چون به سیمرغ رسیدند آن گروه
دیدند آن سیمرغ خود بودند کوه
با دوست عزیزی در محوطه دانشگاه قدم می زدیم ، آن دوست عزیز به دانشجوهای در حال رفت و آمد اشاره کرد و گفت هر کدام از اینها درون خود چیزی دارند که شاید خودشان هم ندانند ،شما باید کمک کنید تا تجلی پیدا کنند ، راست می گفت نظام های آموزشی و تربیتی تبدیل به network هایی شده اند که اکنون notwork هستند و خود مانعی برای بروز استعدادها و توانایی ها شده اند ، آیا سازمانهای تربیتی اعم از مسجد ، مدرسه و دانشگاه ها بر روی محله ها موثرند ؟ اگر بله چقدر و اگر خیر ،چرا؟
آیا ساختار تربیتی در جامعه دغدغه ای جز موفقیت ابزاری و فردی دارد ؟
چرا مدرسه نمی تواند در تصمیمات محله مداخله کند آیا جز این است که شبکه هایی را تشکیل دادیم که کار نمی کند ؟ چرا تعاملات درون مدرسه ای منجر به خلق معنا نمی شود ؟هیچ گفتگویی شکل نمی گیرد و دغدغه ای شکل نمی گیرد . اگر مدرسه را یک شبکه بدانیم ، به قول دکتر فراست خواه محله مدرسه پلاس است . در سند تحول به مدرسه پلاس اشاره شده ،نه با این واژه بلکه به گونه ای دیگر .
اگر سازمان مدرسه با آموزش و پرورش است آیا سازمان مدرسه پلاس هم با اوست . روشن است که می تواند پیشگام باشد اما لازمه آن این است که بین سه ضلع مردم ، سازمانها و قوانین تشریک مساعی باشد در غیر این صورت و اگر هر کس به مسئولیت خود عمل نکند مدارس همچنان network هایی باقی می مانند که notwork هستند .
@dohhol
امروز به بازدید نمایشگاه کودکان و نوجوانان رفتم ، هدف فقط بازار بود !
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بری زیر ماشین!!
#مغالطه_توسل_به_معنای_ظاهری
معنای التزامی : یعنی بمیری
معنای مطابقی : یعنی بری زیر ماشین تو چاله مکانیکی و آن را تعمیر کنی!
@dohhol
✅دانش یا بینش؟
🔹دانش با بینش و فهم متفاوت است!
دانش ، شبیه پر و بال و است و بینش چون پرواز کردن!
چه انسانهایی که دانش دارند اما بینش ندارند
چون مرغانی که پر و بال دارند اما توان پرواز را ندارند.
🔹تمام کسانی که اهل بیت را به شهادت رساندند دانش دین داشتند ولی بینش و فهم دین نداشتند.
🔹کسی که کتابهای زیادی خوانده باشد اما بینش و فهم و شعور کافی کسب نکرده باشد مثل چهار پایی است که بارش کتاب شده باشد.
کسب بینش و فهم و شعور انسانی بسیار مهم است!!
@dohhol
این سید محمد حسینی پور در مسابقات قرآن عجب کولاکی کرد
شیر مادر ، نان پدر حلالش
اینجا اگر دوست داشتید ببینید
https://www.aparat.com/v/ogkag0v
هدایت شده از وحید یامین پور
انا لله وانا اليه راجعون
شهادت محمد الضیف فرمانده نامآور گردانهای قسام، شاخه نظامی حماس، قهرمان میدانی عملیات طوفان الاقصی، توسط حماس رسماً اعلام شد.
رژیم صهیونیستی پیش از این حداقل ۷ بار برای کشتن ضیف تلاش کردهبود . شهید #حاج_قاسم_سلیمانی در نامهای او را شهید زنده خطاب کرده بود.
➕️ @Yaminpour
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸 سخنان تاریخی امام خمينی(ره) در بدو ورود به ایران
@dohhol
روزی که #نصیرالملک این مسجد رو ساخت فکرش رو هم نمیکرد یه زمانی روزانه کلی آدم میان تو این مسجد ولی یه رکعت هم نماز نمیخونن، فقط عکس میگیرن و میرن 😂😂
@dohhol
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
مولانا🌹
@dohhol
مدرسهای که دهه فجرش با بقیه ایام سال #خیلی فرق نداشته باشه، مدرسه نیست ... آموزشگاهه!!
@hamidkasiri_ir
#قطع_مواجب_مفتخوران_توسط_امیرکبیر
یکی از اقدامات مهم میرزاتقیخان امیرکبیر برای اصلاح اوضاع کشور، تنظیم امور مالیه بود.
«فریدون آدمیت» در کتاب «امیرکبیر و ایران» مینویسد:«[امیر] برای تعدیل دخل و خرج کشور، هیئتی از مستوفیان را تحت نظر میرزا یوسف مستوفیالممالک گماشت که صورت درستی از وضع بودجه مملکت تنظیم نمایند. این هیئت میزان کمبود عایدی را از مخارج، به یک میلیون تومان(قریب 500 هزار لیره انگلیسی) تعیین نمود. امیر که خود در فن استیفا سررشته داشت، بر اساس آن صورت، تصمیم دلیرانه و قاطعی گرفت. یعنی از حقوق تمام کسانی که از خزانه دولت مواجب یا مقرری داشتند، از شخص شاه گرفته تا نوکر جزء، به تناسب کاست.»
«آدمیت»، سپس، به نقل از کتاب «صدرالتواریخ» مینویسد:
«شاهزادگان و وزرای فخام نتوانستند کاری از پیش ببرند، حال همه کس یکسان بود … اگرچه میرزاتقی خان امیرنظام، مواجب را کسر کرد، ولی کسر او بهتر از زیادی و افزودن دیگران بود. به جهت آنکه در عهد شاه مرحوم(محمدشاه) و صدارت حاجی میرزا آقاسی، اسم مواجب زیاد و رسم آن، کم و بلکه هیچ بود. مثلاً به شخصی 10 هزار تومان مواجب میدادند، ولی چون وصول نمی شد، صاحب آن مجبور بود آن برات را به هزار تومان بفروشد و به ازای آن هزار تومان هم، اسباب خرازی فرنگی بگیرد! لکن میرزا تقیخان، اگرچه کسر میکرد، ولی هرقدر مواجب که داده میشد، به سهولت، به حیطه وصول میرسید.» با این حال، تعدادی از درباریان به کسر حقوق بیحد و حصرشان از سوی امیرکبیر، اعتراض داشتند.
یکی از این افراد، «لسانالملک سپهر»، مورخ درباری بود. «آدمیت» درباره او مینویسد:«کاستن مقرری این مورخ درباری که هنرش این بود که کاغذ سفیدی را به دست گیرد و از روی آن فتحنامه بخواند، به اندازهای به او گران آمده که هرجا توانسته، زبان به بدگویی از امیر گشوده است.» تردیدی نیست که این اقدام امیرکبیر، باعث دشمنتراشی برای او میشد، اما امیر از بدگویی و دسیسه دشمنان باکی نداشت. او ترجیح میداد وقت خود را صرف سامان دادن به امور آشفته ایران کند و حاضر نبود این فرصت گرانمایه را، در مسیر پاسخ گوییهای بیهوده به مغرضانی که از اصلاحات او ضرر کرده بودند، هدر دهد.
@dohhol