eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
593 دنبال‌کننده
793 عکس
325 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی اصلاحات ارضی شد، شاه دسته دسته از این لوله‌ها که سند مالکیت بود، به هر کدام از روستایی‌ها می‌داد و یک کاغذی هم دادند به مالکین که دولت پول زمین شما را هشت ساله از زارع می‌گیرد و به شما پرداخت می‌کند. مالکین رفتند و مملکت ماند با عده‌ای زارع. فصل کشت رسید، و دولت گفت، خب زارعین! بروید و بکارید. زارعین گفتند، ما بذری نداریم. دولت گفت، پس سالهای قبل چه می‌کردید؟ گفتند، سالهای قبل ارباب انباری برای بذر داشت، از او می‌گرفتیم. لاجرم دولت سراغ وزارت کشاورزی آمریکا رفت تا بذر قرض کند. بعد آمدند گفتند، حالا چگونه محصولات را بفروشیم؟ دولت مامورین وزارت کشاورزی را که هیچوقت کشاورزی نکرده بودند، می‌فرستد تا به روستاییان آموزش بدهند! آخر سال هم یک دهم سال قبل گندم برداشت نشد. ناچار دولت ایران دست به دامن دولت آمریکا شد که به ما گندم بفروشید! آمریکا هم نه گندم سال جاری یا پارسال خود را بلکه از سیلوی چهارم به ما گندم فروخت. ایران تا قبل از اصلاحات ارضی تولیدکننده گندم مورد نیاز خود بود اما با اصلاحات ارضی همه چیز از بین رفت. ➕ رضا نیازمند؛ معاون وزیر اقتصاد در دههٔ ۱۳۴۰ @dohhol
🏙🔥 "اراک؛ شهری با دو روح؟ (نبرد سنت و صنعت در قلب ایران) اراک را چقدر می شناسید؟ شهری که انگار دو قلب در سینه دارد: یکی برای عرفان و فرهنگِ ریشه دارش می تپد و دیگری برای صنعت و ماشین هایش. اینجا، "میدانِ بی پایانِ" نبرد نمادهاست؛ جایی که گذشته و آینده، هر دو ادعای مالکیت امروز را دارند! اراکِ عارف: - بازار قدیم با صدای چکش مسگرها و بوی نان سنگک تازه. - قهوهخانه های قدیمی پر از داستان های پدربزرگ ها و نواهای موسیقی. - میراثِ نخبگان فرهنگی که نام اراک را در تاریخ ادبیات و فلسفه جاودانه کرده اند. اراکِ مهندس: - کارخانه های عظیم با دودکش هایی که به آسمان می رسند. - خیابانهای شلوغِ پر از ماشین و برجهای شیشه ای. - جوانانی که همزمان با اینستاگرام زندگی می کنند و رویای استارت آپهای جهانی را می بینند. تحلیل: چرا این نبرد همیشه ادامه دارد؟ ۱. اقتصاد در برابر معنا: صنعت، نانِ امروز مردم را می دهد، اما فرهنگ، روحِ شهر را زنده نگه میدارد. ۲. تناقضِ روزمره: یک اراکی ممکن است صبح در کارخانه، کلاه ایمنی بر سر بگذارد و شب در حیاط قدیمی خانه، کنار تاک انگور به یاد خاطرات کهن باشد . ۳. تعادلِ ناپایدار: نه صنعت توانسته فرهنگ را دفن کند، نه فرهنگ مانع پیشرفت شده است. این دو، مانند دو رودخانه به ظاهر موازی، گاهی زیرِ زمین به هم می پیوندند! اراک شهری است که نمی خواهد قربانیِ «یا این یا آن» شود. شاید همین تنشِ همیشگی، هویتِ واقعیِ آن باشد: «شهری که در رگهایش هم خونِ سنت جریان دارد، هم پالسِ مدرنیته». آیندهٔ اراک نه با پیروزیِ یک طرف، که با «آشتیِ خلاقانه»ساخته می شود: قهوه خانه هایی که وایفای دارند، کارخانه هایی که دیوارهایشان پر از نقاشیهای دیواری اصیل است، و جوانانی که هم مهندسند هم شاعر! سوالِ شما: به نظر شما، کدام نماد بیشترین تأثیر را بر هویت امروز اراک دارد؟ - صنعت؟ 🏭 - یا فرهنگِ قهوه خانه ای کهن؟ ☕️ #هویت_شهری #شهرهای_دوپهلو ✨ *"اراک را باید با تناقض هایش دوست داشت؛ مثل آتش بیدودی که هم گرمابخش است، هم اسرارآمیز!"✨ این پست را برای کسانی بفرستید که فکر میکنند شهرها فقط بتن و آهن نیستند، بلکه روایتِ آدمها از خودشانند! ❤️🏙 @dohhol
🚨 هشدار فوری به همه خانواده‌ها! 🟥🟥🟥 مهم 🟥🟥🟥 کلاهبرداری با جعل چهره و صدا توسط هوش مصنوعی! اخبار نگران‌کننده از حملات جدید سایبری! متأسفانه با پیشرفت فناوری، سوءاستفاده از هوش مصنوعی برای کلاهبرداری به شدت افزایش یافته است. این بار کلاهبرداران چهره و صدای عزیزانتان را جعل می‌کنند تا از شما پول یا اطلاعات شخصی بگیرند! چطوراین کلاهبرداری انجام میشود؟ ✔️ مجرمان با استفاده از عکس‌ها و ویدیوهای پروفایل شما، چهره‌تان را شبیه‌سازی می‌کنند. ✔️ حتی صدای شما یا اعضای خانواده‌تان را تقلید می‌کنند! ✔️ سپس در واتساپ، اینستاگرام یا تماس‌های تصویری خود را جای فرزند، والدین یا دوست شما جا می‌زنند و درخواست پول می‌کنند. ⚠ چگونه از خود محافظت کنیم؟ ✅ هرگز به درخواست‌های مالی از طریق تماس‌های ناگهانی اعتماد نکنید! ✅ قبل از هر پرداختی، مستقیماً با شماره اصلی فرد مورد نظر تماس بگیرید. ✅ عکس‌های تمام‌رخ و واضح را در پروفایل‌های عمومی قرار ندهید. به تماس‌های ویدیویی ناشناس پاسخ ندهید، حتی اگر چهره آشنا بود!
با سلام و احترام فاز اول طرح گفتگوی نسلی با مشارکت ۲۰ مدرسه و ۹۵۲ دانش آموز و والدین آنها انحام شد کارگروه تعلیم و تربیت در این کار نقش جدی داشت و بنده دبیر این رویداد بودم فردا ساعت ۹ در سالن پیامبر اعظم استانداری جلسه ارائه یافته ها و نشست تخصصی در این مورد هست. خوشحال می شویم زیارت کنیم. با احترام
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸اقدام عجیب استانداری قزوین ، در ملاقات رسمی استاندار اربیل عراق با استاندار قزوین 🔹در جلسه ملاقات رسمی امید خوشناو استاندار اربیل عراق با محمد نوذری استاندار قزوین، در یک اقدام غیر حرفه ای و غیر دیپلماتیک یک سرود کردی به جای سرود ملی کشور عراق پخش شد و استاندار و سایر مسئولین‌ استان به این سرود ادای احترام کردند . 🔹تکرار این قبیل اقدامات نسنجیده و از روی ناآگاهی میتواند تبعات جدی برای مناسبات خارجی کشور به دنبال داشته باشد و به نظر می‌رسد لازم است دفتر رییس جمهور و وزارت امور خارجه تذکرات و آموزش‌های لازم را در این زمینه به مدیران غیر حرفه ای در معرض رفتارهای دیپلماتیک ارائه کنند. @dohhol
اساتید بزرگوار سلام در فهم رایج از جمله‌ی منسوب به امیرالمؤمنین که «هر کس کلمه‌ای به من بیاموزد، مرا عبد کرده»، اغلب این‌گونه برداشت می‌شود که انسان بنده‌ی آموزگار می‌شود. اما حقیقت دقیق‌تر و عمیق‌تر آن است که "تعلیم انسان را بنده‌ی حقیقت می‌کند، نه بنده‌ی معلم". تعلیم، صیرورت به عبودیت است؛ یعنی با هر دانشی که می‌آموزیم، یک گام به بندگی آگاهانه نزدیک‌تر می‌شویم. در این نگاه، معلم حقیقی خودِ حقیقت است که از پسِ چهره‌های متغیرِ معلمان ظاهر می‌شود. در روز معلم، اگر شاگرد نگاهی حقیقت‌بین داشته باشد، سپاسِ اصلی‌اش را نثار آن مربی حقیقی می‌کند که از هزاران زبان سخن می‌گوید. روزهایتان مبارک سید محمد الحسینی
کشاورزی، الاغ پیری داشت كه یك روز اتفاقی داخل یک چاه بدون آب افتاد. هر چه کوشید نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند برای اینكه حیوان بیچاره زجر نكشد، چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بمیرد. مردم با سطل روی سر الاغ خاك می‌ریختند. اما الاغ هر بار خاك‌ها را می‌تكاند و سعی می‌كرد روی خاك‌ها بایستد. روستایی‌ها به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم به بالا آمدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و در میان بهت و ناباوری کشاورز و روستاییان از چاه بیرون آمد! نتیجه اخلاقی: مشكلات، مانند کوهی از خاك بر سر ما می‌ریزند و ما دو انتخاب بیشتر نداریم: یا مشكلات ما را زنده به گور كنند و یا اینكه از آنها پله‌ای درست کنیم برای بالا رفتن. ::   نتایج اخلاقی بعدی: 1)      الاغ بیچاره از ما و شما و ایشان بیشتر سرش می‌شود. 2)      این خاک‌ها که دارد روی سر ما می‌ریزد، یک روز نتیجه دارد! 3)      تفنگ را برای چه مواقعی ساخته‌اند؟ لابد! 4)      مردم شهر هیچ داستانی برای عبرت گرفتن ندارند! 5)      اگر سعی کنی بالاتر بروی، الاغی! اگر سعی نکنی، خیلی الاغی! 6)      پله کردن دیگران برای بالا رفتن،‌ هوش نمی‌خواهد. رو می‌خواهد! 7)      قدری گرد و خاک خوردن، به مراحل بعدی‌اش می‌ارزد.  @dohhol
تحلیلی کوتاه بر تأسیس دبیرخانه کمیته مشارکت‌های مردمی و مسئولیت‌های اجتماعی شهرهای آسیایی در اراک ✍نویسنده: سید محمد الحسینی شهر اراک، به‌عنوان یکی از کلانشهرهای صنعتی ایران، اخیراً میزبان رویدادی مهم در عرصه حکمرانی شهری و توسعه اجتماعی شده است: افتتاح دبیرخانه کمیته مشارکت‌های مردمی و مسئولیت‌های اجتماعی شهرهای آسیایی. این اقدام، گامی بلند در راستای تقویت نقش شهروندان و نهادهای مدنی در فرآیندهای تصمیم‌گیری و پاسخگویی اجتماعی است و از منظر جامعه‌شناختی، حاوی پیامدها و ظرفیت‌های قابل تأملی است. ۱. مشارکت مردمی؛ از شعار تا عمل در جهان امروز، شهرها به‌عنوان کانون‌های اصلی چالش‌های زیستمحیطی، نابرابری‌های اجتماعی، و بحران‌های هویتی، نیازمند الگوهای حکمرانی چندذینفعی هستند. تجربه موفق شهرهای پیشرو در آسیا (مانند سئول، سنگاپور، و کوبه) نشان می‌دهد که تقریباً در تمامی پروژه‌های توسعه پایدار، مشارکت فعال شهروندان و سازمان‌های غیردولتی، نقشی کلیدی ایفا کرده است. تأسیس این دبیرخانه در اراک، می‌تواند به ایجاد سازوکارهای نهادی برای نهادینه‌سازی این مشارکت بیانجامد و شکاف بین «سیاستگذاری از بالا» و «نیازهای واقعی جامعه محلی» را کاهش دهد. ۲. اراک؛ نمادی از گذار از شهر صنعتی به شهر مشارکتی اراک، با پیشینه تاریخی در صنایع سنگین، همواره با چالش‌هایی مانند آلودگی محیط زیست، حاشیه‌نشینی، و ناهمگونی فرهنگی روبه‌رو بوده است. انتخاب این شهر به‌عنوان پایگاه کمیته مشارکت‌های مردمی آسیا، فرصتی است برای بازتعریف هویت شهری از طریق تقویت سرمایه اجتماعی. این دبیرخانه می‌تواند با تسهیل گفت‌وگو بین سه ضلع «حاکمیت»، «بخش خصوصی»، و «جامعه مدنی»، الگویی برای تبدیل چالش‌های صنعتی به فرصت‌های مشارکتی ارائه دهد. ۳. مسئولیت اجتماعی شرکتها؛ الزامی فراتر از اقدامات نمایشی یکی از محورهای کاری این کمیته، ترویج مسئولیت اجتماعی نهادها و بنگاه‌های اقتصادی است. در شهرهایی مانند اراک که صنایع بزرگ در اقتصاد محلی نقش پررنگی دارند، الزام شرکت‌ها به پاسخگویی در قبال پیامدهای اجتماعی و زیست‌محیطی فعالیت‌هایشان، ضرورتی غیرقابل انکار است. این نهاد می‌تواند با طراحی چارچوب‌های مشوق محور (مانند صدور گواهی مسئولیت اجتماعی) یا تنبیه محور (مانند شفاف‌سازی عملکرد شرکتها)، بخش خصوصی را به کنشگری مسئولانه سوق دهد. ۴. نقش دانشگاه‌ها در تقویت پیوند دانش و عمل به‌عنوان معلم ، معتقدم نهادهای علمی می‌توانند با این دبیرخانه همکاری دوسویه داشته باشند: - پژوهش‌های کاربردی: رصد موانع مشارکت مردمی در پروژه‌های شهری و ارائه راهکارهای بومی. - آموزش شهروندی: توسعه دوره‌های آموزشی برای توانمندسازی سمن‌ها و فعالان محلی. - میانجیگری علمی: ایجاد پلتفرم‌های گفت‌وگو بین ذینفعان مختلف با رویکرد بیطرفانه. ۵. هشدارها و پیشنهادها - خطر تبدیل شدن این نهاد به یک ساختار فرمایشی و بی‌اثر وجود دارد. برای پرهیز از این امر، ضروری است سازوکارهای نظارتی مستقل (مانند حضور نمایندگان رسانه‌ها و ناظران بین‌المللی) تعبیه شود. - تجربه نشان داده است پروژه‌های مشارکتی بدون «توزیع عادلانه قدرت» محکوم به شکست هستند. بنابراین، باید از انحصار تصمیم‌گیری در دست نهادشهرواری جلوگیری کرد. - تعامل با شبکه‌های شهری موفق در آسیا (مانند اتحادیه شهرهای آسیایی برای اقتصاد سبز) می‌تواند به انتقال تجربه و افزایش مشروعیت جهانی این کمیته کمک کند. سخن پایانی تأسیس دبیرخانه مشارکت‌های مردمی در اراک، تنها یک رویداد اداری نیست، بلکه آزمونی است برای سنجش ظرفیت جامعه ایران در عبور از «حکمرانی متمرکز» به «حکمرانی جمعی». موفقیت این نهاد، در گرو خروج از کلیشه‌های پیشین و جسارت در بازتعریف رابطه دولت-ملت-شهر است. امید است این حرکت، الهام‌بخش سایر شهرهای ایران و آسیا باشد. @dohhol
گفت: مولانا در مجالس خود الفاظ ركيك مي‌فرمايند و اجامر خلق، زبان به طعنه گشوده‌اند كه: پس فرق ميان من و تو چيست بگو؟ مولانا فرمود: ما نيز از ايشانيم، الا آنكه مغز سخن ايشان، پوست باشد و پوست سخن ما، مغز! شمس الدين افلاكي گويد: اين سخن نغز چنان در من اثر كرد كه تا سه شباروز نعره‌هاي ركيك همي‌زدم و حالتي رفت كه اهل خانه، روز و شب نداشتند! @dohhol
تناقض تاریخی و چالشهای معاصر در پرورش مشاهیر استان مرکزی ✍️سید محمد الحسینی استان مرکزی، به ویژه شهر اراک، همواره به عنوان خاستگاه شمار قابل توجهی از چهره های سرشناس علمی، ادبی، و فرهنگی ایران شناخته شده است. با این حال، این واقعیت که بسیاری از این مشاهیر در خارج از مرزهای این استان به شهرت رسیده اند، پرسشی جدی را دربارهٔ نقش زمینه های اجتماعی و فرهنگی محلی در شکوفایی استعدادها مطرح میکند. این تناقض تاریخی و تداوم آن در دوران معاصر، نیازمند تحلیل جامعه شناختی عمیقتری است. ۱. مهاجرت به عنوان راه گریز از محدودیت ها یکی از عوامل کلیدی در این مسئله، پدیدهٔ مهاجرت است. استان مرکزی، با وجود سابقهٔ درخشان در پرورش استعدادها، از نظر امکانات آموزشی، فرهنگی، و اقتصادی در مقایسه با کلانشهرهایی مانند تهران، اصفهان، یا شیراز، در موقعیت حاشیه ای قرار دارد. بسیاری از مشاهیر این استان، برای دستیابی به فرصتهای شغلی، شبکه های علمی، یا عرصه های گسترده تر فعالیت فرهنگی، ناگزیر به مهاجرت شده اند. این مهاجرت اجباری، نشان دهندهٔ شکاف ساختاری بین «پرورش استعداد» و «فراهم آوری بستر رشد» در استان است. ۲. نبود نهادهای پشتیبان در سطح محلی شهرت یافتن یک چهره، تنها به استعداد فردی وابسته نیست، بلکه نیازمند نهادهای حامی مانند دانشگاههای تراز اول، مراکز تحقیقاتی، انتشارات معتبر، یا انجمنهای هنری پویاست. استان مرکزی، علیرغم برخورداری از پیشینهٔ تاریخی غنی (مانند جایگاه اراک در دوران قاجار به عنوان یکی از کانون های تجارت و فرهنگ)، در دوران معاصر از نظر توسعهٔ نهادی با چالشهایی روبه روست. برای مثال، ضعف در سرمایه گذاری روی پروژه های فرهنگی بومی یا نبود رویدادهای ملیِ جذب کننده، فرصتهای محلی را برای بروز استعدادها محدود کرده است. ۳. تضاد بین هویت سنتی و الزامات مدرنیته بررسی زیست مشاهیر استان مرکزی نشان میدهد که بسیاری از آنها در تقابل با هنجارهای سنتی حاکم بر جامعهٔ محلی، مسیر خود را یافته اند. استان مرکزی، به ویژه در مناطق روستایی و شهرهای کوچک، هنوز تحت تأثیر ساختارهای اجتماعی سلسله مراتبی و مقاوم در برابر تغییر است. ۴. سیاستهای ناکارآمد توسعهٔ منطقه ای از منظر کلان، سیاستهای تمرکزگرایانهٔ توسعه در ایران، به حاشیه رانده شدن استانهایی مانند مرکزی را تشدید کرده است. تمرکز امکانات در پایتخت و چند کلانشهر، مهاجرت معکوس استعدادها را تسهیل میکند. برای مثال، یک دانش آموز نخبه در اراک، برای تحصیل در بهترین دانشگاهها یا دسترسی به بازار کار، چاره ای جز ترک زادگاهش ندارد. این چرخه، استان مرکزی را در جایگاه «صادرکنندهٔ استعداد» و «واردکنندهٔ شهرت» تثبیت می کند. ضرورت بازتعریف نقش استان در اکوسیستم ملی برای شکستن این چرخه، نیازمند تحول در دو سطح هستیم: - در سطح محلی: تقویت نهادهای آموزشی و فرهنگی، ایجاد شبکه های حمایتی برای استعدادهای جوان، و بازتعریف هویت محلی به گونه ای که پذیرای تنوع و نوآوری باشد. - در سطح ملی:بازنگری در سیاست های توسعهٔ منطقه ای به منظور کاهش شکاف بین مرکز و پیرامون، و ایجاد مشوق هایی برای ماندگاری استعدادها در زادگاهشان. استان مرکزی نمونه ای از تناقضی است که بسیاری از مناطق ایران با آن روبه رویند: میراثدار تاریخیِ غنی، اما محروم از ابزارهای لازم برای تبدیل این میراث به سرمایه ای زاینده در جهان امروز. تا زمانی که این تناقض حل نشود، مشاهیر آینده نیز ناگزیر مسیر مهاجرت را در پیش خواهند گرفت. @dohhol
مدیری را گفتند: چیزی از فوتبال دانی؟ گفت: آری، بسیار دانم! گفتند: آفساید چه باشد؟ گفت: من مردی مدیرم، مرا با اصطلاحات اجنبی چه‌کار؟ گفتند: حقّا که مدیر عاملی باشگاه فوتبال را سزاواری! @dohhol