آسیب شناسی نخبه پروری و استفاده ابزاری از نخبگان در اراک
✍ سید محمد الحسینی، جامعه شناس و مدرس دانشگاه
نخبه پروری به مثابه موتور محرکه توسعه پایدار، همواره در جوامع پیشرو مورد توجه بوده است. با این حال، در برخی بسترهای جغرافیایی-فرهنگی مانند اراک، این فرایند با چالشها و آسیب های ساختاری روبه روست که نه تنها مانع بهره گیری از ظرفیت نخبگان می شود، بلکه به استفاده ابزاری از آنان می انجامد. این یادداشت می کوشد با نگاهی جامعه شناختی، آسیب های این پدیده را در شهر صنعتی اراک تحلیل کند.
۱. نگاه کوتاه مدت و ابزاری به نخبگان
در اراک، نخبگان علمی و فنی اغلب نه به عنوان «سرمایه انسانی» که به مثابه «ابزار توسعه صنعتی» تعریف می شوند. تمرکز بر پروژه های زودبازده بدون سرمایه گذاری در پژوهشهای بنیادین، موجب شده است نخبگان در نقش «تعمیرکاران فناوری» محدود بمانند، نه پیشگامان نوآوری.
۲. فقدان شبکه حمایتی یکپارچه
نهادهای متولی نخبه پروری (دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی، صنایع) در اراک، به دلیل موازی کاری و عدم هماهنگی، شبکه موثری برای هدایت استعدادها ایجاد نکرده اند. نتیجه این پراکندگی، مهاجرت نخبگان به کلانشهرها یا خارج از کشور است.
۳. سلطه گفتمان سیاسی بر گفتمان علمی
نخبگان در مواردی به عنوان «نمادهای مشروعیت» برای سیاست گذاریهای کلان استفاده می شوند، بدون آنکه در طراحی یا نقد این سیاستها نقشی داشته باشند. این امر به بی اعتمادی و انفعال نخبگان می انجامد.
۴. معیارهای نادرست گزینش
گاه معیارهای صوری (مانند مدرک گرایی) یا ارتباطات غیررسمی، جایگزین شایستگی های واقعی میشود. این پدیده در اراک، به دلیل پیوندهای قوی خویشاوندی در ساختار صنعتی، تشدید میشود.
پیامدهای استفاده ابزاری از نخبگان
- فرسایش سرمایه اجتماعی: کاهش اعتماد نخبگان به نهادهای محلی و ملی.
- تثبیت توسعه نامتوازن: تمرکز صنایع اراک بر حوزه های سنتی (پتروشیمی، آلومینیوم) بدون بهره گیری از ایده های تحول آفرین.
- تقویت فرهنگ رانت جویی: تبدیل نخبه پروری به ابزاری برای توزیع امتیازات میان گروه های خاص.
راهکارهای پیشنهادی
۱. تدوین سند راهبردی نخبه پروری منطقه ای
- مبتنی بر نیازهای خاص اکوسیستم صنعتی-زیست محیطی اراک.
- مشارکت دادن نخبگان در طراحی این سند.
۲. ایجاد نهادهای واسط برای اتصال صنعت و دانشگاه
- مثال: شتاب دهنده های تخصصی در حوزه فناوری های سبز (با توجه به چالش های زیست محیطی اراک).
۳. بازتعریف معیارهای نخبه گرایی
- تاکید بر مهارت های حل مسئله و کارآفرینی اجتماعی به جای صِرف نمره یا مدرک.
۴. حفظ استقلال نهادهای علمی
- جلوگیری از تحمیل اهداف سیاسی-اقتصادی کوتاه مدت بر مراکز تحقیقاتی.
جمع بندی
اراک با دارا بودن پتانسیلهای منحصربه فرد صنعتی و علمی، می تواند به الگویی برای نخبه پروری کارکردگرا تبدیل شود، مشروط بر آنکه از نگاه ابزاری به نخبگان فاصله بگیرد و به جای بهره کشی از آنان، به ساختن «اکوسیستم دانش بنیان» بیندیشد. این گذار، تنها با اصلاح ساختارهای نهادی و بازاندیشی در گفتمان حاکم بر نخبه پروری ممکن است.
@dohhol
دیروز در حاشیه بزرگ داشت سعدی با مدیر یکی از کانال های بزرگ اراکی صحبت کردم ، هنوز دلم کدر است از این همه سفاهت و متاسف از کم کاری آدمهایی که حرف برای گفتن دارند و ارزش برای انتشار
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
دیروز در حاشیه بزرگ داشت سعدی با مدیر یکی از کانال های بزرگ اراکی صحبت کردم ، هنوز دلم کدر است از ای
و البته آدمهایی که با دنبال کردن اینها جیبشان را پر و ادعایشان را بالا می برند
هدایت شده از کانال حسین دارابی
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سیدکاظم روحبخش رفته خونه کسی که ازدواج سفید کرده و از وضعیت زندگیشون میگه!!😶
چه نکته مهمی
اونا تو حرامشون ساده میگیرن
ما تو حلالمون سخت میگیریم
سعدی؛ آیینه ی انسانیت و جامعه ی آرمانی
✍سید محمد الحسینی
در سپهر فرهنگ و ادب فارسی، نام سعدی شیرازی همچون ستاره ای تابناک می درخشد. او که در سده ی هفتم هجری می زیست، نه تنها شاعری بلندآوازه، که متفکری ژرف اندیش و جامعه شناسی پیشرو بود که رنجها و آرزوهای آدمی را در بستر زمانه ی خویش به زیباترین واژه ها نقش زد. سعدی در آثاری چون «گلستان» و «بوستان»، فراسوی مرزهای زبانی و جغرافیایی، مفاهیمی جهانی را مطرح می کند که همچون چراغی فروزان، راهنمای اندیشه ورزی در باب «انسان» و «جامعه» است.
از منظر جامعه شناختی، سعدی را می توان راوی نابرابریهای اجتماعی و همواره جویای عدالت دانست. او در گلستان، با روایت گری های نغز خود، ساختارهای قدرت، فقر، و شکافهای طبقاتی را به چالش میکشد و بر اخلاق مداری به مثابه سنگ بنای جامعه ی آرمانی تأکید می ورزد. در حکایتهای او، گدایی و پادشاهی در کنار هم می نشینند تا یادآور شوند که شرافت انسانی در گرو جایگاه اجتماعی نیست، بلکه در گروِ خرد و منش نیکوست. سعدی باورمند است که «بنی آدم اعضای یکدیگرند» و این همان پیوند ناگسستنی است که جامعه را از فروپاشی بازمی دارد.
در دنیای امروز که گاه انسانیت در هیاهوی مادیت رنگ می بازد، اندیشه های سعدی درباره ی همدلی، مدارا، و مسئولیت اجتماعی بیش از هر زمان دیگری طنین انداز است. او به ما می آموزد که جامعه ی انسانی، باغی است که هر گلش به رسیدن قطره ای آب محتاج است و سعادت جمعی در گروِ توجه به محروم ترین هاست. این نگاه عمیقاً جامعه شناختی، سعدی را نه تنها شاعر که مصلحی اجتماعی معرفی می کند که درد انسان را می فهمد و برای درمان آن، نسخه ی اخلاق و عقلانیت می پیچد.
سعدی همچنین در پرداختن به نقش آموزش و پرورش در پیشرفت جامعه پیشگام است. او بر این باور است که دانش، تنها زینتِ فرد نیست، بلکه ابزاری برای رهایی جامعه از جهل و ستم است. این نگاه، امروزه در جامعه شناسی آموزش به مثابه محوری اساسی مورد توجه است.
در روز سعدی، گرامیداشت این اندیشمند بزرگ، تنها پاسداشت گذشته نیست، بلکه فرصتی است برای بازخوانی انتقادی آرمانهای او در جهان معاصر. سعدی به ما یادآور می شود که جامعه ی انسانی، نیازمند عشقورزیِ فعالانه، عدالتجوییِ خستگی ناپذیر، و خِرَدورزیِ فراتر از مرزهاست.
پاینده باد یاد سعدی، کهن الگوی انسانیت و دانایی.
@dohhol
عالم ز آه تیره تر از صبح محشر است
خون جگر به دیده آل پیمبر است
شهر مدینه گشته عزا خانه وجود
رخت سیاه بر تن زهرا و حیدر است
▪️شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد
📚 برشی از کتاب #پیشوای_صادق
تألیف حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای(مدّظلّهالعالی)
به مناسبت سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع)
📝 فرازونشيبها و تحوّلات دورهى امام صادق(ع)
از نخستين روز برانگيختگى امام تا لحظهى بدرود زندگى پُرتلاش و پُرثمرش ۳۳ سال طول كشيد. در اين مدّت، فرازونشيبها و تحوّلات سياسى و اجتماعى، شرايط زندگى امام و شيعيان را بارها تغيير داد. شاهين ترازوى پيكار، به سود و به زيان جبههى تشيّع، نوسانها ديد. گاه چنان شد كه خوشبينترها پيروزى شيعه را بسى نزديک و در دسترس ديدند و حتّى در آمادگى اوضاع براى قدرتنمايى نظامى مبالغه كردند؛ و گاه چنان شد كه اختناق و فشار، مجال تنفّس نيز به امام و ياران نزديكش نميداد و همهى آرزوها را بر باد رفته وانمود ميكرد... و امام صادق(عليه السّلام) در همهى اين احوال، همان رهرو و راهبرِ مصمّم و آگاه و نستوهى بود كه در ميان صدها آيت يأس و آهنگ اميد، تنها و تنها به رفتن و راه دراز را هرچه بيشتر طى كردن و مرحلههاى ناگزير را پشت سر نهادن، مىانديشد و بس. امام مايههاى عشق و اخلاص و ايمانش را در همهحال و هر زمان و با شيوهى متناسب، بىدريغ مبذول ميداشت و بار سنگين تكليف الهى را به سرمنزل، نزديک ميساخت.
📌 ثبت سفارش:
https://shop.khameneibook.ir/product/پیشوای-صادق
ایران درزمان امام صادق علیه السلام
ایرانی ها در نوروز برای امام ششم عیدی می آوردند . در این دوره ، ایرانی ها سلسله بنی امیه را برانداختند. این بار ایرانی ها ی سیاه پوش سپاه ابو مسلم خراسانی با حمله به غرب حکومتی را از میان برداشتند که به نام اسلام ظلم می کرد . شاخه عباسی بنی هاشم از نفرت ایرانی ها نسبت به حاکمان عرب و علاقه شان به خاندان پیامبر استفاده کردند و حکومت را بدست گرفتند . سلسله بنی عباس با شمشیر ایرانیها پا گرفت . آنها بغدادپایتختشان را در نزدیکی تیسفون ،پایتخت ساسانی ساختند . در این دوره آداب، رسوم ،لباسها و حتی غذاهای ایرانی رونق گرفت .
@dohhol
جایگاه امام صادق چنان رفیع است که همه مذاهب اسلامی اورا ستوده اند . عطار نیشابوری شاعر و عارف سده هفتم در آغاز تذکره الاولیا در ستایش او آورده ؛ " آن سلطان ملت مصطفوی ، آن برهان حجت نبوی ، آن عامل صدیق، آن عالم تحقیق ، آن میوه دل اولیا ، آن جگر گوشه انبیا ، آن ناقد علی ، آن وارث نبی، آن عارف عاشق، جعفرصادق [علیه السلام] . گفته بودیم که اگر ذکر انبیا و صحابه و اهل بیت کنیم ، کتابی جداگانه باید ساخت . این کتاب شرح اولیاست که پس از ایشان بودند اما به سبب تبرک به صادق ابتدا کنیم .
@dohhol
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رئیس اداره استعدادهای درخشان خراسان رضوی:
‼️اگر معلمی شغل انبیاست کسانی که در مدارس سمپاد ( تیزهوشان) تدریس می کنند باید پیامبران اولوالعزم باشند!
🔴پی نوشت
معلمه داشت تو کلاس میگفت : شغل ما، شغل انبیاست.
یکی از دانش آموزان بلافاصله گفت: انبیا که همشون چوپانی میکردند! معلمه بی معطلی گفت:منم دارم همین کارو میکنم مگه شک داری!
جناب رییس اگر معلمی شغل انبیاست کسانی که در مدارس عادی تدریس می کنند باید صبر ایوب داشته باشند و حلم اسماعیل و ادب لقمان!!
@dohhol
وقتی اصلاحات ارضی شد، شاه دسته دسته از این لولهها که سند مالکیت بود، به هر کدام از روستاییها میداد و یک کاغذی هم دادند به مالکین که دولت پول زمین شما را هشت ساله از زارع میگیرد و به شما پرداخت میکند. مالکین رفتند و مملکت ماند با عدهای زارع. فصل کشت رسید، و دولت گفت، خب زارعین! بروید و بکارید. زارعین گفتند، ما بذری نداریم. دولت گفت، پس سالهای قبل چه میکردید؟ گفتند، سالهای قبل ارباب انباری برای بذر داشت، از او میگرفتیم. لاجرم دولت سراغ وزارت کشاورزی آمریکا رفت تا بذر قرض کند. بعد آمدند گفتند، حالا چگونه محصولات را بفروشیم؟ دولت مامورین وزارت کشاورزی را که هیچوقت کشاورزی نکرده بودند، میفرستد تا به روستاییان آموزش بدهند! آخر سال هم یک دهم سال قبل گندم برداشت نشد. ناچار دولت ایران دست به دامن دولت آمریکا شد که به ما گندم بفروشید! آمریکا هم نه گندم سال جاری یا پارسال خود را بلکه از سیلوی چهارم به ما گندم فروخت. ایران تا قبل از اصلاحات ارضی تولیدکننده گندم مورد نیاز خود بود اما با اصلاحات ارضی همه چیز از بین رفت.
➕ رضا نیازمند؛ معاون وزیر اقتصاد در دههٔ ۱۳۴۰
@dohhol