امشب، ستارهای بر تارک تاریخ و فرهنگ ما درخشیدن میگیرد؛ تولد حضرت علی(ع)، این مناسبت، تنها یک یادبود مذهبی نیست، که نماد اعلای پیوند نهاد خانواده با نهاد حکمرانی عادلانه است. علی(ع)، به مثابه «پدر» در گسترهای فراختر از خانه، به ما میآموزد که پدری موفق، تنها تامینکننده معیشت نیست؛ که تربیتکننده، عدالتگستر و امنیتآفرین در عرصه خصوصی و عمومی است.
در تقارن معنادار این تولد با روز پدر، باید پرسید: الگوی پدری امروز ما چیست؟ علی(ع) به عنوان یک الگوی اجتماعی، سرمایه فرهنگی را در قالب دانش و اخلاق به فرزندانش منتقل کرد و سرمایه اجتماعی را با تاکید بر حقوق همسایه و یتیم تقویت نمود. او نشان داد که خانواده، نخستین نهاد جامعهپذیری است و پدر، نخستین معلم عدالت و مسئولیتپذیری اجتماعی.
پس بیایید این مناسبت را بهانهای برای بازخوانی نقشهای اجتماعی قرار دهیم. پدری در اندیشه علیمرتضی(ع)، نقشی فرهنگساز است. او پدر یتیمان و پناه بیپناهان نیز بود. این، همان پیوند عمیق «خانواده» با «جامعه مدنی» است. امروز، احیای این الگو میتواند پاسخگوی بخشی از گسستهای تربیتی و اخلاقی ما باشد. جشن بگیریم، اما جشنی که ما را به بازسازی این نقشهای کلیدی در خانواده و در نهایت، در تمدن ایرانی-اسلامیمان فرامیخواند. این تولد، فقط یادبود گذشته نیست؛ نقشه راهی برای اکنون است.
نامه ۳۱ نهج البلاغه برای آغاز خوب است
این متن را با تب و سردرد نوشتم نتوانستم شب تولد مولایمان چیزی ننویسم انشالله در صورت بهبودی از نامه ۳۱ می نویسم .
تو کتاب ها از استعمار خونده بودیم ولی الان داریم میبینیم یه کشور مستقل که با انتخابات ریس جمهور داشته اومدن ریس جمهور رو کردن تو گونی بردن و میگن نفتش برای ماست و چون خب نفت هم پول داره کشورشون رو میچرخونیم😂
ونزوئلا شده مثل فیلم سینمایی
معاون مادرو اومده در تلویزیون سوگند خونده به عنوان ریس جمهور جدید ونزوئلا گفته ترامپ هم غلط میکنه چیزی بخواد
و ترامپ گفته دوباره حمله میکنیم
واقعا ترامپ یه احمق هست با این دلقک بازی ها و حرف های که از استعمار کردن ونزوئلا زد ببینیم دیگه میتونه مردمشو بهم بریزه با این گند کاری که کردن مردم ایران هم قشنگ فهمیدن چه عاقبتی پیدا میکنن چون رسما خودشون رو شاه ایران هم خوندن
درس ونزوئلا: وقتی مقاومت، تنها سپر در برابر «حجاجِ زمانه» میشود
✍ سید محمد الحسینی اندیشکده آرمان
ما این روزها شاهدیم که برخی تحلیلگران، کودتای نظامی آمریکادر ونزوئلا را نظریهپردازی! میکنند و بیپروا هشدار میدهند: «نوبتِ ما هم خواهد رسید» انگار که ما را آخر صف گذاشته اند! و ۴۷ سال منتظرند تا نوبت ما برسد !
فارغ از اینکه ایران، از اولین هدفهای این مدل دخالتهاست و ۸۵ سال پیش قربانی این مدل بوده.
اگر صلابت مردم نبود، سالها پیش نقشههایشان را عملی کرده بودند.
تاریخ، گواه این ادعاست:
• عملیات طبس،
• جنگ تحمیلی،
• اشغال عراق در دوره بوش همان موقع هم عده ای می گفتند حالا نوبت ایران است . بوش کجاست ؟ ما کجاییم ؟
• و جنگ ۱۲ روزهای که دشمن اعتراف کرد: «۲۲ سال برایش برنامهریزی کرده بودیم».
اتفاقا ما اولین تجربیات امریکا و انگلیس بودیم ، در شهریور ۱۳۲۰، رضاشاه در کمتر از ۴۸ ساعت سقوط کرد؛عین مادورو با این تفاوت که او را از اتاق خواب خرگوشی بیرون کشیدند و او خودش دستهایش را بالا برد و رفت اما پس از انقلاب، با وجود همه توطئهها، این الگو شکست خورد.
با این حال، هشدار را جدی بگیریم: این مصونیت، همیشگی نیست.
کلیدِ بقا، فقط فهم زمانه و تسلیمناپذیری و باور به قاعده ها و سنت های الهی است جز این نیست افغانستان ، لیبی ، سودان ، سوریه ، عراق چند مدل دیگر باید باشد تا بفهمیم ؟!
ونزوئلا را ببینید: مادورو تمایل به سازش پیدا کرده بود و بخشی از مردم نیز همراه او( الناس علی دین ملوکهم)
همانجا که مقاومت ضعیف شود، شمشیر دشمن فرود میآید.
جنگ، تنها میدان نبرد فیزیکی نیست؛ گاه جنگ نرم و شعارهای فریبندهی صلح، مرزهای مقاومت را میشکند و راه را برای ظهور «حجاجهای زمانه» باز میکند تا گردنتان را بشکند هم گردن عقیده و مقاومت را و هم گردنِ نگه دارنده سر را ؛ جز این نیست . در تاریخ نمی توان یک مورد ، فقط یک مورد جز این را پیدا کرد . گول تئوری های صد من یک غاز بعضی ریش قشنگ های روشن نما فکر تاریک ضمیر را نخورید .
همان که رهبرمان فرمود(نقل به مضمون)
حضرت علی(ع) در میدانهای رزم، هرگز شکست نخورد؛ اما این جنگ نرم و سخنان زیبای صلحطلبی بود که شمشیر دشمن را بر فرق مولا کوبید.
اگر جامعه در برابر فشارها و فریبها تسلیم شود، مردمی که باید صفاول دفاع از خود باشند، طعمه امثال حجاجبنیوسفها خواهند شد.
این، قاعدهای تاریخی است. مردم مولا علی را رها کردند وگرنه علی باقی بود و راه علی لکل قوم هاد است .
https://eitaa.com/dohhol
خطاب به سلطنتطلبانی که با قلدری ترامپ مشغول خودارضایی هستند:
هرگز از ربوده شدن یا اخراج حاکمان سرزمینهای دیگر توسط قدرتهای استعمارگر خوشحالی نکنید.
مخصوصا شماییی که تجربه اخراج پادشاه محبوبتان توسط کشورهای دیگر و تبعید ایشان به خط استوا را در کارنامه دارید.
"زخمِ ناسور و مگسهای فرصتطلب: چالش تولید معنا در نظام تربیتی ایران در بستر شوکهای اقتصادی و گفتمانهای ویرانگر"
✍سید محمد الحسینی اندیشکده آرمان
"مگس بر زخم می شناسد" و "مشکلات اقتصادی" زخم است ، این یک "بحران مشروعیتزایی" و "گسست در روایتسازی کلان" است. نظام تعلیم و تربیت، کارخانهٔ تولید "معنا" و "انسجام نمادین" برای نسلهای جدید است. این نظام، پل معنایی بین گذشته، حال و آینده است.
اما اکنون، به نظر می رسد، این "قدرت تولید معنا" دچار اختلال شده است. چرا؟
۱. تهاجم گفتمان تکبُعدی اقتصادی: شوکهای متوالی اقتصادی (تحریم، تورم، بیثباتی) بهسان طوفانی ویرانگر، تمام فضای گفتگو را تسخیر کردهاند. این امر، به شکل پارادوکسیکال، هم "بهانه" را برای ضربهزدن به بدنهٔ اجتماعی فراهم میآورد (همان مگسهای فرصتطلب) و هم چون پردهای ضخیم، سایر دستاوردهای فرهنگی، علمی و اجتماعی را میپوشاند. گفتمان غالب، گفتمان "کمبود مادی" میشود و گفتمانهای "غنا و تولید معنوی" حاشیهرونده میگردند.
۲. تضعیف نهادهای واسطِ امیدآفرین: معلمان، بهعنوان "سربازان خط مقدم تولید معنا"، در فشار دو آسیاب قرار دارند: از یک سو فشار معیشتی و از سوی دیگر فشار مسئولیت اخلاقی. وقتی معیشت لرزان باشد، انرژی روانی برای امیدآفرینی تحلیل میرود. در این فضا، البته "گرچه اندک"، برخی به "شبههافکنی" روی میآورند که این خود، نشانهٔ واکنشِ بیمارگونهٔ سیستم به بحران درونیاش است. شبهه، زادهٔ فضای بستهٔ پرسشگری است.
۳. فقدان "فضای امن گفتگو": جامعهای که نتواند در درون نهادهای رسمیِ تربیتی خود (مدرسه، دانشگاه)، "زبان مشترک" و "فضای امن برای نقد و گفتگو" ایجاد کند، ناخودآگاه، تولید معنا را به حاشیه و فضای غیررسمی (و گاه مخرب) واگذار میکند. اینجاست که زخم کهنه میماند و مگسها تکثیر میشوند.
تاریخ به ما چه میگوید؟
ایرانِ دوران گذارِ مشروطه و نیز دهههای ۲۰ و ۳۰ خورشیدی، با وجود تمامی بحرانهای سیاسی، شاهد شکوفایی نسبی "گفتگو" و "تولید معنا" در نهادهای آموزشی بود. مطبوعات پُررونق، محافل ادبی و بحثهای روشنفکری در دانشگاه، نشان میداد که میتوان در کنار مشکلات ساختاری، "فضای امید" آفرید. اما وقتی این فضاها تنگ میشوند، بحران عمیقتر میگردد. مقاومت در برابر این چرخهٔ معیوب، نیازمند خِرَد تاریخی است.
راهحلهای پیشنهادی :
۱. بازطراحی "گفتمان مسلط": نظام تربیتی باید بهصورت فعال، گفتمانهای بدیل را تقویت کند. به جای انفعال در برابر گفتمانِ صرفاً اقتصادی، "گفتمان پیشرفت علمی"، "گفتمان اخلاق اجتماعی"، "گفتمان زیباییشناسی و هنر" و "گفتمان مشارکت مدنی" را بهطور نظاممند در کتب درسی، رسانههای داخلی و سخنرانیها تزریق کند. باید "دستاوردهای نادیدنی" را دیدنی کرد.
۲. ایجاد "پناهگاههای گفتگوی محترمانه": درون هر مدرسه و دانشگاه، "باشگاههای گفتگو" با مدیریت معلمان و اساتید دغدغهمند (نه معلمان شبههافکن) ایجاد شود. موضوعات این گفتگوها نباید لزوماً سیاسی، بلکه مسائل اجتماعی، فلسفی، ادبی و علمی حتی هنری باشند. هدف، تمرین "تفکر نقاد" و "احترام در اختلاف" است. این پناهگاهها، واکسنی اجتماعی در برابر شبههافکنیهای مخرب هستند.
۳. توانمندسازی و عزتبخشی به معلمان: مشکل معیشت معلمان یک "مسئلهٔ امنیت ملی معنوی" است. باید با طراحی نظام رفاهی و پرداختی خاص، بار اقتصادی از دوش آنان کم شود تا انرژی خود را صرف "تولید معنا" کنند. معلمی که عزت اجتماعی و اقتصادی دارد، خود بزرگترین مولد امید است.
۴. روایتسازی خلاقانه از تاریخ و آینده: به جای روایتهای خشک و یکطرفه، باید با استفاده از هنر (فیلم، تئاتر، داستان، بازیهای رایانهای آموزشی)، "روایتهای جذاب و چندصدایی" از تاریخ ایران و آرمانهای آینده ساخت. جوانان با "روایت" زندگی میکنند، نه با شعار.
۵. ایجاد "اتاق فکرهای بینارشتهای جوانان": از دانشآموزان و دانشجویان دعوت شود تا در قالب گروههای علمی-پژوهشی، برای مسائل واقعی محله، شهر و کشور (از محیطزیست تا اشتغال) راهحل ارائه دهند. این کار، "امید کارکردی" ایجاد میکند. آنان احساس میکنند که میتوانند تغییر ایجاد کنند.
زخم کهنه، نه با فرار از مگس، که با پانسمان هوشمند و ترمیم بافتهای مرده درمان میشود. راهحل، غنیسازی اکوسیستم معنایی جامعه است. باید چنان باغی از معناهای زنده و امیدبخش (علمی، اخلاقی، هنری، اجتماعی) ایجاد کرد که مگسهای فرصتطلب، جذب آن نشوند. این وظیفهٔ سنگین، بر دوش نهاد تعلیم و تربیت است؛ نهادی که اگر خود به امید زنده باشد، میتواند جامعه را نیز زنده نگه دارد.
هر طور می توانید به این نهاد کمک کنید
https://eitaa.com/dohhol
پرداخت یارانه یک میلیون تومانی به همه مردم...
جراحی اقتصادی در وسط اینهمه بحران...
اقتصاد و سیاست که نمیدانید کاش یک ذره روانشناسی و جامعهشناسی بحران بلد بودید تا در بدترین زمان ممکن نفت بر روی آتش نریزید.
جامعه از فردا آن یک میلیون تومان را نخواهد دید بلکه قیمت مرغ و تخم و مرغ و روغن را دقیقه به دقیقه چک و اعلام خواهد کرد...
از سوی دیگر چرا یک میلیون تومان برای همه؟ یعنی جناب مدلل و انصاری هم یک میلیون تومانشان را دریافت کردهاند و فلان پیرزن بیسرپرست هم یک میلیون تومان دریافت خواهد کرد؟
خداوند این کشور و این مردم را از شر دشمنان و از دست خودمان حفظ کند.
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادش بخیر این مناظرات چه نکاتی داشته باید صبر می کردیم تا بفهمیم ببینید!!!!!
@dohhol
حکمرانی خوب بسیار شبیه معلمی است.
معلم خوب در همان هفته اول ورود به کلاس سعی میکند، جامعه هدف خود را شناخته و رفتار و گفتاری و تدریسی بر اساس علایق و سطح آن دانشآموزان ارائه دهد.
حکمران و دولتمرد، اگر تیزهوشی لازم برای شناخت جامعه هدف خود را نداشته باشد (به مانند معلم یک کلاس) کم کم تمام محبوبیت خود را از دست داده و به فردی منفور و غیرقابل تحمل تبدیل میشود.
اینم بیت شبانه دیگه وقت خوابه ...
گونه هایت "لَم یَلِد" ، لبها "صراط المستقیم"
آخر این اذکار عرفانی شهیدم میکند
سکوت مسئولان در قبال گرانی و مشکلات اقتصادی، یک پیام خطرناک میفرستد: گویا این شرایط بخشی از ماهیت سیستم است، نه یک عارضه قابل درمان.
وقتی بحران توضیح داده نمیشود، از "اتفاق" به "تقدیر" تبدیل میشود.
سکوت آنان، رنج را نهادینه میکند.
#سکوت_مسئولان #گرانی #بحران_اقتصادی #مسئولیت_پذیری