"به یکی جرعه که آزارِ کساش در پِی نیست
زحمتی میکشم از مردمِ نادان که مپرس
گفتوگوهاست در این راه که جان بُگْدازد
هر کسی عربدهای این که مبین آن که مپرس
گفتم از گویِ فلک صورتِ حالی پرسم
گفت آن میکشم اندر خمِ چوگان که مپرس"
1_23856323409_260203_122126.pdf
حجم:
20.5M
فایل پاورپوینت
تسهیل گری شیوه های تبیین انقلاب اسلامی برای نوجوانان
سید محمد الحسینی
اندیشده آرمان
اگر مفید دیدید برای دیگران هم ارسال کنید و اگر نقد دارید برای من بفرستید
https://eitaa.com/dohhol
صبحدم پیک مسيحا دم جانان آمد
گفت برخيز كه آرام دل و جان آمد
سحر از پرده نشينان حريم خلوت
نغمه برخاست كه شاهنشه خوبان آمد
عاشقان را رسد اين طرفه بشارت زسروش
كه سحرگاه شب نيمه شعبان آمد
مى كند مرغ سحر زمزم بر شاخ گل
كه ز نرگس ثمرى پاك بدوران آمد
وارث تاج نبى اوست كه با دعوت حق
بهر افراشتن پرچم قرآن آمد
مظهر صلح حسن اوست كه با حلم حسن
پى آرامش دلهاى پريشان آمد
آنكه اندر رگ او خون حسين بن عليست
پى خونخواهى سالار شهيدان آمد
در ره زهد و پرستش چو على بن حسين
سوى حق قافله راسلسله جنبان آمد
علم باقر همه ی در اوست كه با مشعل علم
رهبر جامعه بى سر و سامان آمد
تا ز ناپاک كند مذهب صادق را پاك
مظهر راستى و پاكى و ايمان آمد
هم چو كاظم كه بود قبله حاجات و مراد
دردمندان جهان را پى درمان آمد
چون رضا تا كه كند از رنگ علوم
وارث افسر پادشاه خراسان آمد
اوست سرچشمه تقوا و فضيلت چو جواد
منبع فيض و جوانمردى و احسان آمد
هادى وادى حق كز پى ارشاد بشر
با چراغ خرد و دانش و عرفان آمد
يادگار حسن عسگرى پاك سرشت
كه جهان را كند از عدل گلستان آمد
قائم آل محمد شه اقليم وجود
كه بفرمانده ى عالم امكان آمد
طبع خاموش رسا باز چو مرغان چمن
پى تبريک چنين شاد و غزلخوان آمد
ای عاشقانِ بیقرارِ آن یگانهٔ آسمان…
این انتظار، نه خالیِ محبت است، نه سکوتی بیمعنا.
این نفسها که در فراقِ او میتپد، خود، باغی است که باید به دستِ عشق، آبیاری شود.
تربیت، همان نسیمِ لطیفی است که خاکِ جان را مهیای رویشِ گلهای بشارت میکند.
در دلهای آماده، نورِ او تابیدن میگیرد.
هر اخلاق نیکو، آیینهای میشود برای انعکاسِ خورشیدِ وجودش.
هر دلِ پاک، پنجرهای میگردد به سوی آمدنش.
ما اگر در فراقِ او میسوزیم، این سوز، شمعِ راهی است تا خود را به او برسانیم.
غیبت، نه دوریِ محض که فرصتی است برای شکفتن…
فرصتی تا با دستهای مهربانِ تربیت، خود را گُلِ باغِ محبتش کنیم.
فرصتی تا با ادب، با معرفت، با صفای دل، خانهای در جان بسازیم که شایستهٔ مهمانیِ او باشد.
او که آمدنی است… اما نه به هر خانهای؛ تنها به دلهایی که با دستانِ انتظار، آراسته شدهاند.
پس بیایید…
این عشقِ سبز را در نهالِ وجودمان به بار بنشانیم.
با نگاههای پاک، با گفتارِ مهربان، با دستهای بخشنده، زمینِ دل را آماده کنیم.
شاید که در این تربیتِ عاشقانه، آنقدر بدرخشیم که خورشید، تابیدن را از پنجرههای ما آغاز کند…
و یار، قدم به جهانهایی بگذارد که در آن، تنها نامِ او را به نیکی و زیبایی بر درِ دلها نوشتهایم.
انتظارمان را با ادبِ عشق آبیاری کنیم… تا او بیاید و عطرِ حضورش، همهٔ عالم را پر کند. 🌹
✍️سیدمحمد الحسینی
در اولین قسمت از سری جدید برنامه جهان پناه راجع به هویت شهری صحبت کردیم .
مباحث عمیق ،جذاب و مهمی بدون تعارف در این بخش ارائه شد .
اون شخصی که دقیقه ۱۳ بهش اشاره کردم ایرج احمدی هزاوه است .
لینک تماشا در تلوبیون ؛
https://telewebion.com/episode/0x16b85c06
اسپوتنیک:
«نام دانشمند فیزیکدان، استیون هاوکینگ ۲۳۲ بار در پرونده های جفری اپستین آمده است»
«باید شرم کنند، کسانی که بدون کمترین تأمل و تفکر از دیدههای معجزهآسای علم و فن بهره میگیرند و سفیهانه از درک مضمون هوشمندانه آن عاجزند، همانند گاوی که از لذت نشخوار گیاهان برخوردار است ولی از علمِ گیاهشناسی خبری ندارد»
(آلبرت انیشتین)
پ.ن: دانشمند و متخصص امروز یک تفاوت ماهوی با حکیم و علامه جهان قدیم دارد و آن اینکه در گذشته حکیم، علاوه بر جامعالعلومی در زمینه رشد و اعتلای فردی و اجتماعی و فکری نیز انسان وارسته و صاحب کمالاتی میبود، اما در جهان به غایت تخصصی شده و تکنولوژیزده امروز فرد میتواند فیزیکدان و شیمیدان و پزشک درجه یک جهانی باشد اما همزمان انسان به غایت پفیوز و شرور و ابلهی هم باشد. میتواند فیزیکدان برجستهای باشد و همزمان جنایتکار برجستهای چون اوپنهایمر باشد که فکر و نبوغاش را در راه تولید سلاح کشتار جمعی به کار میگیرد.
طنز زندگی دبیرستانی ها؛
باید به خانواده تشان بدهند به غایت به راه و درس خوانند
به دوستان نشان بدهند به غایت درس نخوان و بی راهند
اینکه الان دانش آموزان در دهه فجر کلاسهاشون را تزیین نمی کنند اصلا خوب نیست .
از کی گذاشتیم این حس و ذوق از بین برود؟
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
اینکه الان دانش آموزان در دهه فجر کلاسهاشون را تزیین نمی کنند اصلا خوب نیست . از کی گذاشتیم این حس و
در مورد این مطلب پیامهای زیادی آمد ولی تاریخ گویاست
از زمان چه کسی و چرا؟!
بهنام خداوند جان و خرد
مسئولان محترم شهری اراک، با درود،
جامعه امروز ما در مرحلهای از تحول اجتماعی قرار دارد که مشخصه اصلی آن، گذار از انسجام ناشی از یک روایت مسلط واحد، به سوی وضعیتی است که در آن تکثر باورها، ارزشها و اولویتها، به امری مشهود و مؤثر تبدیل شده است. در این بستر، فضای مجازی به عرصهای رقابتی بدل گشته که در آن، روایتهای گوناگون—از رسمی تا انتقادی، معارض و یا بیتفاوت—در تقابل و تعامل با یکدیگر قرار میگیرند.
در این شرایط، برای طیفی قابلتوجه از شهروندان، به ویژه نسل جوان، دغدغههای «زیستجهان» شخصی و روزمره—از مسائل معیشتی و هویتی تا علائق فردی—بر مشارکت در مناسک و آیینهای سیاسی-ایدئولوژیک کلان، اولویت یافته است. این تغییر در اولویتها، پرسشهای مهمی را درباره اشکال سنتی نمایش جمعی و مشارکت عمومی برمیانگیزد.
اگر این شکلهای سنتی نتوانند با نیازها و دغدغههای درونی و امروزی شهروندان پیوند بخورند و تعلقخاطر معناداری ایجاد نکنند، با دو ریسک جدی مواجه خواهند شد: نخست، حاشیهرانی تدریجی و کاهش نقش اجتماعی آنها، و دوم، تبدیل شدن به آیینهایی صرفاً ظاهری و صوری که فاقد عمق و تأثیرگذاری هستند.
شاهد عینی این چالش را میتوان در فضای کالبدی شهر نیز مشاهده کرد. غیاب یا کمرنگی نمادها و جلوههای آیینی مرتبط با نیمه شعبان یا جشنهای دهه فجر در عرصه عمومی شهر، نه تنها به کاهش حس اشتراک و پیوند جمعی میانجامد، بلکه سهمی در تشدید تشتت در روایتهای هویتساز و غبارآلود شدن فضای معنایی مشترک جامعه دارد.
بهنظر میرسد پیوند دوباره آیینهای جمعی با زندگی روزمره شهروندان و بازآفرینی آنها در قالبی که با واقعیتهای اجتماعی کنونی همخوانی داشته باشد، یکی از ضرورتهای مدیریت شهری در عصر گذار حاضر است.
خدا نکند دلیل این عدم انجام وظایف نزدیکی فصل انتخابات باشد
با سپاس و احترام
سید محمد الحسینی اندیشکده آرمان
https://eitaa.com/dohhol