دُهُل |سیدمحمد الحسینی
اینکه این جماعت ابله (۱۷ هزار لایک!) تصور میکند ایران گلستانی پر از رفاه و خوشبختی بوده که بعد ۵۷ ب
برای شناخت بهتر اوضاع اجتماعی و شرایط اقتصادی و فرهنگی و جایگاه زنان و...، ایران سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ مطالعه برخی رمانهای اجتماعی که در آن برهه نوشته شده است، راهگشاست. این رمانها اگر چه ارزش ادبی چندانی ندارند اما به واسطه ارائه تصویر زندگی مردم آن عصر آثاری قابل اعتنا به شمار میروند:
تهران مخوف- مرتضی مشفق کاظمی
در تلاش معاش و تفریحات شب - محمد مسعود
روزگار سیاه - عباس خلیلی
زیبا - محمد حجازی
شکر تلخ - جعفر شهری
و البته برخی داستان کوتاههای صادق هدایت (علویه خانم، حاجی آقا و...) و مجموعه داستان «خیمه شب بازی» صادق چوبک و برخی داستانهای محمدعلی جمالزاده که هم از لحاظ ادبی و هم شناخت اجتماعی عصر آثار مهم و ارزشمندی به شمار میروند.
- البته آثار ادبی متعدد دیگری (مانند شوهر آهو خانم و..) هم بعدها نوشته شد که روایت داستان در عصر رضاشاه رخ میدهد، اما آثار اشاره شده به واسطه آنکه نویسنده در همان فضا و اتمسفر زندگی میکرده، شناخت دقیقتری به خواننده ارائه میکند.
🔸در ادامه این سمپوزیوم تخصصی ، دکتر الحسینی، مدرس دانشگاه، با اشاره به اهمیت تحلیل اجتماعی خشونت گفت: خشونت علیه زنان تنها محدود به محیط خانوادگی نیست و بخش مهمی از آن در قالب خشونت نمادین در مدارس، دانشگاهها و سایر عرصههای اجتماعی رخ میدهد. این نوع خشونت پنهان، اعتماد به نفس بانوان را تضعیف کرده، رشد فردی آنها را محدود میکند و نابرابریهای جنسیتی را استمرار میبخشد.
🔸وی با اشاره به مطالعات خود در استان مرکزی افزود: بر اساس آمارها، حدود ۶۵ درصد زنان متاهل در ایران در مرز خشونت قرار دارند که عمدتاً از اقشار پایین دست جامعه هستند. هر چند اعتیاد به مواد مخدر در زنان عامل تعیینکننده خشونت نیست، اما محدودیت در فعالیتهای اجتماعی، کنترل تصمیمات خانوادگی و تحمیل هنجارهای جنسیتی همچنان چالش اصلی است.
🔸دکتر الحسینی همچنین بر نقش «میدان» و «منش» در شکلگیری خشونت اجتماعی تأکید کرد و افزود: «افراد در مواجهه با میدانهای اجتماعی ناچار میشوند بخشهایی از باورها، اعتقادات و علایق خود را کتمان کنند. این روند نه تنها زنان، بلکه مردان و کودکان را نیز تحت فشار و خشونت قرار میدهد. به ویژه کودکان در مدارس، در مواجهه با آموزشهای غیرمناسب و خشونتهای نمادین، بخش قابل توجهی از شادی و اعتماد به نفس خود را از دست میدهند.
🔸وی در پایان تأکید کرد: «برای کاهش خشونت علیه زنان و کودکان، ضروری است ساختارهای اجتماعی و فرهنگی و میدانهای تربیتی و آموزشی از نو طراحی شود و جامعه به سمت پذیرش و ارتقای ارزشهای برابر جنسیتی حرکت کند
📅 23آذرماه ۱۴۰۴
🆔@markazi_behzisti
برنامهریزی امتحانات همزمان با شب یلدا، نادیدهگرفتن تقویم فرهنگی جامعه است.
باید پرسید: چرا نظام آموزشی، خانوادههای ایرانی را میان "جشن کهن" و "استرس امتحان" سرگردان میکند؟
یلدا تنها یک شب نیست؛ شبکهی پیوندهای خانوادگی و انتقال فرهنگ شفاهی است.
وقتی دانشآموز به جای جمعِ حکایتهای مادربزرگ، پشت کتابهای درسی محبوس میشود، چه پیامی دربارهی اولویتهای ما دریافت میکند؟
این تقارن، نشانهی بیتفاوتی برنامهریزان به بستر فرهنگی جامعه است.
آیا واقعاً نمیتوان فاصلهی معقولی میان زمان امتحانات و آیینهای ملی قائل شد؟
#یلدا
#امتحانات
#نظام_آموزشی
#انتقاد_تربیتی
#فرهنگ_ایرانی
https://eitaa.com/joinchat/207094145Cb72bb393e9
به همراه استاد ایرج احمدی هزاوه و رضا موچان در باره علل رغبت به رسومی مثل هالوین صحبت کردیم
این هم لینکش در تلوبیون
25 آذر 1404
https://telewebion.com/episode/0x1690de7a
تاریخ تکرار می شود ، ای کسانی که می گفتید یالیتنی کنا معک مواظب خودتان باشید مبادا دستتان به خون پهلوی ام ابیها ،یا گلوی امام حسین یا جگر حسن ....یا رگ دست امیر کبیر و... خونین شود .
با چی؟ با مواضعتان
موقع پاسخ دادن به ندای هل من ناصر ینصرنی است .
مواظب شیاطین همه پليد که دورمان را گرفته و نجوا می کنند باشید .مواظب عادات ناپسند ،شکم و... باشید . از ما گفتن
انما الدنیا فنا
@dohhol
سریعالقلم:
"آیکیو ایرانیها تقریبا تعطیل است"
پ.ن
عبید زاکانی میفرماید:
"فردی میخی را سر و ته روی دیوار گذاشته بود و میکوبید. میخ در دیوار فرو نمیرفت. دیگری که شاهد این ماجرا بود، گفت:
چه کار میکنی؟ این میخ که برای این دیوار نیست. این میخ برای دیوار روبروست"
👈 آیکیو ایرانیان اگر تعطیل نبود که شما و امثال شما الان باید سر چهارراه لبو میفروختید نه اینکه در بهترین دانشگاههای ایران جلوس کرده و خزعبلات خالهزنکی خود را به اسم راهکارهای توسعه و منبع علوم سیاسی به خورد جوانان نگونبخت این سرزمین میدادید.
👈 آیکیو ایرانیان اگر تعطیل نبود که امثال شما و زیباکلام و آیین قدرت....، باید بلاگر اینستاگرام شده و با سخنان و قیافههای عجیب غریب شکلک درمیآوردید، نه اینکه به عنوان تحلیلگر و کارشناس و استاد علم سیاسی به میزگردها و گردهماییها و مناظرهها دعوت شوید.
#روایت_اراک
شماره ۱
✍سید محمد الحسینی
اندیشکده آرمان
شهر اراک، این نگین صنعتی و تاریخی ایران، گنجینهای است از خاطرات جمعی، تلاشهای صنعتی و تحولات اجتماعی که در سکوتِ روایتنشده، به انتظار نشسته است. دکتر فاضلی به درستی اشاره کردند که اراک شهری است با پیشینهای نظامی-اداری و هویتی مدرن که امروز به یکی از قطبهای صنعتی کشور تبدیل شده است. اما این شهر، با همهی ظرفیتهایش، از فقدان «روایتگر» رنج میبرد.
داشتن «روایت» تنها ثبت وقایع تاریخی نیست؛ نفسِ زندگی یک شهر، هویت آن و معنایی است که ساکنانش برای زیستگاه خود میسازند. اراکِ امروز، حاصل پیوند سنت و صنعت، مهاجرت و اصالت، و گذار از یک شهر برنامهریزی شده قجری به کلانشهری پویاست. این تحولات، سوژههایی غنی برای مطالعه انسان شناختی هستند.
بدون روایت، این سرمایههای اجتماعی و فرهنگی در حافظهی زمان گم میشوند. روایتگری علمی و ادبی، چراغی است که بر این گنج پنهان میتاباند، آن را برای نسل امروز معنا میکند و برای فردا به میراث میگذارد. اراک نیاز دارد تا داستان خود را ـ از کارخانههای نمادین تا محلههای قدیم، از مبارزات اجتماعی تا دستاوردهای علمی ـ بازگو کند. این روایتها، پل ارتباطی بین گذشته و آینده، و عاملی برای همبستگی و شناخت هویت شهری خواهد بود. بیایید صدای اراک را بشنویم و روایتش کنیم.
ادامهدارد...
@dohhol
هدایت شده از مرقد مطهّر آقا نورالدین
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحبتهای استاد عالی پیرامون شخصیت حضرت آیت الله #آقا_نورالدین _ در برنامه سمت خدا
https://eitaa.com/nourodin
حافظ: قربانی ابتذال
در طول سال، حلقهای بسته از بازیگران، کارگردانان و عوامل سینما و تلویزیون، در قالب مراسمی چون جشنواره فجر، جشن خانه سینما و جشن حقیقت، گرد هم میآیند. در این محافل، داوران را از میان خود برمیگزینند و جوایز را به گونهای چرخشی و خودمرجع میان خویش تقسیم میکنند
بگذارید از این بگذریم که این فیلمها، سریالها و برنامهها اساساً چه دستاورد فرهنگی ماندگاری ارائه دادهاند که مستلزم این همه جشن و همایش است. پرسش اصلی اینجاست: چه نسبتی بین این جهانِ نمایش و اندیشهی ژرف و هنر والای شاعری چون حافظ وجود دارد؟
این چهرههای به غایت سطحی و کممایه، یا آثار پیش پا افتادهای که در رسانهی ملی و سینمای ایران تولید میشود، چه پیوندی با عوالم فکری و مقام هنری لسانالغیب دارد؟
آیا این جمع، اهل شناخت حافظ هستند؟ یا در حیطهی پژوهش، تحلیل و نقد ادبی دستی بر آتش دارند؟ گروهی که غالباً توانایی خواندنِ صحیح و بیغلط یک غزل ساده از دیوان حافظ را نیز ندارند، چگونه میتوانند ادعای پیوند با او را داشته باشند؟
شما آزادید نام جشن و جایزهی خود را هر چه میپسندید بگذارید – حتی میتوانید آن را به نام الگوهای حرفهای خود نامگذاری کنید – اما سوءاستفاده از نام بلندآوازهترین هنرمند و یکی از عمیقترین اندیشمندان تاریخ این سرزمین، اهانتی بزرگ به میراث فرهنگی و هنری ایران است.
@dohhol