12.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پاتوق دانشجویی گفتگوی مردمی تجربه بسیار خوبی بود و نشان داد چقدر جامعه نیازمند چنین برنامه هایی است .
@dohhol
#معرفی_کتاب
کتابی که می خواهم معرفی کنم ساختار تدریس و تعلیم و تربیت را در ذهن تان به هم می ریزد . این کتاب روایتی است از میخ آهنین معلمان و مدرسان و والدینی که نرود در سنگ ، روایتی است از ریشه یابی ارتباط ما با فرزندان و نوجوانان ، نویسنده این کتاب خارجی است ، چیزهایی در این کتاب اشاره شده که همه ما به آنها معتقدیم و حتی از زبان امامانمان شنیده ایم اما متاسفانه در عمل به آنها باور نداریم . این کتاب روایتی جسورانه از زیست یک معلم دانشگاه است . زمانی تصمیم میگیرد این روایت را به شکل کتاب بنویسد که تجربه سی سال خود را کنار می گذارد . تلنگری که باعث شد در خود بازاندیشی کند ، تلنگری که متوجه شد حتی اگر معلم روش تدریس باشی باید باور کنی اشتباهاتی داری . تلنگری که فهمید در عرصه تعلیم و تربیت به جای اینکه به دنبال این باشی که در کلاس و مواجهه با نوجوان و جوان چه باید بکنیم، باید بفهمیم چه کارهایی نباید بکنیم . باید بفهمیم که این وجود معلم /پدرو مادر / استاد یا ... است که باید ویژگی هایی داشته باشد و نداشته باشد . این کتاب در مورد انسان به معنای واقعی نوشته شده نه حیوانی که ما باید افساری به آن وصل کنیم و از کلاسهای مختلف تا برنامه های صد من یک غاز در کوله بارش پر کنیم ، این کتاب راز سبکبالی و اهمیت آن در تربیت را می گوید .
می توانید نام این کتاب را حدس بزنید
اگر دوست داشتید می توانید حدس بزنید ؟ اینجا 👇
https://eitaa.com/joinchat/2128479483C660c15ca25
اگر هم نه ، نمی توانید صبر کنید در پست های آینده معرفی می کنم ...
@dohhol
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
#معرفی_کتاب کتابی که می خواهم معرفی کنم ساختار تدریس و تعلیم و تربیت را در ذهن تان به هم می ریزد . ا
بعدا نوشت ؛ نویسنده این کتاب به پاس نگارش آن ۱۴ دکترای افتخاری از مهم ترین دانشگاههای جهان گرفت
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
#معرفی_کتاب کتابی که می خواهم معرفی کنم ساختار تدریس و تعلیم و تربیت را در ذهن تان به هم می ریزد . ا
خیلی ممنون که هیچ کس حتی به غلط حدس هم نزد . البته این خاصیت منفی شبکه های اجتماعی است که ببینی و رد شویم.
عیب نداره
اسم کتاب اینه ؛
شهامت تدریس نوشته جی پالمر ترجمه خانم روحانی
در مورد این کتاب بیشتر می نویسم .
@dohhol
به پرچم فروش گفت ، پرچم یا علی بن الحسین داری ؟ گفت نه ، گفت چرا ؟ ؛ پرچم فروش گفت مشتری نداره !
امام سجاد جایگاهش را متوجه نشدیم بسیار مهربان و سریع الاجابه هستند ، امتحان کنید .
@dohhol
به زودی فراخوان این همایش به میزبانی استان مرکزی کلید خواهد خورد . بنده هم دبیر اجرایی آن هستم . این همایش برای معلمان فرصت خوبی است . هم امتیاز pckدارد و هم در پایگاه ISC نمایه می شود . سخنران کلیدیمون هم پیر راه تعلیم و تربیت است ، بعدا معرفی میکنیم
@DOHHOL
یکی از حوادث مهم که از آثار شهودی آقای خوانساری از نگاه دینی، نماز بارانی است که او آن را اقامه نمود تا تجلی دعا و نماز را در زندگی به گونه ای ملموس آشکار کند.
در شهریور 1320 که متفقین در ایران به طور انبوه حضور یافتند. در آن موقع موجی از قحطی و نابسامانی در کشور به راه افتاد. قسمتی از سپاه متفقین در منطقه خاکفرج قم استقرار یافت و بعد از مدتی کنترل شهر در دست آنان قرار گرفت. اشغال هنوز ادامه داشت که زمینهای مساعد و وسیع شهر قم - که به صورت دیم کشت می شد - با گذشت دو ماه بهاری از سال 1323 هنوز تشنه بودند. با بروز این خشکسالی موقعیت غذایی مردم بحرانی شد. اهالی قم، چاره در خواندن نماز باران دیدند. آنان به جستجوی امامی برآمدند تا آنها را به ساحل اجابت رساند و با خلوص و صفایش خواستن را معنی بخشید.
مردم راهی خانه های آقایان صدر، حجت و خوانساری شدند. آقایان صدر و حجت در پاسخ مردم گفتند اگر شما وظیفه های شرعی خود را بجا آورید، آسمان و زمین دستهایشان بر شما گشوده خواهد بود. اما آقای خوانساری نتوانست جواب نه بگوید و مردم هم گمان بردند او موافق با خواندن نماز باران است. به همین علت اطلاعیه هایی در سطح شهر نصب گردید که آقای خوانساری در روز جمعه نماز استسقا خواهد خواند. گروهی ایشان را از پایان بد کار بیم دادند اما او گفت حالا که چنین شده، خواندن این نماز بر من تکلیفی است و هر چه صلاح باشد همان واقع خواهد شد.
با نزدیک شدن لحظه موعود بهائیان شهر، متفقین را به انگیزه های این حرکت بدبین نمودند تا جایی که این نیروها در پوششی دفاعی رفتند. در روز موعود، جمعیت از گوشه و کنار شهر روانه شدند تا به صحرای خاکفرج که در نیم کیلومتری شهر قرار داشت و مصلای آن محسوب می شد بروند. آیة الله خوانساری هم با طمأنینه و آرامش مخصوص و در حالی که پاها را برهنه کرده و تحت الحنک انداخته بود با عده ای از همراهان به سمت آن نقطه حرکت نمودند.
جمعیت افزون بر بیست هزار نفر بود و 3/2 ساکنان شهر را در بر می گرفت. با عبور آرام مردم از کنار پادگان، شائبه های تردید زدوده شد و توطئه بهائیان بی اثر ماند. آن روز نماز خوانده شد اما اثری از اجابت دیده نشد. آیة الله خوانساری که بارها عطوفت و مهربانی پایان ناپذیر خدا را با همه وجود خود درک کرده بود، بخوبی می دانست که خواستن را با اصرار معنا بخشد. چه آنکه اگر خواهش باشد اجابت حتمی است. او بعد از پایان درس و بحث از شاگردانش خواست که تا همپای او باز به کوی خواهش روند و نماز بارانی دیگر بخوانند. این بار نماز در باغهای پشت قبرستان نو بپا گشت. غروب یکشنبه فرا رسید و آسمان بی تکه ابری سرخ گونگی خورشید را به نظاره نشست. گزارش هواشناسان غربی که در پادگان خاکفرج بودند گویای این بود که بارشی روی نخواهد داد.
دین ناباوران زبان تمسخر گشودند. استاد رسولی در خاطره خود می گوید: «آن روز گذشت و ما مطابق معمول به نماز جماعت آیة الله خوانساری در مدرسه فیضیه رفتیم. اکنون یادم نیست که به چه مناسبتی شبها در مدرسه فیضیه بعد از نماز جلسه روضه خوانی و سخنرانی بود. مرحوم حاج محمد تقی اشرافی به منبر رفت و هنوز اوایل سخنرانی ایشان بود که باران شروع شد... آن شب باران مفصلی آمد.»
این باران چنان گسترده و بی امان بود که تا آن وقت چنین بارشی را کسی سراغ نداشت. بی سیم های پادگان خاکفرج به کار افتاد و خبر این حادثه شگفت به جهان مخابره شد و در مدتی کوتاه پس از تأیید آن از طرف مقام های رسمی لندن و آمریکا، از طریق رادیو انعکاس جهانی یافت.
سلام
اینکه میگیم مطالعه باید باشه ،درست .ولی فهم هم خوبه ، همه ما کتاب های زیادی خوندیم ولی خیلیهاشون رو نفهمیدیم . خیلی از آنهایی که ساده هستند را حتی نفهمیدیم . مثال بزنم ؟ همین قصه شنگول و منگول
کجاشو؟ اونجاش که گرگه دستش رو رنگ کرد گفت منم منم مادرتون . بعد چند تا بزغاله نفهم عجول درو باز کردن . الان هم همونه طرف میاد میگه منم منم مادرتون بعد طرف از دوربینم میبینه که گرگه باز دوباره میخواد زِرتی در رو بازکنه .
باید چطور بشه دیگه که بفهمیم .
این بار دیگه باید تاوان بدی! چرا ؟ چون داستان شنگول و منگول برای بچه ها بود اون هم برای عبرت، نویسنده یک جوری سرو ته قضیه را به هم آورد. الان دیگه معلوم نیست بز جادویی زنگوله پا بتونه هزینه نفهمی و اشتباهمون رو بده
✍️سید محمد الحسینی
@dohhol
🔻پریشب برای اولین بار سردار سید مجید موسوی،فرمانده نیروی هوافضا سپاه در تلویزیون صحبت کردند.
شاه بیت صحبت های ایشان آنجایی بود که گفتند:نگاه ما،نگاه تمدنی و آخرالزمانی به اتفاقات است و انشالله این بیرق را تحت زعامت امام خامنه ای به صاحب اصلی آن می رسانیم.
این نگاه و تفکر بسیار ارزشمند است،زیرا تولید قدرت می کند،قدرتی ماورای موشک و پهپاد،قدرتی که در کالبد نیروی هوافضا و حتی موشک و پهپاد های آهنی دمیده خواهد شد و قطعا آینده ی بسیار روشنی با فرماندهی سردار موسوی در انتظار نیروی هوافضای سپاه می باشد.
بی جهت نبود که شهید طهرانی مقدم فرموده بود، از خداوند متعال می خواهم توفیق نوکری سید مجید موسوی را به من بدهد!