از موعظه تا گفتوگو: ضرورت بازتعریف رابطه با نوجوان بر اساس گفتگو و اعتماد
✍سید محمد الحسینی
اندیشکده آرمان
در روزهای اخیر، شاهد این تلاشهای نگرانکننده بودهام که برخی بزرگسالان احساس «تکلیف» میکنند تا با نوجوانان «صحبت» کرده و «حق» را به آنان نشان دهند. اما پرسش اینجاست: مگر تاکنون سخنرانی و موعظهی یکطرفه کم بوده است؟
آنچه واقعاً میتواند بر نوجوان اثرگذار باشد و مسیر هویتیابی و تفکر انتقادی او را شکل دهد، سخنرانیِ از بالا به پایین نیست، بلکه ایجاد فضای امن، مبتنی بر اعتماد و گفت وگو است.
نوجوان نه یک «ظرف خالی» که باید پر شود، بلکه یک سوژه فعال با ظرفیت تأمل و تحلیل است. بنابراین، وظیفهٔ ما نه «تحمیل حقایق از پیش تعیینشده»، بلکه فراهمآوردن زمینهای برای گفتوگوی واقعی است. در چنین فضایی است که نوجوان میتواند بیاندیشد، سؤال کند، حتی مخالفت کند و در نهایت، با همراهی و راهنمایی غیرمستقیم، به فهمی شخصی و پایدار از مسائل برسد.
سه اصل کلیدی در این همراهی عبارتند از:
۱. عجله نکنید و اجازهٔ تعیینتکلیف بدهید: فرآیند شکلگیری ارزشها و باورها در نوجوانی، تدریجی، پیچیده و اغلب پر از کشمکش درونی است. به این فرآیند احترام بگذارید. نوجوان نیاز دارد تا خود، درگیری فکری را تجربه کند و به تدریج موضعش را شکل دهد.
۲. گوش دهید، بیش از آنکه سخن بگویید: ارتباط مؤثر با نوجوان مبتنی بر شنیدن فعال و احترام به صدای او است. باید فضایی ایجاد کرد که او احساس کند دیده و شنیده میشود، بدون ترس از قضاوت یا تمسخر. این اعتماد، اساس هرگونه اثرگذاری سالم است.
۳. اصلاح خود، پیش از اصلاح دیگران: نوجوانان بیش از آنکه به گفتههای ما عمل کنند، به عمل و منشِ ما چشم میدوزند. هیچ پیام آموزشی از تضاد بین «گفتار» و «کنش» بزرگسالان آسیبپذیرتر نیست. بنابراین، پایدارترین و اصیلترین راه هدایت، الگوبودن و بازاندیشی مستمر در رفتار و نگرش خودمان است.
مسئله، انفعال یا رها کردن نوجوان نیست، بلکه تغییر روش مواجهه است: از رابطهٔ یکطرفهٔ معلم-شاگردی، به رابطهای مبتنی بر گفت و گو، احترام و همراهی. اگر این فضا به درستی فراهم شود، با فرآیندی طبیعی و سالم روبهرو خواهیم بود که در آن نوجوان با حمایت، مسیر خود را مییابد. به قول معروف: «مسیر، با هم رفتن است، نه رساندن.»
@dohhol
از فتح قلب تا فتح فکر اما به نظرم باید می نوشت از فتح قلب تا معنا بخشی فکر
ولی محتوا عالی هست در جلسات با نوجوانان مدنظر داشته باشید
@dohhol
معلمان عزیز و والدین شما وسط صحنه هستید ؛
این روزها به ارتباط گرفتن بیشتر نیاز داریم تا سخن گفتن به قدرت شنیدن بیش از نصیحت کردن
و اسکار بهترین نفرین ادبی تعلق میگیرد به مولانا بخاطر بیت:
تا بداند که شبِ ما
به چه سان میگذرد؛
غمِ عشقش دِه و
عشقش دِه و
بسیارش دِه!
زور خر میخواهد وجانِ سگ و تابِ شتر
عاشقی را اشتباهی بار آدم کردهاند...
خیلی مهمه فکر کنی ...
بچه که بودم گاهی فکر می کردم که اینقدر امام حسین را دوست داریم به بقیه امام ها بر نمی خوره ؟! بعد ها متوجه شدم خود ائمه هم ایشان را یک جور دیگر دوست دارند .
همه ایام به برکت امام حسین مبارک .
نقش اجتماعی حضرت عباس(ع)
✍سیدمحمد الحسینی
اندیشکده آرمان
حضرت عباس(ع) را می توان نماد بارز سرمایه اجتماعی وفادار و خودآگاه در قلب یک شبکه اجتماعی-اعتقادی تحت فشار توصیف کرد. ایشان در ساختار خاندان پیامبر(ص)، نقشی فراتر از یک فرد ایفا می کردند؛ او قمر بنی هاشم بودند، عنوانی که نشان دهنده جایگاه ایشان به عنوان روشنی بخش و نقطه اتکای جمعی است. نقش ایشان در واقعه کربلا، تجلی عینی کارکردهای انسجام درونی گروه و مقاومت در برابر انسجام کاذب نظام حاکم است.
حضرت عباس(ع) با پذیرش مسئولیت حفاظت از خانواده و تأمین آب، کارکردهای حیاتی و عینی در بقای آن جامعه کوچک اما نمادین داشت. وفاداری ایشان به برادر، امام حسین(ع)، نه یک رابطه عاطفی صرف، بلکه یک وفاداری آگاهانه به یک نظام ارزشی و رهبری مشروع بود که بر مبنای تعهد به آرمان حق و عدالت استوار شده بود. این الگو، سرمایه ای اجتماعی ایجاد می کند که پیروان یک مکتب را در سخت ترین شرایط حول محور رهبری اصیل و ارزش های بنیادین نگه می دارد. از سوی دیگر، شهادت ایشان در پی تلاش برای تأمین آب (نماد زندگی و رحمت)، تقابل بین نظام خشونت و ظلم (نظام یزیدی) و نظام فداکاری و حیات بخشی (نظام حسینی) را به شکلی عینی و نمادین به نمایش می گذارد. بنابراین، نقش اجتماعی عباس(ع)، نقشی کارکردی، نمادین و هویت ساز برای جامعه شیعی بوده و الگویی از وفاداری فعال، مسئولیت پذیری و فداکاری در مسیر تحقق آرمانهای جمعی ارائه می دهد.
فرا رسیدن میلاد پربرکت آن اسوه وفاداری و تکلیف شناسی اجتماعی را به شما و همه ارادتمندان آن حضرت تبریک می گویم. تولدش مبارک که الگویی زنده از ایمان استوار و وفاداری خالصانه را در تاریخ نقش بست.
https://eitaa.com/dohhol
به نظر شما سازندگان سریال تاسیان الان کجا هستند و کسانی که به این سریال مجوز دادند چه کسانی هستند ؟
چرا تاسیان با منابع و مراجع آبکی و ساختگی گل می کند اما کلاه پهلوی با رفرنس های محکم و خوش ساخت مسخره می شود ؟
آخه چرااااااااااا؟
افرادی که وارد عرصه سیاسی میشوند عموما هیچگاه مزه و مفهوم فقر و نداری را نمیدانند. برای عموم آنها فقر یک مفهوم انتزاعی است. آنها هیچگاه آن نگاه پر از حسرت کودک فقیر به شیشه های یک رستوران و لباس فروشی را نمیفهمند. آنها هیچگاه آن رنج ناشی را گرسنگی را درک نمیکنند.
به همین منظور پیشنهاد می شود سیاستمداران را مجبور کرد که چند رمان درباره فقر و گرسنگی بخوانند. مجبور کرد که بیچارگان داستایوفسکی را بخوانند، ژرمینال زولا و گرسنگی هامسون را بخوانند. داستان شنل گوگول و صدف چخوف و آثار اشتاینبک و امثالهم را بخوانند تا حداقل درکی از مفهوم فقر و گرسنگی داشته باشند تا در اتخاذ تصمیمات خود کمی ملاحظات اجتماعی داشته باشند.
@dohhol