6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدونستین دومین مکان مقدس یهودیان جهان داخل ایران هست؟
@dohhol
استادی داشتیم که میگفت مرحوم مادرش در اواخر عمر دچار فراموشی شده بود ، طوریکه فرزندش را نمیشناخت، او با زحمت خودش را به مادر معرفی می کرد . میگفت روزی از خدمتشان رفتم دستم را بشورم ، برگشتم باز نشناخت . ایشان ادامه می داد می گفت واقعا زنده بودن به حافظه است . اگر حافظه را از انسان بگیرند تمام است . به حساب نمی آید نابود است .
در مورد جامعه هم همینطور است ، اگر آدم ها حافظه تاریخی ضعیفی داشته باشند جامعه می میرد ، این روزها تحلیل های فضایی در فضای مجازی از تاریخ انقلاب می بینم و حرص می خورم ، البته آدمهای زنده هم کم نیستند ولی لکه ای در دامان سفید زشت است . معلوم نیست چرا مدرسه مرجعیت خود را در این رابطه از دست داده ، البته دلایلش زیاد است اما این مساله زنگ خطری برای هویت است .
@dohhol
خداییش می ترسم با این دست به فرمونی که تصمیم میگیرند تعطیلی مدارس را اعلام کنند خون دماغ شوند . اگر ملاک ها مشخص است چرا بعضی وقت ها تا ۱۱ شب ؟
جلسات که ثابت باید باشه ، قانون هم که ثابت .
خداییش نه بچه ها می تونن برنامه ریزی کنند نه والدین.
اگر قرار است فردا مدارس دایر باشد خوب رود تر بفرمایید اگر هم که نه با توجه به وضعیت انرژی و پیش بینی آب و هوا کار پیچیده ای نیست .
والله؟!
@dohhol
✅در خوش رقصیِ چاکران!!
اعلیحضرت [محمدرضاشاه پهلوی] شروع کردند به فرمایشات حکیمانه که:
«انقلابی که ما در ایران کردیم لنین در شوروی، مائو در چین و کاسترو در کوبا نکردند، در ایران ما زمین را به روستاییان دادیم، فئودالها را خلع ید کردیم بیآنکه از دماغ کسی خون بیاید و...»
سپس رو کرد به دکتر [پرویز ناتل]خانلری که:
«من شنیدهام شما علاوه بر استادی در زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی صاحب نظریات و افکاری در زمینهٔ مسائل اجتماعی ایران هستید.
بهنظرِ شما نباید این افکار ما تئوریزه شود و در دانشگاههای ایران و جهان تدریس شود؟»
دکتر خانلری درماند که چه بگوید، گفت:
«بهگمان این خدمتگزار این افکار باید در کمیتههای تخصصی بررسی شود و صاحبنظران اقدام کنند.»
ظاهراً اعلیحضرت از این حرف خوشش نیامد و رو کرد به من که: «آقای [دکتر محمود] صناعی من شنیدهام که شما علاوه بر دانش تخصصی خود، در دانشگاه لندن، شاگرد هارولد لسکی بودهاید. اینکاری که ما در ایران کردیم لنین در شوروی، مائو در چین، کاسترو در کوبا... بهنظرِ شما نباید این افکار تئوریزه و تدریس شود؟»
گفتم: «همانطور که آقای خانلری به عرض مبارک رساندند این افکار باید در کمیتههای تخصصی بررسی شود و تصمیم گرفته شود.»
شاه ظاهراً از این جوابها خوشش نمیآمد. منتظر جواب مقدر و در انتظار تأیید و تکریم بود.
نوبت که به دکتر باهری رسید گفت: «چاکر از دوستان خود در عجبم که چرا فرمایشات مبارک را موکول به کمیته و کمیسیون میکنند. اَظهر مِنالشمس است که همهٔ نظریات اعلیحضرت هرچه زودتر باید به زبانهای مختلف ترجمه شود و در دانشگاههای جهان تدریس شود.»
اعلیحضرت از پاسخ باهری بسیار خوشحال و خشنود شد.
با لبخند قهوهاش را نوشید و گفت:
«بله، من هم اینجور خیال میکنم. آقایان مرخصاند.»
موقع خروج از کاخ، باهری ملامتکنان به دکتر خانلری گفت: «مگر سرت به تنت سنگینی میکند؟ باید بررسی شود یعنی چه؟ باید همین جواب را میدادی که من دادم.»
و پاسخ دکتر خانلری این بود که:
همین خوشرقصیها را میکنید که دیوانهاش کردهاید!
#بن_مایه: ایرج پارسی نژاد
یادها و دیدارها. چاپ اول. تهران: فرهنگ نشر نو. صص ۲۱۰-۲۱۱
@dohhol
نمایش موشک بالستیک سجیل در راهپیمایی امروز
دقت: بالاتر و پایینتر از ده متر
ظرفیت مواد انفجاری ؛ نیم تن
ارتفاع هفده و نیم متر
برد؛ ۲۵۰۰ کیلو متر
سوخت جامد
@dohhol
پارسال تقویم رو نگاه کردم دیدم زمستان تعطیلی خیلی کم بود . نگو تعطیلی تو تقدیره نه تقویم
@dohhol
هدایت شده از داستان بچه های مدرسه
مسافر تاکسى آهسته روى شونهى راننده زد.
چون ميخواست ازش يه سوال بپرسه.
راننده داد زد، کنترل ماشين رو از دست داد، نزديک بود که بزنه به يه اتوبوس، از جدول کنار خيابون رفت بالا، نزديک بود که چپ کنه، اما کنار يه مغازه توى پياده رو، متوقف شد.
براى چندين ثانيه، هيچ حرفى بين راننده و مسافر رد و بدل نشد.
تا اين که راننده رو به مسافر کرد و گفت:
هى مرد! ديگه هيچ وقت، اين کار رو تکرار نکن، من رو تا سر حد مرگ ترسوندى!
مسافر عذرخواهى کرد و گفت: من نمي دونستم که يه ضربهى کوچولو،آنقدر تو رو مي ترسونه.
راننده جواب داد: واقعآ تقصير تو نيست، امروز اولين روزيه که به عنوان يه رانندهى تاکسى، دارم کار مي كنم،
آخه من ۲۵ سال، راننده ماشين نعش کش بودم…
گاه آنچنان به تکرارهاى زندگى عادت مي کنيم
که فراموش مي کنيم جور ديگر هم مي توان بود
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam