21.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این کلیپ را ببینید تا غربت امام حسن را کمی حس کنید
@dohhol
فضای مجازی پرشده از فحش به استاد رجبی دوانی و از طرف دیگر سلام و صلوات به ایشان کمتر تحلیلی فارغ از خوب و بد بودن صحبت های ایشان می بینیم . عجالتا پیشنهاد می کنم با داشتن تجربه زیسته خود از حوادث و اتفاقات اخیر از سال ۱۳۹۲ تا امروز یک بار دیگر سریال امام علی را بادقت ببینید .
در تلوبیون هست
اینم لینکش
https://telewebion.com/program/0x1b2a7f8
ایران در دوران امامت امام حسن مجتبی (ع)؛ نگاهی به یک برهه حساس تاریخ
✍️تلخیص ؛ سید محمد الحسینی
دوران امام حسن مجتبی (ع) (۴۰ تا ۵۰ هجری قمری) یکی از پرتحولترین دورههای تاریخ صدر اسلام است که ایران نیز به عنوان بخشی مهم از قلمرو اسلامی، مستقیم تحت تأثیر آن قرار داشت.
۱. وضعیت سیاسی ایران: تحت سیطره امویان پس از فتوحات اولیه مسلمانان در دوران خلیفه دوم و سوم،ایران ساسانی سقوط کرد و به تدریج جزئی از قلمرو خلافت اسلامی شد. در زمان امام حسن (ع)، ایران یکپارچه و مستقل نبود، بلکه به ایالات مختلفی مانند خراسان، فارس، کرمان، سیستان و آذربایجان تقسیم شده بود که هر کدام توسط والیانی (اغلب منصوب از سوی خلافت شام) اداره میشد. پایتخت خلافت در این زمان به دمشق انتقال یافته بود و معاویه بر کل این قلمرو، از جمله ایران، حکومت میکرد.
۲. مهمترین واقعه: صلح امام حسن (ع) و تأثیر آن بر ایران مهمترین رویداد سیاسی این دوران،صلح امام حسن (ع) با معاویه در سال ۴۱ ه.ق است. این صلح که به جنگ داخلی مسلمانان (بین اهل عراق و اهل شام) پایان داد، تأثیر مستقیمی بر ایران داشت:
· تثبیت حاکمیت امویان بر ایران: با ادامه حکومت معاویه، حکومت او بر ایالات ایرانی نیز تثبیت شد. والیان اموی، مانند زیاد بن ابیه (که ابتدا والی فارس و سپس تمام شرق خلافت از جمله ایران شد)، با سیاستهای سختگیرانه بر مردم حکمرانی میکردند.
· جلوگیری از ادامه جنگ و خونریزی: این صلح باعث شد تا جان بسیاری از شیعیان و مسلمانان در عراق و مناطقی از ایران که با اهل بیت پیوند داشتند، حفظ شود.
۳. اوضاع مذهبی و فرهنگی ایران:
· ایرانیان بسیاری که به تازگی مسلمان شده بودند، با سیره پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) آشنا میشدند.
· احادیثی از امام حسن (ع) در مورد عدالت، اخلاق و زهد در سراسر قلمرو اسلامی، از جمله در شهرهای ایرانی، نقل میشد و الگویی برای زندگی دینی مردم بود.
· اگرچه امام حسن (ع) هرگز به ایران سفر نکرد، اما محبت به خاندان پیامبر (اهل بیت) به سرعت در دلهای بسیاری از ایرانیان ریشه دواند. این محبت، پایههای شکلگیری هویت شیعی در ایران در قرون بعد شد.
۴. قیامهای محلی و نقش والیان اموی: والیان اموی،مانند زیاد بن ابیه، برای سرکوب هرگونه مخالفت، به ویژه از سوی شیعیان و ایرانیان، سیاست خشنای در پیش گرفتند. گزارشهای تاریخی از قیامهای پراکنده در مناطق مختلف ایران مانند ری و خراسان بر ضد ظلم و ستم والیان اموی حکایت میکند، اگرچه این قیامها در آن مقطع به نتیجه نرسید.
منابع معتبر برای مطالعه بیشتر:
· تاریخ طبری (جلد هفتم، وقایع سالهای ۴۰ تا ۵۰ هجری)
· الاخبار الطوال اثر دینوری (شرح دقیق صلح امام حسن)
· صلح الحسن اثر شیخ راضی آل یاسین (تحلیل عمیق شرایط صلح)
· تاریخ ایران بعد از اسلام اثر عبدالحسین زرینکوب
@dohhol
تحلیل جامعهشناختی و اسلامی دوران امام حسن مجتبی (ع)؛ صلحی که قیام شد 🕊️
✍️سید محمد الحسینی
امام حسن مجتبی (ع)، دومین امام شیعیان، در یکی از پیچیدهترین دورههای تاریخ اسلام رهبری جامعه را بر عهده گرفت. تحلیل جامعهشناختی و اسلامی این دوران، تنها با درک عمیق شرایط سیاسی و اجتماعی آن زمان ممکن است.
🔹 وضعیت جامعه اسلامی پس از شهادت امام علی (ع): جامعهٔ اسلامی دچار انشقاق عمیق شده بود. جنگهای داخلی (جمل و صفین) باعث تضعیف ایمان و وحدت مسلمانان شده و پایههای حکومت معاویه بر اساس فریب، ثروت و قبیلهگرایی استوار شده بود. از منظر جامعهشناختی، جامعه در حالت "آنومی" (بیهنجاری) قرار داشت؛ ارزشهای اصیل اسلامی تضعیف شده و معیارهای جدیدی بر اساس منافع امویان در حال شکلگیری بود.
🔹 صلح؛ استراتژی حکیمانهٔ حفظ کیان اسلام: امام حسن(ع) با درک این شرایط، دریافتند که ادامهٔ جنگ به معنای نابودی کامل باقیماندهٔ جامعهٔ شیعی است. ایشان با صلحی تحمیلی اما حکیمانه، چهار هدف اصلی را دنبال کردند: ۱.حفظ جان شیعیان: جلوگیری از کشتار نظام مند هواداران اهل بیت (ع). ۲.افشای چهرهٔ امویان: با شکستن شروط صلح توسط معاویه، ماهیت دروغین حکومت او را برای همگان آشکار کردند. ۳.زنده نگاه داشتن گفتمان انتقادی: با وجود سلطهٔ سیاسی امویان، گفتمان اهل بیت (ع) به عنوان آلترناتیو حقیقی اسلام ادامه یافت. ۴.ایجاد فرصت برای تربیت نیرو: این دوران آرامش نسبی، فرصتی برای تربیت شاگردان و راویان حدیث فراهم آورد تا میراث علمی شیعه زنده بماند.
🔹 نقش محوری مردم در سقوط حکومت حق: از منظر اسلامی،یکی از درسهای کلیدی این دوره، نقش مردم در به قدرت رسیدن حاکمیت باطل است. امام حسن (ع) با مردمی روبرو بودند که:
· سستعنصر و دنیاطلب شده بودند.
· از فقدان بصیرت سیاسی رنج میبردند.
· به راحتی تحت تأثیر پروپاگاندا و خریداری قرار میگرفتند. این عوامل باعث شد امام نتوانند پایگاه مردمی مستحکمی برای مقابله با دشمن داشته باشند.
🔹 صلح به مثابه قیام:صلح امام حسن (ع) یک تسلیم نیست، بلکه "قیام در پوشش صلح" است. این استراتژی نشان میدهد که مبارزه تنها به میدان جنگ محدود نمیشود. گاهی قهرمانانهترین نبردها در قالب صبر، حفظ سرمایههای انسانی و افشاگری صورت میگیرد. این صلح، مقدمهای ضروری برای قیام عاشورا بود؛ چرا که اگر نسل شیعه در آن مقطع نابود میشد، هیچ زمینهای برای نهضت امام حسین (ع) باقی نمیماند.
درس برای امروز: امروز نیز جامعهٔ ما نیازمند بصیرت سیاسی، وحدت در برابر دشمن و پایداری بر ارزشها است. داستان امام حسن (ع) به ما میآموزد که در شرایط سخت، "عقلانیت دینی" و "مسئولیتپذیری اجتماعی" باید توأمان باشند. حفظ کیان جامعه و ارزشهای اصیل، گاهی نیازمند تصمیمهای سخت و به ظاهر متفاوت است.
الهم صل علی الحسن المجتبی، الامام التقی النقی #امام_حسن#صلح_حسن #تاریخ_شیعه #بصیرت_دینی #اهل_بیت #تحلیل_جامعه_شناختی
@dohhol
اللهمّ صلّ علی علیّ بن موسی الرّضا ولیّک عدد ما فی علمک صلاة دائمة بدوام ملکک و سلطانک. اللهمّ سلّم علی ولیّک علیّ بن موسی الرّضا عدد ما فی علمک سلاماً دائماً بدوام ملکک و سلطانک و جبروتک
هدایت شده از کانال حمید کثیری
چند نکته درباره بیانات دیروز رهبری:
#شاید_مفید (بخش اول)
1️⃣ آقا فرمودند:
این کسانی که میگویند «آقا! شعار ندهید علیه آمریکا، عصبانی میشوند، با شما دشمنی میکنند»، اینها ظاهربینند. این کسانی که تحلیل میکنند که «چرا با آمریکا مذاکرهی مستقیم نمیکنید، مسائلتان را حل نمیکنید»، به نظر من ظاهربینند. باطن قضیّه این نیست؛ این مسئله حلنشدنی است.
👈 در هفته گذشته دکتر روحانی، بخشی از اصلاحطلبان و صداهایی از دل دولت تا سطح معاون اول، این حرف را زدند که مستقیماً مورد #نقد رهبری قرار گرفتند.
و آقا مستقیم گفتند این مسئله به واسطه خواسته آمریکا #حلنشدنی است. این حرف واضح، صریح و مشخص است. صداهای دنبال مذاکره مستقیم را از اینجا به بعد دنبال کنید!
2️⃣ آقا فرمودند:
او میخواهد که ایران گوشبهفرمان آمریکا باشد. ملّت ایران ... با همهی قدرت میایستد.
👈 این حرف مقابل منطقی است که میگوید راهی جز مذاکره نداریم! خب شما بگویید ما چه بکنیم؟! بسازیم، دوباره میزند.
ایستادگی نسخه پیروزی ملت ایران است ...
3️⃣ آقا فرمودند:
[آمریکاییها] رژیم صهیون را پیش کردند، تحریک کردند، رضایت نشان دادند، کمک کردند برای اینکه به ایران حمله کند و به خیال خودشان کار ایران را تمام کند ... اینها تصوّر نداشتند که ایران در مقابل حرکت آنها آنچنان مُشتی به آنها خواهد زد که آنها را پشیمان خواهد کرد.
👈 حمله به ایران پیش و بیش از همه متوجه آمریکاست. این حرفی است که مطابق با اسناد منتشر شده توسط پنتاگون است. آنها گفتند قریب به ۱۰ سال برای این حمله برنامهریزی کرده بودند. آمریکای خوب و اسرائیل بد، منطق غلطی است که عدهای در کشور آن را پیش میبرند.
ادامه دارد ...
@hamidkasiri_ir
هدایت شده از کانال حمید کثیری
چند نکته درباره بیانات دیروز رهبری:
#شاید_مفید (بخش دوم)
4️⃣ آقا فرمودند:
دشمنان به آن نتیجه رسیدند که ایران را با جنگ، با حملهی نظامی نمیتوان به زانو درآورد ... دیدند راهش این است که در داخل اختلاف ایجاد کنند، در داخل نفاق ایجاد کنند؛ البتّه عواملی هم در داخل دارند؛ عوامل صهیونیسم، عوامل آمریکا، هستند گوشه و کنار در کشور؛ به وسیلهی اینها و یا به وسیلهی کسانی که غفلت دارند از آنچه میگویند و از آنچه مینویسند، بین مردم اختلاف ایجاد کنند و چندصدایی در کشور به وجود بیاورند. امروز بحمدالله کشور متّحد است. امروز مردم متّحدند. اختلاف سلیقه هست، اختلاف سلیقهی سیاسی، اجتماعی وجود دارد لکن در دفاع از نظام، دفاع از کشور، ایستادگی در مقابل دشمن، مردم امروز متّحدند. این اتّحاد به ضرر آنها است، این اتّحاد مانع تجاوز و تعرّض آنها است؛ این را میخواهند از بین ببرند. مراقب این باشید.
👈 همه باید از اتحاد و انسجام مراقبت کنند و کنیم. اختلاف سلیقه سیاسی طبیعی است، اما در دفاع از نظام و کشور همه متحدند و دقت کنیم این حرفها متوجه یک گروه خاص نیست.
5️⃣ آقا فرمودند:
اهل بیان، اهل قلم، آنهایی که حرف میزنند، آنهایی که مینویسند، آنهایی که تحقیق میکنند، آنهایی که توییت میزنند، بفهمند چه کار میکنند. این #اتّحاد_مقدّس، این اجتماع عظیم، این #سپر_پولادین از دلهای مردم و ارادههای مردم نباید خدشهدار بشود. امروز بحمدالله اتّحاد وجود دارد. این اتّحاد را مردم حفظ کنند.
👈 تعابیر واضح و روشن است که در نظر آقا امروز اتحاد چقدر امر مهمی است، اما به یک موضوع کمتر توجه میشود.
برخی حفظ اتحاد را فقط در این میبینند که در مقابل هر حرف و عمل غلطی از مسئولین باید سکوت کرد و از آن طرف باید هر نقد و اعتراضِ مخالفِ جریان حاکم را بر سرش کوبید. هم اعتراض بیجا ضد اتحاد و انسجام است و هم این کارها! نمیشود جلوی نقد را گرفت و بعد اسم آن را گذاشت حمایت از رییسجمهور و یا حتی نمیشود صبح تا شب جریان انقلابی را به اسم برهمزننده اتحاد کوبید (حتی همین دیروز، بلافاصله بعد از صحبتهای رهبری) و بعد مدعی انسجام و اتحاد و وفاق شد. این رسماً یک بازی سیاسی است.
عدهای صبح تا شب مطلب مینویسند علیه دوقطبی و با آن دوقطبیسازی میکنند! و از نظر ایشان دوقطبی علیه جریان انقلابی ایرادی ندارد. همینها جلوی هر گونه نقدی را نیز به اسم حمایت گرفتهاند!
خود رهبری در همین سخنرانی هم نقد کردند، هم حمایت و اینها روبرو و مخالف هم نیستند ...
6️⃣ آقا فرمودند:
خدمتگزاران کشور را مردم حمایت کنند؛ رئیسجمهور را حمایت کنند. رئیسجمهور، پُرکار و پُرتلاش و پیگیر است ... اینها را باید قدرشناسی کرد.
👈 پرکاری رییسجمهور بسیار امر مهم و محترمی است و باید دیده شود و این حمایت نیز رویه ثابت رهبری در حمایت از همهی دولتهاست که تا روز پایانی مسئولیتشان باید بر مسند امور باشند و قطع به یقین خط استیضاح رییسجمهور در شرایط فعلی کشور درست نبوده و نیست.
7️⃣ آقا فرمودند:
البتّه بعضی ممکن است در مسائل گوناگون نظرات مختلفی داشته باشند؛ هیچ اشکالی ندارد، [امّا] اهل فکر توجّه کنند که ارائهی یک فکر نو که مکمّل موجودیِ ملّت ایران باشد، فرق دارد با تخریب کردن، با اهانت کردن؛ مبانی جمهوری اسلامی را تخریب نکنند.
👈 دقت کنیم؛ فرمودند در ارائه نظرات جدید #مبانی_جمهوری_اسلامی را تخریب نکنید. پیدا کردن مصادیقش سخت نیست ...
@hamidkasiri_ir
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
#حرف_مهم شماره ۱۹ یادتان باشد "حُربن یزید ریاحی" بد نبود دارای صفات خوب بود ، بد عمل کرد ولی به دل
#حرف_مهم
شماره۲۰
هر عملی که از ما سر می زند هم در هستی تأثیر می گذارد و هم در خودمان . شاکله ما با صفاتمان ساخته می شود ولی اثراتش
در ذات خوبی و بدی است
در صفت زشتی و زیبایی
و در فعل سود و زیان
در پایین ترین مقام یعنی فعل تأثیر عمل سود و زیان است ، قاعدتا در مقام فعل کودکان هستند که با اعمال کم کم رشد می کند و به مرحله صفات می رسد و سپس در اوج به ذات می رسد .
سود و زیان که در مقام فعل است مربوط به کودکی است به همین علت در قرآن آنچنان از بهشت و جهنم وصف می کند چون اکثر مردم در این مرحله مانده اند و ملاکشان سود و زیان است
اکثرهم غافلون، لایعلمون و ...
چه بسا کودکان ریش دار و مسن 😒
ادامه دارد ...
لطفا دیگران را دعوت کنید و نظرات خود را در باره #حرف_مهم برایم ارسال کنید .
اراک؛ پروژهای ناتمام: الزامات مدیریت فرهنگی در شهرِ دوگانگیها
✍سید محمد الحسینی
شهر در تقابل هویتها اراک،به مثابه یک «شهر-پالایشگاه»، همواره در میانه یک تقابل هویتی منحصر به فرد قرار داشته است: از یک سو، ریشه در تاریخ کهن و فرهنگ اصیل عراق عجم دارد، با گنجینهای از هنرهای سنتی (قالی بافی، ضرب سکه، سازسازی)، معماری ارزشمند (بازار سرپوشیده، مسجد تاریخی)، و خردهفرهنگهای بومیِ غنی. از سوی دیگر، به دلیل نقش محوری در صنعتی شدن ایران، پذیرای موجی از مهاجرت، سبکهای زندگی جدید، چالشهای زیست محیطی و الزامات زندگی شهری مدرن بوده است. این دوگانگی، مدیریت فرهنگی در اراک را به امری پیچیده و در عین حال حیاتی بدل ساخته است. مدیریتی که دیگر نمیتواند صرفاً مبتنی بر برگزاری آیینهای نمایشی باشد، بلکه باید «مهندسی فرهنگی» هوشمندانهای را در پیش گیرد که بر چند رکن اساسی استوار است.
الزامات کلان مدیریت فرهنگی در اراک:
۱. الزام شناختی: اجماعسازی حول یک «طرح جامع فرهنگی شهر» پیش از هر اقدام عملی،مدیریت فرهنگی نیازمند یک «شناخت آسیبشناسانه و امکانسنج» است.
· توسعه پژوهشهای میدانی: انجام مطالعات اتنوگرافیک (مردمنگارانه) برای شناخت دقیق «سبک زندگی»، «الگوهای مصرف فرهنگی»، «نیازها» و «آرمانهای» گروههای مختلف اجتماعی در اراک (از کارگران صنعتی و نخبگان علمی تا ساکنین بافت فرسوده و ساکنین مناطق جدید).
· شناسایی گسستهای نسلی: مطالعه شکاف بین نسل قدیم با خاطرات جمعی مشترک و نسل جدید با جهانبینهای جهانیشده.
· تدوین سند راهبردی فرهنگی: تدوین سندی که صرفاً کلیگویی نکند، بلکه بر اساس دادههای عینی، اهداف کمّی و کیفی، گروههای هدف، و نقشه راه عملیاتی را برای حداقل یک دهه آینده ترسیم کند. این سند باید حاصل مشارکت و اجماع میان تمام نهادهای فرهنگی (شهرداری، دانشگاه، اداره ارشاد، سازمانهای مردمنهاد و بخش خصوصی) باشد.
۲. الزام ساختاری: گذر از مدیریت متمرکز به «حکمرانی فرهنگی مشارکتی» مدیریت فرهنگی موفق در اراک نمیتواند در انحصار یک نهاد دولتی باشد.
· شکلگیری «شورای عالی فرهنگی شهر»: ایجاد نهادی فرابخشی متشکل از جامعهشناسان، هنرمندان برجسته، نمایندگان صنوف فرهنگی، فعالان مدنی، مدیران اجرایی و حتی نمایندگانی از جامعه صنعتی شهر. این شورا باید نقش «هیئت اندیشهورز» و ناظر بر اجرای سند راهبردی را ایفا کند.
· توانمندسازی و شبکهسازی «سمنهای فرهنگی»: مدیریت فرهنگی باید بسترها و منابع (حتی به صورت کوچک) را برای فعالیت و شکوفایی سازمانهای غیردولتی فعال در حوزههای مختلف (میراث فرهنگی، محیط زیست، هنرهای تجسمی، تئاتر خیابانی و...) فراهم آورد. این نهادها پل ارتباطی با بدنه جامعه و شناساگرِ نیازهای ریزومانند (ریشهدار و گسترده) فرهنگی هستند.
· ایجاد «کنسرسیوم بخش خصوصی در امور فرهنگی»: ترغیب و جذب سرمایهگذاران و بنگاههای اقتصادی شهر (که عمدتاً صنعتی هستند) برای ایفای نقش «مسئولیت اجتماعی-فرهنگی» خود. این امر میتواند از طریق حمایت از پروژههای فرهنگی و هنری میسر شود.
۳. الزام محتوایی: بازآفرینی روایت شهر مدیریت فرهنگی باید به تولید و توزیع«معنا» بپردازد.
· بازتعریف هویت شهری: به جای تقابل «سنتی» در برابر «مدرن»، باید روایتی نو از هویت اراک ساخت که صنعت و فرهنگ را نه در تضاد، که در مکمل یکدیگر میبیند. روایتی که بر «خلاقیت»، «پایداری» و «همبستگی اجتماعی» استوار است.
· تقویت «حافظه جمعی» و «میراث ناملموس»: مستندسازی خردهفرهنگها، لهجه، قصههای محلی، و خاطرات ساکنین قدیمی از طریق پروژههای تاریخ شفاهی، موزههای مردمشناسی کوچک محلهای و جشنوارههای موضوعی.
· راهبرد «صنعت خلاق»: تبدیل چالش هویتی به فرصت اقتصادی. حمایت از استارتآپها و کسبوکارهایی که میتوانند عناصر فرهنگی سنتی (مثلاً نقوش قالی) را با طراحی مدرن تلفیق کرده و محصولات جدیدی (در حوزه مد، دکوراسیون، اسباببازی و...) خلق کنند. این امر هم به اشتغالزایی میانجامد و هم به زنده نگاه داشتن نمادهای فرهنگی.
۴. الزام فضایی-کالبدی: انسانمحورسازی فضاهای شهری فرهنگ در فضا جریان مییابد.
· توسعه «فرهنگسراهای محلهای»: به جای تمرکز بر یک فرهنگسرای بزرگ مرکزی، ایجاد کانونهای کوچک، چابک و پاسخگو در محلات مختلف با برنامههای متناسب با بافت اجتماعی همان محله.
· احیای بافت تاریخی به مثابه «زیرساخت فرهنگی»: تبدیل بازار، سراها، و دیگر عناصر تاریخی به کانونهای پویای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی؛ نه صرفا اثر موزهای. برگزاری نمایشگاههای هنری، اجرای تئاتر محیطی و رویدادهای فرهنگی در این فضاها.
· طراحی و اختصاص «فضاهای عمومی» برای تعاملات فرهنگی: ایجاد پارکهای موضوعی، میدانهای تعاملی، پیادهراههای هنری (با مجسمهها و نقاشیهای دیواری با هویت بومی) و گالریهای فضای باز که امکان برخورد و دیدار شهروندان را فراهم میآورند.
فرهنگ به مثابه زیرساخت توسعه مدیریت فرهنگی در اراک،امروز فراتر از یک «وظیفه اداری» است؛ یک «ضرورت راهبردی» برای تضمین پایداری و توسعه متوازن شهر است. الزامات آن را میتوان در یک گزاره خلاصه کرد: گذار از «مدیریت رویدادمحور» به «حکمرانی فرآیندمحورِ مشارکتی» با محوریت «تولید معنا» و «انسجام بخشی اجتماعی». این مهم تنها زمانی محقق میشود که مدیران فرهنگی اراک، خود را نه به عنوان «تصدیگران امور فرهنگی»، که به عنوان «تسهیلگران»، «هماهنگکنندگان» و «سرمایهگذاران در سرمایه اجتماعی و نمادین» شهر تعریف کنند. آینده اراک به مثابه یک کلانشهر پیشرو، در گرو سرمایهگذاری هوشمند بر روی «فرهنگ» به عنوان زیربناییترین بخش توسعه است.
@dohhol