eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
593 دنبال‌کننده
793 عکس
325 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
میگم به هیات دولت پیشنهاد بدیم جای شب و روز را عوض کنن بهتر نی؟ @dohhol
در ایران ناترازی خرد وجود دارد کمبود آب و برق و گاز در کشوری غنی از منابع چون ایـران اسمش ناترازی انرژی نیست، ناترازی خِـرَد است و اندیشه! ‏حذف نخبگان و قدرت گرفتن افراد نالایق، بی‌سواد و ریاکار در نظام تدبیر و مسوولیت، هر سرزمین و کشوری را می‌تواند به ورطه ناترازی و نابودی بکشاند... @dohhol
میگن نصرالدین زنش رو کتک می‌زد ازش پرسیدن چیکار کرده؟ گفت: هیچی! گفتند: پس چرا میزنیش؟ گفت: خرجی که نمی‌دم، سفر و تفریح که نمی‌برم، کار که نمی‌کنم، چیزی هم نمی‌خرم! بالاخره باید یادش بمونه شوهر داره! برای همین می‌زنمش! حکایت آغاز بکار مدارس از ساعت شش صبحه @dohhol
ترامپ امروز: پهپادهای ایرانی خیلی خوب و ارزون و در عین حال مرگبار و کشنده‌اند. به یه شرکت گفتم از این پهپادها میخواهم ترامپ دیروز: ایران قبل سال 57 همه چی داشت و الان آب و برق هم نداره
شهادت، رزق خوبان جهان است و خدا هرگز  به آسانی نمی بخشد به هر کس این سعادت را...
چرا بخوانیم؟ پرسشی وجودی پیش از آنکه فرهنگی باشد ✍سید محمد الحسینی ، جامعه شناس در عصری که دانش به «اینفوگرافیک»های سریع تقلیل یافته و فرهنگ به کلیپ های کوتاه «ریلز» و «تیک تاک»، صحبت از بحران کتابخوانی گویی تکرارِ یک مسئلهٔ قدیمی است. درست است که همیشه بر این تأکید داریم که فناوری تمرکز را می رباید، شبکه های اجتماعی زمان را می بلعند، یا اقتصاد مانع خرید کتابها می شود، اما این پاسخها در برابر یک پرسش بنیادین همچنان حاشیه ای می مانند: اصلاً چرا باید بخوانیم؟چه چیزی انسانی را در عصری که همه چیز به او «آماده و بسته بندی شده» عرضه می شود، وادار می کند در صفحه ای پر از حروف غوطه بخورد و زمان و انرژی صرف کند تا جهانی را که از آن او نیست، رمزگشایی کند؟ این پرسش صرفاً فرهنگی یا تربیتی نیست، بلکه وجودی است. خواندن عملی است که انسان را پیش از مواجهه با متن، با خودش روبه رو می کند. خواندن انتقال اطلاعات نیست، بلکه حفاری در لایه های خودآگاه و ناخودآگاه جمعی است. وقتی رمانی از «داستایوفسکی» میخوانی یا تحلیلی جامعه شناختی از «پیر بوردیو»، صرفاً دانش مصرف نمی کنی، بلکه در گفت وگو با انسانیتِ دیگری قرار می گیری، حوزۀ «خود» و «دیگری» را گسترش می دهی و درمی یابی که جهان آنقدر وسیع است که در تجربۀ فردیات نگنجد. خواندن، از این منظر، تمرین "فروتنی معرفتی"است؛ اعترافی است که حقیقت ملک طلقِ تو نیست، بلکه مشعلی است که نسلها آن را به دست هم می دهند. اما چرا این پرسش امروز اینقدر اضطراری است؟ چون با بحران دوگانۀ معنا روبه روییم: عصر دیجیتال انبوهی از «اطلاعات» تولید می کند، اما ما را از «معنا» تهی می سازد. خواندن صبر و تأمل می طلبد، اما پلتفرم های دیجیتال «خواننده ای عجول» می سازند که پیش از پرسش، به دنبال پاسخ است و پیش از تحلیل، نتیجه می خواهد. اینجا پرسش از «چگونه خواندن؟» به «چرا اصلاً زحمت خواندن را به خود بدهیم؟» تبدیل می شود؛ در جهانی که وعده می دهد تمام پاسخ های گوگل را در یک ثانیه به تو برساند. پاسخِ من، به عنوان یک جامعه شناس، دفاع از کتابخوانی به مثابۀ یک تکلیف اخلاقی یا میراث فرهنگی نیست، بلکه آن را شورشی علیه سطحی نگری میدانم. خواندن عملی است مقاومتی در برابر فرهنگ مصرفی که انسان را به تماشاگری منفعل تبدیل می کند و او را به کنشگری نقاد بازمی سازد که می تواند گفتمانهای حاضرومُهیّا را واسازی کند. وقتی میخوانی، اعلام میکنی که تنها یک عدد در الگوریتم ها یا هدفی برای تبلیغات نیستی. میگویی که عقلی داری که خریدنی نیست و روحی داری که در «لایک ها» خلاصه نمی شود. اما این چالش هایی عمیق برای جامعه ایجاد می کند: چگونه نسلی پرورش دهیم که باور داشته باشد خواندن تجملی نیست، بلکه ضرورتی برای انسان ماندنِ انسان است؟ چطور در عصری که همه چیز با پول و زمان سنجیده میشود، بازتعریفی از «ارزش» ارائه دهیم؟ اینجاست که نقش نخبگان فرهنگی و آکادمیک پررنگ می شود؛ آنها باید این پرسش بنیادین را دوباره مطرح کنند: هدف از حضور کتاب در زندگی ما چیست؟فراتر از شعارهای رمانتیک، به گفت وگویی صادقانه نیاز داریم که خواندن را به مثابۀ کنشی وجودی بازتعریف کند؛ کنشی که هویت فردی و جمعی را از نو می سازد. در پایان، بحران کمبود کتابخوان نیست، بحران کمبود دلایلی است که خواندن را ارزشمند می کند. شاید کتابها در شکل سنتی خود در حال محو شدن باشند، اما پرسش عمیقتر این است: آیا آماده ایم تا گفت وگوی خاموش با خودمان و تاریخ را از دست بدهیم؟ وقتی کتابها می میرند، ما برگ و جوهر از دست نمی دهیم، بلکه حافظۀ جمعی را می میرانیم و دوباره زاده می شویم به موجوداتی بی پرسش، بی قصه، و بی روح. @dohhol
با اهدای سلام اگر سلسله جلساتی با عنوان "راه رشد" با موضوعات فرهنگی ، تربیتی و سیر مطالعاتی تشکیل شود حضور پیدا می کنید ؟ فعلا در حال ارزیابی هستیم . لطفا نظرتان را اینجا ثبت کنید .
«دكتر ويليام اوسلر، پزشك و مورخ نامی انگليس، دانشجويی را امتحان می­كرد. در حين امتحان از او پرسيد كه اگر مريضی به فلان مرض دچار شود؛ چه مقدار از فلان دارو برايش تجويز خواهی كرد؟ دانشجو پس از اندكی فكر گفت: بيست و چهار گرم... اتفاقا چهار دقيقه بعد دانشجو برگشت و گفت: آقا اشتباه كردم... اجازه بفرماييد از نو جواب بدهم. اوسلر به ساعتش نگاه كرد و گفت: فايده ندارد؛ مريض شما سه دقيقه پيش مرد!» @dohhol
‏دیالوگ ماندگار فیلم ستارخان حیدرخان: این مملکت از دوسو داره غارت میشه یکی انگلیسیها و روس ها ، یکی هم خودی ها ! ستارخان: دسته سوم رو فراموش کردید، بی طرفها، بلاتکلیفها، آدمهایی که سکوت می کنند و فقط ناظرند، بی تفاوتها، اونا بیشتر از همه من رو رنج می دن وگرنه آدم تکلیفش با دوست و دشمن روشنه... @dohhol
نگارش این مقاله حکایتی داشت ؛ یک روز خسته کننده بعد از حدود ۱۲ ساعت کار فکری و یدی با بی حالی صفحات فضای مجازی را بالا و پایین میکردم که تصادفا به اطلاعیه ی فراخوان یک همایش برخوردم که در جهت تبیین الگوی حکمرانی در دولت سیزدهم بود ، ذهن خسته من توان حتی فکر کردن به نگارش یک مقاله را نداشت ، فردای آن روز غریبه ای پشت خط بود ؛ -سلام -سلام _آقای دکتر الحسینی ؟ _در خدمتم ! شما؟ _من .... هستم شماره شما را آقای ..... داده ، کارگر هپکو هستم ، شما مقاله نویسی بلدی؟ _خوشبختم ، بلدم ،چطور؟! _آقای ... گقت کمکمان می کنی ، [اینجایش را با بغض می گفت] همایشی برای شهید رئیسی گرفتند ، ما مدیونشون هستیم ، باید به بهترین وجه برگزار بشه ، باید چه کار کنیم ؟ هر کاری بگی می کنیم ... و این آغاز تصمیم بود با هزار سوال .معمولا پژوهش با مساله آغاز می شود این مقاله با اشک شروع شد . با ۱۷ نفر مصاحبه کردم و حاصل آن مقاله ای شد در باره روایت مقاومت و امید که در همایش پذیرش شد و امروز در پیش نشست آن ، مقاله را ارائه کردم . الهم تقبل منا @dohhol