eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
594 دنبال‌کننده
795 عکس
325 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
امسال بسیاری از عزیزان خدا، محرم را در محضر اباعبدالله علیه السلام هستند و میگویند أوفیت؟ ما تركتك يا حسين
"در سایه‌سار اشتراکِ اشک" ✍سید محمد الحسینی ماه محرم از راه می‌رسد… نه فقط به عنوان فصلِ ماتمِ تاریخی، که چونان میدان نمادینی که جامعه را دگرگون می‌سازد. می‌نویسم این کلمات را در نخستین شامگاه محرم، در حالی که بوی خاکِ خیمه‌گاهِ عشق از گذرگاه‌ها برمی‌خیزد. کجایید، ای مرزهای سختِ طبقات؟ کجاست آن تک بُعدی‌های روزمره؟ محرم می‌آید و دیوارها را فرو می‌ریزد؛ پیر و جوان، توانگر و نیازمند، همه در یک صف می‌ایستند، شانه به شانه‌ی همبستگی. اینجا عزاداری تنها اشک ریختن نیست؛ آیینِ بازآفرینیِ پیوندهای انسانی است. سینه‌زنی‌ها را می‌بینم؟ این ضرباهنگ‌ها تنها نوای درد نیست؛ زبانِ مشترکِ رنجی است که جامعه را از فراموشیِ خود می‌رهاند. علمِ سیاه بر دوشِ جوانان، تنها پرچمِ سوگواری نیست؛ نمادِ بارِ مسئولیتی است که نسل‌ها بر دوش می‌کشند تا عدالت را فراموش نکنند. و این دسته‌های پیاده… این راهپیماییِ خاموشِ انسجام! گویی شهر، تنفسِ جمعی می‌کند؛ پاها هماهنگ می‌تپند تا یادآوری کنند: "ما جزیی از کل‌یم". حتی غذای نذری، که ساده به نظر می‌رسد، دست‌های گره‌خورده‌ی مهر است؛ آشتی‌دهنده‌ی شکم‌های گرسنه و دل‌های تنها. آری، اشک‌های ما در محرم، اشک‌های خصوصی در فضای عمومی است. اینجا گریستن، شرم ندارد؛ ضعف نیست، اقتدارِ احساسِ مشترک است. کربلا فقط دیروز نبود؛ هر سال در تکرارِ این آیین‌ها، امام حسین(ع) از اسطوره به تجربه‌ی زنده‌ی اجتماعی بدل می‌شود؛ تجربه‌ای که به ما می‌آموزد حتی در تاریک‌ترین ظلمت‌ها، انسان‌بودن را می‌توان پاس داشت. محرم، آیینه‌ای است که جامعه خود را فراسوی فردیت‌های پراکنده می‌بیند؛ سوگواره‌ای که مرگ را به زندگی پیوند می‌زند، و تنهایی را در آغوشِ جمعیت ذوب می‌کند. پس بگذار اشک‌هایمان جاری شود… نه از نومیدی، که برای آبیاریِ ریشه‌های امید در خاکِ سنگرِ بشریت. یا اباعبدالله، تو ماندی و ما… و این "ما"یی که تو آن را جاودانه ساختی. @dohhol
یاحسین علیه السلام عجب غدیر تا عاشورایی داریم امسال لاحول ولاقوه الا بالله شهید محمدرضا صدیقی و خانواده @dohhol
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
#حرف_مهم شماره۷ تنها موجود خودآگاه هستی که به همه چیز معنا داد انسان است ، این معناها حاصل قرار داد
شماره ۸ ....اما خیلی ها با وجود کبر سن هنوز در این مرحله باقیمانده اند ، حد اعلای گذر از حس، وحی است هر چه انسان از حس جدا شود و به حس بی اعتماد ، عقلش بیشتر رشد می کند ، دیده اید ؟ کسانی که نماز می خوانند ولی بهشان نمی چسبد ؟ آنرا زحمت می دانند ! و بعد به خدا شاکی می شوند که من خواندم ولی پول ندارم ،گرفتاری دارم و ... اینها بزرگ شده اند ولی از نظر عقلی هنوز در مرحله حس مانده اند . اکثرهم لایعقلون . امام سجاد علیه السلام در چند فراز از صحیفه سجادیه از خدا عقل طلب می کند ؛ عقل کامل ، این یعنی همه چیز . عقل با ذهن متفاوت است ، ذهن اشتباه می کند ولی عقل راهنمایی وقتی با اتوموبیل حرکت می کند به نظر می رسد درختان حرکت می کنند این استنباط ذهن است . معمولا آنچه از عالم می بینیم ، استنباط است ، درک نیست ادامه دارد ... لطفا دیگران را دعوت کنید و نظرات خود را درباره برایم ارسال کنید . @dohhol
در سایه‌های سرخ محرم فردا تهران، آغوشش را باز می‌کند تا پیکر نورانی فرزندانش را بدرقه کند همانانی که عهد حسین(ع) را در قاموس زمانه جاری کردند و در محراب ایثار، نماز خون گزاردند. خاک خیابان‌های شهر، فردا عطر شهادت می‌گیرد همان بویی که از دشت کربلا تا امروز و همیشه راه را به رهروان نشان داده است. ای شهیدان! پرچم سرخِ "هیهات منا الذله"‌تان از فراز دست‌های تشییع‌کنندگان به آسمان می‌گوید: "ما هنوز ایستاده‌ایم در همان راهی که از جاری شدن خون سبزی حیات می‌روید." فردا دوم محرم است و تهران، نفس‌هایش را با نوای «یا حسین» هماهنگ می‌کند تا ثابت کند عشق به شهید همیشه و همیشه در تپش‌های این شهر جاریست. سید محمد الحسینی @dohhol
در کوره‌های جنگ تحمیلی دوم و زیر آتش تجاوز اسرائیل به خاک میهن، پیکره جامعه ایران آزمونی سهمگین را از سر گذراند. این تهاجم بیرونی، همچون اسیدِ تهدید جمعی، در کوتاه‌ترین زمان، مرزهای طبقاتی، قومیتی را درنوردید و همبستگی را به نمایش گذاشت. جامعه از حالت "بودن در کنار هم" به "بودن برای هم" گذار کرد؛ شبکه‌های اجتماعی خودجوش در محله‌ها شکل گرفت، بازار سنتی و مراکز مدرن کنار هم به کمک آسیب‌دیدگان شتافتند، و زنان در خط مقدم پشتیبانی، نقش‌های سنتی و مدرن را تلفیق کردند. این وحدت اضطراری، نه صرفاً واکنشی دفاعی، که بازتعریف جمعی هویت ملی بود - هویتی که ریشه در تهدید مشترک داشت و در آتش دشمن خارجی، سیمان اجتماعی محکم‌تری یافت. تجاوز دشمن، ناخواسته، کاتالیزوری شد برای تقویت سرمایه اجتماعی و آشکارسازی آن پیوندهای نامرئی که در روزهای عادی، زیر پوست جامعه جریان داشت. جنگ، با تمام مصائبش، جامعه ایران را در بوته آزمایشی سوزان قرار داد و تاب‌آوری جمعی آن را در هیبتی حماسی به نمایش گذاشت، جایی که "ما"ی ملی بر هر "من"ی سایه افکند . تحلیلهای صدمن یک غاز دوگانه ایران ، جمهوری اسلامی به قدر کفایت خنده دار شده است . فطرت آدمها را نمی توان نادیده گرفت حتی اگر در زمان صلح و آرامش مخفی شود تا برای عده ای دست مایه ی دوگانه سازی شود سیدمحمد الحسینی @dohhol
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹🔸 ‌ پیروزی در مقابل حمله دشمن صهیونیستی به روایت دکتر الحسینی جامعه شناس و مدرس دانشگاه ‌ با کانال رسمی صدا و سیمای استان مرکزی👇👇👇👇👇 همراه شوید 🔻ایتا https://eitaa.com/markaziirib 🔻بله http://ble.ir/markaziirib
غمی در دل تلنبار است ، از گندم فراوانتر ... @dohhol
در ستایش رنج محرم ✍سید محمد الحسینی رنج را می‌ستایم؛ نه برای دردِ بی‌پایانش، بلکه برای نوری که از شکافِ زخم‌هایمان می‌جوشد. رنجِ محرم، آینه‌ای است که انسانیت را در اوجِ بی‌پناهی فریاد می‌زند؛ خونِ حسین(ع) بر خاکِ کربلا، دانه‌های درختی را کاشت که ریشه‌هایش تا ژرف‌ترین تاریکی‌های تاریخ رسید، و شاخه‌هایش، آسمانِ آزادگی را شکافت. این رنج، زنگِ بیداری است: چگونه می‌توان در دریای مصیبت غرق شد و لبخندِ امید را از یاد برد؟ اشک‌های ما، رودهایی هستند که از کوه‌های سردِ اندوه سرازیر می‌شوند تا بیابان‌های خشکِ دل را سیراب کنند. سینه‌زنی‌مان، نبضِ جمعیِ قلب‌هایی است که حتی در تیرگیِ مرگ، زنده‌ترین ترانه‌های عشق را می‌کوبند. آری! رنجِ محرم، درسِ شکستنِ قفس‌هاست: رنجی که اسارت را نمی‌پذیرد، اشکی که ذلّت را نمی‌شناسد، دردی که به آغوشِ تسلیم نخواهد خزید. این رنج، تیغِ برّانی است که پوسته‌های راحت‌طلبی را می‌شکافد و آتشِ مقدسی که خاموشیِ جهل را می‌سوزاند. ستایش می‌کنم رنجی را که ما را از "من" فراتر می‌برد و در اقیانوسِ "ما" غسل می‌دهد؛ رنجی که پلاسِ عادت را از تنِ روح می‌کَند و جامه‌ای از شعله بر اندامِ ایمان می‌پوشاند. این رنج، تولدی دوباره است در آستانه‌ی مرگِ سکوت. بهشت، زیرِ سم‌های اسبانِ دشمن زخمی می‌خورد، اما هر قطره‌اش، هزاران قامتِ راست را از خاک می‌رویاند. پس بگذار رنجِ مقدسِ محرم در رگ‌هایمان جاری باشد؛ راهی که پایانش، شکفتنِ نیلوفرِ کرامت است در مردابِ دنیای فراموش‌کار. @dohhol
قسم به تابوت هایی که برای حمل آن یک نفر کافی بود . @dohhol