eitaa logo
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
593 دنبال‌کننده
795 عکس
325 ویدیو
31 فایل
در این کانال با دغدغه ها یی در حوزه تربیت و جامعه می نویسم چرا دُهُل :زیرا واقعیت چیز دیگری است. گاهی همه این خوشی‌ها حکم همان صدای دهل را دارد که از دور دیگران را به وجد می‌آورد. ارتباط با ادمین @smalhoseini با ارادت :سید محمد الحسینی
مشاهده در ایتا
دانلود
در فضای مجازی،گاه جدال برسر کمیت‌ها،ما را ازجوهره «حقیقت» دور می‌کند.از منظر حکمت الهی «کثرت» هرگز معیارحقانیت نیست.اعتباریک اندیشه به «بودن باحق» است، نه همرأیی بااکثریت.قرآن نویدمیدهد که حق،هرچندبااندک یاران، برکت‌آفرین است وباطل،اگرچه با سپاهی انبوه،محکوم به فناست.ان الحَقَّ یَعلو و لا یُعلی علیه https://eitaa.com/joinchat/207094145Cb72bb393e9
جویند همه هلال و من ابرویت گیرند همه روزه و من گیسویت از بین دوازده ماه تمام یک ماه مبارک است و آنهم رویت
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
✍سید محمد الحسینی اندیشکده آرمان وقتی با خبری مواجه می‌شویم که حکایت از حضور حدود ۱۷ درصدی نوجوانان (و به‌تبع آن دانش‌آموزان) در اعتراضات اخیر دارد ، وظیفه داریم از شعارزدگی و سطحی‌نگری پرهیز کرده و با اتکا به دانش اجتماعی و تربیتی، به واکاوی ریشه‌های این پدیده بپردازیم. این آمار، به‌ویژه با ذکر نمونه‌هایی از استان‌ها با ۴۵ درصد جمعیت زیر ۲۰ سال و حتی مشارکت یک کلاس به طور کامل ، دیگر یک رویداد ساده امنیتی نیست، بلکه یک «مسئله اجتماعی» عمیق را بازنمایی می‌کند. برخی ابعاد این مسئله را متذکر می شوم؛ ۱. بحران «مرجعیت» و شکاف نسلی عمودی نوجوانی دوره‌ای است که فرد به دنبال ساخت هویت مستقل خویش است. در این مسیر، «دیگرانِ مهم» و «نهادهای مرجع» نقش کلیدی در جهت‌دهی به او دارند. آماری نظیر ۱۷ درصد مشارکت نوجوانان، نشان‌دهنده نوعی «گسست نسلی» و «بحران مرجعیت» است. وقتی نوجوان امروز در خانواده، مدرسه یا ساختارهای رسمی، الگوها و پاسخ‌های قانع‌کننده‌ای برای پرسش‌های هویتی و اجتماعی خود نمی‌یابد، به‌سوی مراجع جایگزین و شبکه‌های هم‌سالان یا فضای مجازی متمایل می‌شود . اینطور نیست که نوجوانان لزوماً با ایدئولوژی خاصی وارد میدان شده باشند، بلکه در بسیاری از موارد، این میدان، بستری برای «ابراز وجود» و «هویت‌یابی» از مسیری غیررسمی و در تقابل با خواست بزرگسالان است. ۲.نکته ظریف اما مهم در تحلیل این خبر، توجه به نقش نهاد آموزش و پرورش است. این نهاد، به عنوان اصلی‌ترین کانون تربیت نسل آینده، اکنون با چالش جدی مواجه است. اینکه سخنگوی کمیسیون آموزش خود از مشارکت دانش‌آموزان سخن می‌گوید، نشان می‌دهد که کارکردهای مدرسه دچار اختلال شده است. اگر نظام آموزشی، بیش از آنکه به «تربیت» و «هویت‌بخشی» بیندیشد، به «محفوظات» و «تست‌زنی» تقلیل یابد و معلم که قرار بود الگوی مرجع باشد، خود گرفتار مسائل معیشتی و منزلتی شود ، شکاف میان نسل جدید و ساختار رسمی تعمیق می‌یابد. در چنین شرایطی، شگفت‌آور نیست که شاهد حضور دانش‌آموزان در حرکتی باشیم که ماهیتی متفاوت از جنس آموزش رسمی دارد. ۳. نوجوانان دارای انباشتی از انرژی و هیجان هستند که نیازمند تخلیه در مسیرهای سالم، همچون ورزش، هنر، یا کنش‌گری اجتماعی سازنده است . اگر جامعه و نهادهای آن (از خانواده تا مدرسه) نتوانند «مجراهای امن» برای ابراز این هیجانات و اعتراضات فراهم کنند، این انرژی در نخستین بستری که وعده «اثربخشی» و «تغییر» می‌دهد، تخلیه می‌شود. پژوهش‌های عصب‌شناسی نیز تأیید می‌کند که مغز نوجوان به گونه‌ای است که شتاب هیجان بر توان مهار مقدم است . بنابراین برخورد صرفاً امنیتی با این پدیده، نه تنها مسئله را حل نمی‌کند، بلکه هیجان را متراکم و آن را به رفتاری انفجاری‌تر تبدیل خواهد کرد. ۴. نمی‌توان از نقش «جنگ ادراکی» در فضای مجازی غافل شد. نوجوان امروز در یک «زیست جهان» رسانه‌ای زندگی می‌کند که مرزهای آن با واقعیت فیزیکی پیرامونش بسیار متفاوت است. شبکه‌های اجتماعی فرامرزی با ارائه یک «تصویر مخدوش» و با استفاده از مکانیسم‌های «قطبی‌سازی» و «قهرمان‌سازی جعلی»، نوجوان بدون سواد رسانه‌ای کافی را جذب خود می‌کنند . در اینجا، نهادهای فرهنگی و آموزشی ما در «رقابت روایت‌ها» دچار ضعف شده‌اند و نتوانسته‌اند روایت جذاب و باورپذیری متناسب با زبان و فهم نسل جدید تولید کنند. این داده‌ها را باید یک «اخطار راهبردی» تلقی کرد. برچسب‌زنی ساده و نسبت دادن صرف این پدیده به «اغتشاش‌گران» یا «فریب خوردگان»، ما را از درک عمق مسئله بازمی‌دارد. آنچه رخ داده، معلول «ناترازی در نظام تربیتی»، «ضعف در کارکردهای نهاد خانواده و مدرسه» و «شکست در ایجاد پیوند عاطفی و معنایی با نسل جدید» است. برای گذر از این بحران باید از رویکرد امنیت‌محور به رویکرد «ترمیم سرمایه اجتماعی»گذار کنیم مدرسه باید از یک نهاد آموزشی صرف به یک «نهاد هویت‌ساز و جامعه‌پذیرکننده» تبدیل شود. این نیازمند توانمندسازی معلمان و بازنگری در برنامه‌های درسی با محوریت مهارت‌های زندگی، تفکر انتقادی و سواد رسانه‌ای است که بخثش مجالی دیگر می طلبد با نوجوان امروز باید با زبان خودش گفتگو کرد. نهادهای فرهنگی ،تربیتی و آموزشی باید یاد بگیرند که به جای تحکم، به دنبال «اقناع» و «همدلی» باشند. به عنوان یک دانش آموز جامعه‌شناسی تاکید می کنم که نادیده گرفتن این نشانه‌ها، جامعه را در چرخه معیوب «سرکوب - انباشت خشم - انفجار مجدد» گرفتار خواهد کرد. @dohhol
سحر اول ماه رمضان، فرود آمدن برکت است بر آستانه جان. زمزمه سحر، رزق پنهانی است که حیات را معنا میبخشد. سحری را دریاب که نشاط روزه داری در آن است و افطار، شیرینی بندگی. خردمند آن است که سحر را قدر داند که بی سحر، آینه دل از غبار خودبینی پاک نگردد. شب اول میهمانی خدا، دست نوازشگر رحمت بر بام دلمان می‌کوبد. بوی کوی دوست، مستمان می‌کند. خوشا سحرخیزان بی‌خوابی که در خلوت انس، جرعه‌ای از شرابِ "نزدیکم" می‌نوشند. خدایا! دل رمضان شویم، نه رمضان دل. آمین.
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
برنامه برخط از گسست تا گفتگو را دانشجویان عزیز بسیج دانشجویی مکتوب کرده اند می توانید در فایل بالا بخوانید .
داشتم فکر می کردم فوداستریت در ماه رمضان می توانست چه نقش خوبی در گسترش فرهنگ روزه و افطار ایفا کند .البته اگر نامش تعدیل می شد . @dohhol
رد پای نفوذ را بیشتر از هر جا باید در نظام آموزشی و دانشگاهی کشور جستجو کرد. جریان نفوذ در آموزش و پرورش ابتدا ریشه واحد درسی «هنر» را در مدارس خشکانید و نهایت زنگ هنر را به زنگی اضافی و طراحی چند لیوان و کوزه تقلیل داد. جریان نفوذ سپس سراغ ادبیات فارسی رفت و کم‌کم شاهنامه و بوستان و گلستان و قابوسنامه و مثنوی و سایر متون گرانقدر ادبی ایران را از متون ادبی حذف کرده و ادبیات را در حد سخنرانی‌ها و زندگی نامه‌ سیاستمداران و چند شعر و داستان بند تنبانی تقلیل داد و سپس به طور کامل ادبیات فارسی را از کنکور کنار گذاشت. جریان نفوذ سراغ متون درسی مهمی چون تاریخ و جغرافیا و اجتماعی هم رفت و سال به سال با کاهش حجم کتاب و کم کردن ساعت این متون، عملا باعث حذف این متون از چارت آموزشی مدارس و دبیرستان‌ها و دانشگاه‌های کشور شد. این جریان، دست در دست مافیای کنکور، نظام آموزشی کشور را به گروگان گرفت و کل نظام آموزشی کشور را به حل معادلات ریاضی و جلبک‌شناسی و کرم‌شناسی و خزه‌شناسی و امثالهم تقلیل داد. این جریان به خوبی می‌دانست که هر میزان ادبیات و هنر و جغرافی و فلسفه و تاریخ از مدارس و دانشگاه‌ها حذف شده و دانش‌آموز و دانشجو به ربات تست‌زن تقلیل یابد، دیگر قدرت اندیشه و تفکر نخواهد داشت. در این سو هم نظام فرهنگی و تعلیم و تربیت در خواب غفلت مانده و نمی‌فهمد که هر چقدر تاریخ و ادبیات و هنر را کاریکاتوری و مبتذل روایت کند، (در کتاب تاریخ دبیرستان حوادث سالهای ۱۲۸۰ تا ۱۳۳۲ در دو سه درس آنهم که حال‌بهم‌زن‌ترین و مبتذل‌ترین صورت ممکن خلاصه شده است. دورانی که از مشروطه و دو جنگ جهانی و دو کودتا و جابجایی حکومت و دو بار اشغال کشور و فرار سه پادشاه را روایت می‌کند) مردم بیخیال تاریخ و ادبیات نمی‌شوند بلکه عده‌ای ادبیات بندتنبانی و شاعر بندتنبانی و نویسنده بندتنبانی و هنر و سینما و موسیقی بندتنبانی و تاریخ فکاهی و «تاسیان» و «تونل زمان» را به اسم تاریخ به مردم قالب کرده و نسلی به غایت متوهم و بی‌سواد و بیگانه با فرهنگ و هنر و گذشته و سرزمین خود پرورش می‌دهند. ملتی هم که گذشته خود را گم کرده باشد، محال است که آینده خود را پیدا کند. ملتی که گذشته خود را درست نشناسند نه توان شناخت اکنون خود و نه توان شناخت آینده خود را خواهد داشت. 👈 اگر می‌خواهیم نسلی وطن‌دوست و آشنا به واقعیات جهانی تربیت کنیم چاره‌ای نداریم جز اینکه تاریخ به ویژه تاریخ ۱۲۵ سال اخیرش را ورق به ورق موشکافانه و دقیق برای او روایت کنیم.
، همین الان دارم بهش فکر می‌کنم. سحر دوم برای من آن لحظه‌ای نیست که چشم باز می‌کنی و می‌بینی هنوز زنده‌ای. نه. آن وقت است که بعد از یک شب نکشیده، بعد از کلی فکر پریشان و دلشوره، یکدفعه می‌بینی هوا روشن شده و تو هنوز نفس می‌کشی. سحر دوم آن حس عجیب صمیمی است؛ مثل دستی که می‌آید روی شانه‌ات می‌گذارد و می‌گوید «هنوزم هستم، نترس». صدای گنجشک نیست، صدای خود زندگی است که می‌گوید دوباره فرصت داری.
سلام امروز در برنامه محفل نکته ای توسط اقای موزون ارایه شد که خیلی مهم است و آن اینکه به جای آنکه در تربیت دینی فرزندان از ایمان به غیب آغاز کنیم از توحید شروع می کنیم . نکته ای بسیار مهم است . بیشتر توضیح می دهم ، البته درک خودم از این موضوع را اما بعدا...
در مورد حمله آمریکا به ایران و اینکه آیا حمله می کند یا نه به نتایجی رسیدم که البته قصد گفتنش را ندارم اما چند گزاره اساسی را خدمتتون عرض می کنم . ۱. بزرگ ترین قدرت نظامی ناتو بعد از آمریکا ترکیه است که همسایه ماست . ۲. بزرگ ترین مشتری اسلحه آمریکا عربستان است که همسایه محسوب می شود . ۳. بزرگ ترین منبع ثروت یا حداقل یکی از آنها دبی هست که همسایه ماست . ۴. یکی از بزرگترین قدرتهای اتمی پاکستان هست که همسایه ماست . ۵. یکی از اهداف ترامپ از اول حمله به ایران بوده ۶. اگر کشتی های آمریکا منطقه را بدون درگیری ترک کنند چه از پهلوی چی ها باقی می ماند و چه جایگاهی به ایران اسلامی عزیز ؟ این شش گزاره را کنار هم بگذارید . پی نوشت ؛ اینقدر اینستاگرام بوی تعفن می داد که تصمیم گرفتم فعالیتم را در آن فعلا معلق کنم . الهنا عافنا و اعف عنا