سلام
دارم کتاب جریان شناسی زندگی چهارده معصوم را مطالعه می کنم ، انگیزه من یک سوال بود؛
خیلی وقتها با خودمان می گوییم چرا مثلا فلان کس در فلان پست هست ،خیلی ها هم میگن چرا قوه قضاییه با ایکس و ایگرگ برخورد نمی کند ؟ این مساله در دوره ائمه خصوصا ولایت امیر المومنین نیز وجود داشت ! چرا ؟
هدف من رسیدن به پاسخ این سوال است من تا الان یک پاسخ پیدا کردم که فعلا نمی گویم تا به نتیجه تام برسم . شما هم می توانید پاسخ هایتان را _اگر دارید_ برایم بفرستید و یا شما هم مثل من جستجو کنید .
ناوهای آمریکایی ؛ فکر و فرهنگ
✍️سید محمد الحسینی
اندیشکده آرمان
ناوهای آمریکایی در خلیجفارس، پیش از هرگونه امکان عملیاتی، خطرناکترین حمله را آغاز کردهاند: حملهای فکری و فرهنگی. حضور آنها تنها نمایش قدرت نظامی نیست، بلکه نماد نفوذ دو جریان مسلط فکری است: پوزیتیویسم علمی و سرمایهداری لیبرال. این دو، بسترهای نامرئی اما مؤثری هستند که سلطه استکبار را طبیعی و گریزناپذیر جلوه میدهند.
در واقع، ناوها فقط یک تهدید خارجی نیستند؛ آنها تجسم عینی همان ایدئولوژیهایی هستند که میکوشند انسان را از درک عمق انقلاب اسلامی و مبانی هستیشناختی آن دور نگه دارند. پوزیتیویسم، با انکار هرگونه معرفت متافیزیکی و دینی، عقلانیت را به تجربهٔ حسی محدود میکند. سرمایهداری نیز با ترویج اومانیسم و اصالت لذت فردی، جامعه را به سمت مصرف و مادیگرایی سوق میدهد. ترکیب این دو، جامعهای میسازد که پیش از هر درگیری نظامی، در میدان فکر و فرهنگ شکست خورده است.
اما محاسبه استکبار یک نقطهٔ کور دارد: تاریخ و بنیانهای ریشهای جامعهٔ ما. این جامعه، برپایهٔ سنتهای فکری و معنوی ای شکل گرفته که در تقابل ریشهای با اومانیسم و سرمایهداری مطلق قرار دارد. انقلاب اسلامی، خود زاییدهٔ بیداری از همین تقابل است. حضور ناوها، بنابراین، نه یک تصمیم صرفاً نظامی، بلکه ارزیابی تأثیر همین نبرد فکری بر ساختارهای اجتماعی و روان جمعی ماست. آنها به خوبی میدانند که در اینجا با ملتی روبرو هستند که هنوز مبانی خود را بر نفی سلطهٔ مادی و معنوی بیگانه استوار کرده است.
پس مسئله فقط موشک و کشتی نیست؛ مسئله، نبردی است بین دو جهانبینی: یکی که انسان را محور و مصرف را غایت میداند، و دیگری که قدسیت، عدالت و مقاومت در برابر استکبار را در عمیقترین لایههای هویت خود نهادینه کرده است.
https://eitaa.com/dohhol
تربیت انقلابی: از تفکر تحولی تا جامعهسازی مشارکتی
✍سید محمد الحسینی
اندیشکده آرمان
در آستانه دهه پرافتخار فجر، که طلوع حکومتی مبتنی بر «تفکر» و «مشارکت» را گرامی میداریم، باید بار دیگر به بنیادیترین وعده انقلاب اسلامی بازگردیم: وعدهای که نه با شعارهای مصرفگرایانه، بلکه با دعوت به «خرد جمعی» و «مسئولیتپذیری» محقق میشود.
حکومتی که میخواهد مردم را «به فکر وادارد»: یک پارادایم انقلابی
نکته عمیق در آن شعار انتخاباتی تاریخی – «حکومتی که مردم را وادار به فکر کردن کند» – تأسیس یک الگوی حکمرانی تربیتمحور است. این گزاره، تقابل ریشهای با الگوی پاتریمونیالیسم (پدرسالاری سیاسی) و پوپولیسم مصرفگرا دارد. نظام پاتریمونیال، شهروند را «رعیت» منفعل میبیند و پوپولیسم، او را به «مصرفکنندهٔ رانتخو» تبدیل میکند. اما الگوی انقلاب اسلامی، شهروند را به سوژهٔ فعال و متفکر ارتقا میدهد؛ سوژهای که میپرسد، نقد میکند و در سرنوشت خود مشارکت میجوید.
اینجاست که معنای عمیق تقابل میان آن شعارِ «تفکربرانگیز» با شعارهای عوامگرایانهای مانند «مجانی شدن آب و برق» آشکار میشود. شعار دوم، در چارچوب گفتمان ابزاری قرار دارد که شهروند را موجودی منفعل و صرفاً نیازمند «امتیاز مادی» میانگارد. این گفتمان، جامعه را بهسوی انفعال سیاسی و وابستگی دائم به دولت سوق میدهد. در مقابل، گفتمان اول، یک گفتمان توانمندساز و تربیتی است که جامعه را به سمت خوداتکایی فکری و مسئولیتپذیری اجتماعی هدایت میکند.
تربیت، نخستین و بزرگترین نعمت انقلاب: سازوکار جامعهسازی
وقتی «تربیت» بهعنوان نخستین نعمت انقلاب مطرح میشود، سخن از یک سرمایهگذاری بنیادین در سرمایه انسانی است. این تربیت، سهلایه اساسی دارد:
۱. تربیت فکری: خلق توانایی نقد، تحلیل و خرد جمعی.
۲. تربیت اخلاقی: تقویت مسئولیتپذیری، عدالتخواهی و گذشت از منافع فردی.
۳. تربیت اجتماعی: آموزش مشارکت در امور عمومی و احساس تعلق به «ما»ی جمعی.
انسان متفکر، بنیانگذار جامعه متعالی
انسانی که در چنین مکتبی پرورش یابد، دیگر «مصرفکنندهٔ سیاست» نیست؛ بلکه سازنده و ناظر فعال جامعه خود است. این انسان، میتواند در برابر پیچیدهترین توطئههای فرهنگی و سیاسی – از پوزیتیویسم تحقیرکننده عقل دینی تا سرمایهداری انسانزدا – مقاومت کند و تمدنی نوین را بنیان نهد.
دهه فجر، فقط یادآور پیروزی یک انقلاب نیست؛ یادآور آغاز پروژهای عظیم برای تربیت نسلهای متفکر و جامعهساز است. تبریک این ایام، بهویژه زمانی معنا مییابد که ما این آرمان را در عمل پی بگیریم: آرمانی که در آن، هر شهروند، یک اندیشمند و هر جامعه، یک کارگاه بزرگ مشارکت و پیشرفت است.
پی نوشت ؛ شعار مقام معظم رهبری در زمان انتخابات ریاست جمهوری خودشان این بود ؛ حکومت اسلامی حکومتی است که مردم را وادار به تفکر می کند .
https://eitaa.com/dohhol
سازمان تروریستی منافقین با صدور اطلاعیهای رسما حضور نیروهای تشکیلاتی خود در میان جان باختگان حوادث تروریستی اخیر را تایید کرد.
"به یکی جرعه که آزارِ کساش در پِی نیست
زحمتی میکشم از مردمِ نادان که مپرس
گفتوگوهاست در این راه که جان بُگْدازد
هر کسی عربدهای این که مبین آن که مپرس
گفتم از گویِ فلک صورتِ حالی پرسم
گفت آن میکشم اندر خمِ چوگان که مپرس"
1_23856323409_260203_122126.pdf
حجم:
20.5M
فایل پاورپوینت
تسهیل گری شیوه های تبیین انقلاب اسلامی برای نوجوانان
سید محمد الحسینی
اندیشده آرمان
اگر مفید دیدید برای دیگران هم ارسال کنید و اگر نقد دارید برای من بفرستید
https://eitaa.com/dohhol
صبحدم پیک مسيحا دم جانان آمد
گفت برخيز كه آرام دل و جان آمد
سحر از پرده نشينان حريم خلوت
نغمه برخاست كه شاهنشه خوبان آمد
عاشقان را رسد اين طرفه بشارت زسروش
كه سحرگاه شب نيمه شعبان آمد
مى كند مرغ سحر زمزم بر شاخ گل
كه ز نرگس ثمرى پاك بدوران آمد
وارث تاج نبى اوست كه با دعوت حق
بهر افراشتن پرچم قرآن آمد
مظهر صلح حسن اوست كه با حلم حسن
پى آرامش دلهاى پريشان آمد
آنكه اندر رگ او خون حسين بن عليست
پى خونخواهى سالار شهيدان آمد
در ره زهد و پرستش چو على بن حسين
سوى حق قافله راسلسله جنبان آمد
علم باقر همه ی در اوست كه با مشعل علم
رهبر جامعه بى سر و سامان آمد
تا ز ناپاک كند مذهب صادق را پاك
مظهر راستى و پاكى و ايمان آمد
هم چو كاظم كه بود قبله حاجات و مراد
دردمندان جهان را پى درمان آمد
چون رضا تا كه كند از رنگ علوم
وارث افسر پادشاه خراسان آمد
اوست سرچشمه تقوا و فضيلت چو جواد
منبع فيض و جوانمردى و احسان آمد
هادى وادى حق كز پى ارشاد بشر
با چراغ خرد و دانش و عرفان آمد
يادگار حسن عسگرى پاك سرشت
كه جهان را كند از عدل گلستان آمد
قائم آل محمد شه اقليم وجود
كه بفرمانده ى عالم امكان آمد
طبع خاموش رسا باز چو مرغان چمن
پى تبريک چنين شاد و غزلخوان آمد
ای عاشقانِ بیقرارِ آن یگانهٔ آسمان…
این انتظار، نه خالیِ محبت است، نه سکوتی بیمعنا.
این نفسها که در فراقِ او میتپد، خود، باغی است که باید به دستِ عشق، آبیاری شود.
تربیت، همان نسیمِ لطیفی است که خاکِ جان را مهیای رویشِ گلهای بشارت میکند.
در دلهای آماده، نورِ او تابیدن میگیرد.
هر اخلاق نیکو، آیینهای میشود برای انعکاسِ خورشیدِ وجودش.
هر دلِ پاک، پنجرهای میگردد به سوی آمدنش.
ما اگر در فراقِ او میسوزیم، این سوز، شمعِ راهی است تا خود را به او برسانیم.
غیبت، نه دوریِ محض که فرصتی است برای شکفتن…
فرصتی تا با دستهای مهربانِ تربیت، خود را گُلِ باغِ محبتش کنیم.
فرصتی تا با ادب، با معرفت، با صفای دل، خانهای در جان بسازیم که شایستهٔ مهمانیِ او باشد.
او که آمدنی است… اما نه به هر خانهای؛ تنها به دلهایی که با دستانِ انتظار، آراسته شدهاند.
پس بیایید…
این عشقِ سبز را در نهالِ وجودمان به بار بنشانیم.
با نگاههای پاک، با گفتارِ مهربان، با دستهای بخشنده، زمینِ دل را آماده کنیم.
شاید که در این تربیتِ عاشقانه، آنقدر بدرخشیم که خورشید، تابیدن را از پنجرههای ما آغاز کند…
و یار، قدم به جهانهایی بگذارد که در آن، تنها نامِ او را به نیکی و زیبایی بر درِ دلها نوشتهایم.
انتظارمان را با ادبِ عشق آبیاری کنیم… تا او بیاید و عطرِ حضورش، همهٔ عالم را پر کند. 🌹
✍️سیدمحمد الحسینی
در اولین قسمت از سری جدید برنامه جهان پناه راجع به هویت شهری صحبت کردیم .
مباحث عمیق ،جذاب و مهمی بدون تعارف در این بخش ارائه شد .
اون شخصی که دقیقه ۱۳ بهش اشاره کردم ایرج احمدی هزاوه است .
لینک تماشا در تلوبیون ؛
https://telewebion.com/episode/0x16b85c06
اسپوتنیک:
«نام دانشمند فیزیکدان، استیون هاوکینگ ۲۳۲ بار در پرونده های جفری اپستین آمده است»
«باید شرم کنند، کسانی که بدون کمترین تأمل و تفکر از دیدههای معجزهآسای علم و فن بهره میگیرند و سفیهانه از درک مضمون هوشمندانه آن عاجزند، همانند گاوی که از لذت نشخوار گیاهان برخوردار است ولی از علمِ گیاهشناسی خبری ندارد»
(آلبرت انیشتین)
پ.ن: دانشمند و متخصص امروز یک تفاوت ماهوی با حکیم و علامه جهان قدیم دارد و آن اینکه در گذشته حکیم، علاوه بر جامعالعلومی در زمینه رشد و اعتلای فردی و اجتماعی و فکری نیز انسان وارسته و صاحب کمالاتی میبود، اما در جهان به غایت تخصصی شده و تکنولوژیزده امروز فرد میتواند فیزیکدان و شیمیدان و پزشک درجه یک جهانی باشد اما همزمان انسان به غایت پفیوز و شرور و ابلهی هم باشد. میتواند فیزیکدان برجستهای باشد و همزمان جنایتکار برجستهای چون اوپنهایمر باشد که فکر و نبوغاش را در راه تولید سلاح کشتار جمعی به کار میگیرد.