خداوند تاجر و پزشک نیست.
بدترین برداشتی که از معنویت و دین شده و مدام هم در تریبونهای مختلف تکرار میشود این است که با «خدا معامله کنید تا همه هیچگاه دچار تنگنا و سختی نشوید»
این نگاه تجاری به الهیات محصول عقل محاسبهگری است که به همه چیز و همه امور از جمله امور دینی به چشم معامله مینگرد و خالق هستی را در حد یک تاجرِ کاربلد تقلیل میدهد.
در این نگاه فرد اگر صدقه میدهد به این امید میدهد که از دهها آسیب و بلا به دور باشد، اگر نماز میخواند به این امید است که در بهشت زیر درختان همیشه سبز بیاساید، اگر دزدی و قتل و تجاوز نمیکند به این امید است که با فلان حوری و غلمان همنشین شود و در هر صورت اگر کار خیری میکند به این امید است که تاجر اعظم آن را دیده و با پول و باران و بچه باهوش و امثالهم جبران کند.
این نگاه به دین ایرادی ندارد و شاید برای عامه مردم مفید هم باشد، اما رتباطی با معنای واقعی دینداری ندارد. هدف غایی و اصلی دین و الهیات نه دفع بلا و اعطای باران و حوری و...، این است که به زندگی انسان معنا داده و او را سرگشتگی و یاس و ناامیدی و بی معنایی در زندگی نجات دهد.
اروپا در جنگ جهانی دوم توسط امثال چرچیل و هیتلر حکومت می شدند و حالا کارمندان پشت در کاخ سفید.
@dohhol
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
#حرف_مهم شماره۱۸ قراردادهای اجتماعی که در خیال شکل می گیرند ساخت ظاهری در افعال دارند مثلا تحصیل .
#حرف_مهم
شماره ۱۹
یادتان باشد "حُربن یزید ریاحی" بد نبود دارای صفات خوب بود ، بد عمل کرد ولی به دلیل صفات خوبش برگشت .
متاسفانه تربیت ما موکدا بر طبل عمل می کوبد نه صفات .
در مقام عمل می توان یک عمل مثبت و منفی را باهم دید ولی در مقام صفت خیر ، امکان ندارد .
روز قیامت بر اساس صفات تفکیک خواهیم شد نه اعمال ، الاعمال بالنیات
ادامه دارد ...
لطفا دیگران را دعوت کنید و نظرات خود را در باره #حرف_مهم برایم ارسال کنید .
مساله اساسی امروز حفظ ایران است نه دموکراسی و آزادی .
مواظب آدرس های غلط باشید
@dohhol
در فضای مجازی این دیدی گفت خیلی ترند شده ، باشه شما صحیح می فرمایید ایشان ادم مدبر ! اما سوال این است؟
کدخدایی که با نوچههای خود اینگونه رفتار کرده و آنها را تحقیر میکند، با کسانی که در دایره دشمن تعریف میکند، چه برخوردی خواهد داشت؟
@dohhol
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
متن زیر نه در انتقاد دکتر عزیزی بلکه در انتقاد به متولیان فرهنگ به خصوص شهرداری است ؛
👇👇👇👇👇
نقدی بر حاشیهنشینی نیروهای فرهنگی بومی
✍سید محمد الحسینی
می دانم ممکن است از این نوشتار سو تفاهم ایجاد شود شاید هم نه اما می دانم این متن منشا تغییر نخواهد شد بنابراین آن را صرفا یک درد دل از طرف یک دغدغه مند اجتماعی بدانید
به عنوان یک معلم دانشگاه ، باورم این است که یکی از شاخصهای توسعهیافتگی هر جامعه، «عدالت توزیعی در عرصه فرهنگ» است؛ نه فقط توزیع امکانات، که توزیع فرصتها، توجه و سرمایه نمادین.
آنچه امروز در فضای فرهنگی استان شاهدیم، اما، به وضوح از نوعی «کژکارکرد ساختاری» حکایت دارد. دعوت از چهرههای سرشناس خارج از استان، اگرچه به خودی خود میتواند مفید باشد، اما زمانی که به شکل افراطی و با پرداخت حقالزحمههای نجومی انجام میشود، دیگر یک انتخاب فرهنگی نیست؛ بلکه نشانهای است از یک «بحران مشروعیت» و «فقدان اعتماد به سرمایههای فرهنگی بومی».
این رویکرد، سه آسیب عمده را به دنبال دارد:
۱. خلأ نمادین و فرسایش سرمایه اجتماعی: وقتی به جای پرورش و استفاده از نیروهای متخصص، متعهد و دلسوز داخلی – که بسیاری از آنان سالها با حداقل امکانات و حداکثر عشق کار کردهاند – دائماً چشم به «ستارههای بیرونی» بدوزیم، پیامی واضح به جامعه فرهنگی داخلی میفرستیم: «شما دیده نمیشوید و ارزشی ندارید.» این امر نه تنها منجر به دلسردی و مهاجرت نخبگان میشود، بلکه سرمایه اجتماعی یعنی همان اعتماد و انگیزهای که موتور محرک هر فعالیت داوطلبانه و خالصانهای است را از بین میبرد.
۲. تبدیل فرهنگ به کالای تجملی: پرداخت مبالغ کلان برای یک سخنرانی، فرهنگ را از ماهیت «نهاد» بودن خارج کرده و به یک «کالای تجملی» تبدیل میکند که هدفش نه تولید معنای عمیق، که نمایشِ مقطعیِ توان مالی است. این دقیقاً نقطه مقابل «نخبهپروری» است. نخبهپروری مستلزم سرمایهگذاری بلندمدت، ایجاد فضای گفتوگو و اعتماد به نیروهای داخلی است.
۳. بازتولید چرخه حاشیهنشینی فرهنگی: این رویکرد، یک «حلقه معیوب» ایجاد میکند. نیروی داخلی که دیده نمیشود، انگیزه و امکان رشد خود را از دست میدهد. ضعف حاصل از این بی توجهی، بعداً بهانهای میشود برای دعوت بیشتر از نیروهای بیرونی با این توجیه که «کسی اینجا نیست!». اینجاست که تجربه زیسته بسیاری از ما مصداق مییابد: استفاده ابزاری از نیروهای داخلی تنها در شرایط اضطرار و با کمترین هزینه، که خود شکلی از «تحقیر نمادین» است.
اینجانب به عنوان عضوی از جامعه تعلیم و تربیت و فرهنگ و کسی که همواره دغدغه توسعه پایدار این دیار را داشته،بارها آمادگی خود را برای مشارکت علمی و فرهنگی بیچشمداشت اعلام کردهام. اما متأسفانه، گویا سیستم ترجیح میدهد به جای ایجاد یک «نظام عادلانه تبادل فرهنگی»، به شیوههای کلیشهای و نمایشی متوسل شود.
پس خطاب به مسئولان محترم (شورای شهر، استاندار، فرماندار، مدیران ارشد فرهنگی): آیا زمان آن نرسیده که به جای نگاه کردن به بیرون،با اعتماد به نفس بیشتری به درون بنگرید؟ آیا زمان آن نیست که «اقتصاد توجه» خود را به سمت نیروهای زبده، مخلص و دلسوز استان معطوف کنید؟ هوای سرمایههای فرهنگی استان خود را داشته باشید. توسعه، با پرورش «نخبگان محلی» آغاز میشود، نه با مصرف آنان. فضا را برای شکوفایی آنان فراهم آورید؛ نه اینکه آنان را به حاشیه برانید و بعد با هزینههای گزاف، جای خالی آنان را از بیرون پر کنید.
این تنها یک انتقاد نیست؛ یک هشدار جامعهشناختی است درباره تبعاتِ نادیده گرفتنِ سرمایههای انسانی که اصلیترین مولفه توسعه پایدار هستند.
@dohhol
21.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این کلیپ را ببینید تا غربت امام حسن را کمی حس کنید
@dohhol
فضای مجازی پرشده از فحش به استاد رجبی دوانی و از طرف دیگر سلام و صلوات به ایشان کمتر تحلیلی فارغ از خوب و بد بودن صحبت های ایشان می بینیم . عجالتا پیشنهاد می کنم با داشتن تجربه زیسته خود از حوادث و اتفاقات اخیر از سال ۱۳۹۲ تا امروز یک بار دیگر سریال امام علی را بادقت ببینید .
در تلوبیون هست
اینم لینکش
https://telewebion.com/program/0x1b2a7f8