقینی در نظر گرفت، بلکه بررسی وتأیید نهایی پاسخ‌ها بر عهده‌ی کاربر است. 💠ارسال فقط به صورت بازارسال (فوروارد) مجاز است💠 مرجع تخصصی @studiesofshia
آب و هوای خوب در زمستان برای کشاورز دلهره آور است زیرا در بهار و تابستان باید با آفت و خشکسالی دست و پنجه نرم کند. تعطیلی های مکرر هم برای معلمی که باید بر اساس بودجه بندی دروس را به پایان برساند و نتیجه خوبی بگیرد مطلوب نیست. اگر با مسببین صنايع آلاینده برخورد نشود. بقول قدیمی ها همین آش هست و همین کاسه اگر صنايع ملزم به پرداخت غرامت به آموزش و پرورش می شدند طبعاً روند تولید خود را اصلاح می کردند. ما معلمین نگران تعلیم و تربیت فرزندان این سرزمین هستیم.
عشق منشأ قدرت آنانی است که از مرگ نمی‌ترسند و از نیستیِ مادّیِ وجود خود هرگز بیمی به دل راه نمی‌دهند. در این میان آنان که جان در راه عشق به خدا باخته‌اند، از همه قدرتمندترند. @dohhol
✍🏻 من دیگ نخریدم آورده اند یکی از علما ۴۰ شبانه روز چله گرفته بود تا امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف را زیارت کند ۰۰۰ تمام روزها روزه بود ۰۰۰ در حال اعتکاف ۰۰۰ از خلق الله بریده بود...!!! صبح به صیام و شب به قیام ۰۰۰ زاری و تضرع به حضرت حجت روحی له الفدا ۰۰۰ شب ۳۶ ندای در خود شنید که می گفت : فلانی ساعت ۶ بعد از ظهر بازار مسگران در دکان فلان مسگر عالم می گفت: از ساعت ۵ در بازار مسگران حاضر شدم در کوچه های بازار از پی دکان فلان می گشتم ۰ گمشده خویش را در آنجا زیارت کنم... پیرزنی را دیدم دیگ مسی به دست داشت و مسگران نشان می داد... قصد فروش آنرا داشت به هر مسگری نشان می داد ؛ وزن می کرد و می گفت : به ۴ ریال و ۲۰ شاهی پیرزن می گفت : نمیشه ۶ ریال بخرید ؟ مسگران می گفتند : خیر مادر برای ما بیش از این مبلغ نمی صرفد پیرزن دیگ را روی سر نهاده و در بازار می چرخید همه همین قیمت را می دادند پیرزن می گفت : نمیشه ۶ ریال بخرید ؟ تا به مسگری رسید که دکان مورد نظر من بود مسگر به کار خود مشغول بود پیرزن گفت : این دیگ را برای فروش آوردم به ۶ ریال می فروشم ؛ خرید دارید ؟ مسگر پرسید چرا به ۶ ریال ؟ پیر زن سفره دل خود را باز کرد و گفت : پسری مریض دارم ؛ دکتر نسخه ای برای او نوشته است که پول آن ۶ ریال می شود مسگر پیر ؛ دیگ را گرفت و گفت : این دیگ سالم و بسیار قیمتی است ۰ حیف است بفروشی ۰ امّا اگر مُصر هستی من آنرا به ۲۵ ریال می خرم !!! پیر زن گفت : عمو مرا مسخره می کنی ؟! مسگر گفت : ابدا" دیگ را گرفت و ۲۵ ریال در دست پیرزن گذاشت پیرزن که شدیدا" متعجب شده بود ؛ دعا کنان دکان مسگر را ترک کرد و دوان دوان راهی خانه خود شد عالم می گوید : من که ناظر ماجرا بودم و وقت ملاقات را فراموشم شده بود در دکان مسگر خزیدم و گفتم : عمو انگار تو کاسبی بلد نیستی ؟! اکثر مسگران بازار این دیگ را وزن کردند و بیش از ۴ ریال و ۲۰ شاهی ندادند آنگاه تو به ۲۵ ریال می خری ؟! مسگر پیر گفت * من دیگ نخریدم * من پول دادم نسخه فرزندش را بخرد پول دادم یک هفته از فرزندش نگهداری کند پول دادم بقیه وسایل خانه اش را نفروشد * من دیگ نخریدم * عالم می گفت : از حرفی که زدم بسیار شرمسار شدم در فکر فرو رفته بودم که...‌ شخصی با صدای بلند صدام زد و گفت : فلانی ؛ با چله گرفتن کسی به زیارت ما نخواهد آمد ۰۰۰!!! دست افتاده ای را بگیر و بلند کن ما به زیارت تو خواهیم آمد ۰۰۰!!!! @dohhol
پاتو بردار سال‌هایی که برنامهٔ «روایت فتح» شب‌های جمعه رو آنتن برای پخش تلویزیون می‌رفت، یه خاطره از یه رزمنده پخش شد که داستان اینجوری بود: دوتا قایق کنار هم ایستاده بودند یکی به پشت جبهه می‌رفت، یکی به سمت عملیاتی بی‌بازگشت! راوی می‌گفت: دودل بودم، یه پام تو این قایق بود، یه پام تو اون قایق! شهید - که اسمش خاطرم نیست ، به راوی میگه: «یه پاتو وردار...» حالا هم یکی باید پیدابشه، تا به بعضی از ماها بگه: «یه پاتو وردار...» بگه: تویی که پیش از ماه رمضون یخچالت رو از گوشت و مرغ پرکردی و از اون طرف، به هیچ مرجعی هم اعتقاد نداری! ولی روز «عیدفطر»، منتظری ببینی مراجع چی تصمیم می‌گیرند تا بفهمی چند کیلو گندم باید فطریه بدی! یه پاتو وردار... و تویی که میگی اسلام مال ۱۴۰۰ سال پیشه، ولی ارثیهٔ خواهرت رو نصف دادی! یه پاتو وردار... آهای خانم، خواهر! تویی که هم می‌خواى امتیاز زن شرقی رو داشته باشی و مهریه‌ات رو بگیری و هم از مزایای زن غربی بهره‌مند باشی! و به‌جای مشارکت در تولید، فقط بلدی هفته‌ای یه بار فیس‌بوک شوهرت رو چک کنی! یه پا تو وردار... داداش...، نمی‌تونی یه زن باربی بگیری که هر روز برات «میزان پلی» کنه، ولی درعین حال بوی قرمه‌سبزی تو راهروی خونه‌ات بپیچه و بدون اجازه‌ات ازخونه بیرون نره ولی با هم بشینید اندر وصف سکوت سمفونی بتهوون صحبت کنید! یه پاتو وردار... روشنفکر امروز، دانشجوی دیروز! نمی‌تونی برای رسیدن به دورهٔ تحصیلی بالاتر، جزوهٔ درسی‌تو از هم‌اتاقیت قایم کنی و الآن تو شبکه‌های اجتماعی اندر وصف خِساست ایرانی‌ها و open بودن خارجی‌ها سر به فیس‌بوک بکوبی! تو نیز، یه پاتو وردار... استاد گرامی، پژوهشگر ارجمند، شما هم نمی‌تونی جملهٔ «قلم علما، افضل من دماء شهدا» رو قاب کنی و روی دیوار خونهٔ ۴۰۰ متریت بکوبی! در حالی که افزایش حقوق استاد تمومیت از مقالات دانشجوهات بدست اومده! با عرض پوزش، شما هم، یه پاتو وردار... حاجی بازاری دیروز و «بیزینس‌من» امروز، تویی که عمراً بتونی رادیکال ۴/۲ رو حساب کنی! ولی میخای از احترام یه دانشگاهی برخوردار باشی! شما نیز حتماً یه پاتو وردار... نمایندهٔ عزیز، تویی که پول تبلیغات میلیاردی‌تو «هِبِه» گرفتی، نمی‌تونی بعداً، رانت ندی ولی عضو «کمیتهٔ حقیقت‌یاب اختلاس» باشی! اگه بهت برنمی‌خوره، شما هم، یه پاتو وردار... آدم‌هایی که می‌خوان تو هر دوتا قایق باشن کارشون شبیه رانندهٔ خودروایه، که هم راهنما به «چپ» می‌زنه، هم به «راست»! و پشت سریش... حتماً می‌فهمه حال رانندهٔ جلویی، خوب نیست...! برخی از «ما» ... خیلی وقتا ... «حال‌مون خوب نیست» و بهتره که ... «یه پامونو، ورداریم» @dohhol