دُهُل |سیدمحمد الحسینی
#سحر_ششم شب پرهيزكاران پرهيزكاران در شب بر پا ايستاده مشغول نمازند، قرآن را جزء جزء و با تفكّر و ان
میگفت مگر نه اینکه تیر از پای حضرت امیر خارج کردند و او در حال نماز متوجه نشد ؟ پس چطور صدای فقیر را شنید و در حال رکوع انگشتر داد ؟ دوستش پاسخ داد وجود حضرت امیر خدابود از خودش گذشته بود گوشش از خدا بود ، چشمش از خدا بود هرکس بگذرد خدا می شود ، می گفت پس جبر و اختیار چه ؟ پاسخ داد مختاری خودت را به خدا واگذار کنی یا نه
افوض امری الی الله
#سحر_هفتم
هنگام دفاع از چیزی که قلب و احساسمان با آن است، دچار لکنت نشویم.
برای دفاع از وطنمان، دچار لکنت نشویم.
در مقابل وطن فروش و جاسوس و خودفروخته، دچار لکنت نشویم.
به خاطر داشته باشیم:
آنکه باید شرمگین و خجالت زده باشد کسی است که به خاطر یک مشت دلار بیارزش، حقیرانه وطن و هویت و همه چیز خود را می فروشد.
برای چرایی دفاع از وطن، دنبال قانع کردن این و آن نباشیم.
دفاع از خانه و وطن طبیعی ترین کنش هر موجود زنده ای است.
اجازه ندهیم برای این بدیهیات ما را مواخذه کنند.
ما برای دفاع از وطن، بدهکار نگاه طلبکار هیچکس نیستیم.
آنکه باید شرمسار و خجلت زده باشد کسی است که به خانه و وطن خویش پشت کرده و با پلیدترین دشمنان تاریخ این سرزمین همصدا می شود.
مایی که با سیلی صورت خود را سرخ نگه می داریم، مایی که با غم و ناراحتی این ملت می گرییم و با شادی آنها شاد می شویم، مایی که ایران را بزرگ و شکوهند و بافرهنگ و عزتمند می خواهیم، مایی که این پرچم را در دشوارترین شرایط به دوش می کشیم، بدهکار هیچکس نیستیم.
ما نه در مقابل مردم و نه در کنار مردم، بلکه خود ایران و مردم ایرانیم.. با تمام رنجها و دردهایش..
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خداییش از حق نگذریم این فرمایش رهبری خصوصا بخش اول را خوب اطاعت کردیم .
امپریالیسم تا پایان جنگ جهانی دوم با گلوله و توپ و تفنگ، ملل آسیایی و آفریقایی را تحت سلطه خود درمیآورد و در جهان پساجنگ جهانی با هالیوود و فستیوال کن و ونیز و برلین و صلح نوبل و بنیاد حقوق بشر و بنیاد دموکراسی و با دریدا و فوکو و لیوتار و آرنت و پوپر و فوکویاما و فریدمن و انبوهی از این نامها و بنیادهای فرهنگی و علمی و هنری ملل دیگر را تحت انقیاد و سلطه خود درمیآورد.
#سحر_هشتم
گیرم که حرام است
لبی تر کنم از تو
پیشِ نظرت
تشنه بمیرم چه؟
حلال است؟!
#خیام_نیشابوری
الهی!
میدانم که بیپردهگانت را خوانی و سوختگانت را درمانی.
گیرم که نظر بر تو، بیحجابِ ظاهر، خطاست؛
گیرم که ذکر تو با زبانی ناآموده، جسارت است؛
گیرم که دل بستن به غیر جمال تو، در عالم معنا، حرام است...
اما ای خالق تشنگی!
پیشِ نگاهِ بیچونِ تو،
این دلِ عطشان در فراقت،
اگر جرعهای از جام قرب ننوشد و تشنهجان بسوزد،
آیا حلالش خواهی بود؟!
خدایا!
مرا به حسرتِ "حلالِ" وصال،
از "حرامِ" هجران بِرَهان
که آتشِ فراق، بیپناهتر از گناه میسوزاند.
بسم الله
چندی پیش در این کانال مباحثی را از قول #دکتر_نوروزیان می نوشتم با عنوان #حرف_مهم که مورد توجه مخاطبان گرامی قرار گرفت . توقف کوتاه بر اساس تاملاتی بود که خودم داشتم و دغدغه ها و پرسش های ذهنی که تاحدودی برایم حل شد از این به بعد مطالب جدید بر پایه استنباط و درک خودم با عنوان #تاملات_انسانی را می نویسم ، از آنجا که پایه مطالب فهم بنده هست قطعا جای انتقاد هم دارد بنابراین ضمن دعوت به خوانش آنها تقاضا می کنم انتقادات خود را هم بنویسید . این دسته از مطالب را همراه با قابلیت ارسال نظر منتشر می کنم . به یاری و توفیق الهی
با سلام و احترام
اینجانب به عنوان یک کنشگر شهری و دانشآموز جامعهشناسی، بیانیه بنیاد اراکشناسی را با نهایت دقت و احترام مطالعه کردم. در ادامه، تلاش میکنم نقدی به تناسب فهم و دغدغه هایم ارائه دهم.
بیانیه شما با دغدغهای ارزشمند درباره پاسداشت هویت اراک و حرمت شهدا نوشته شده و من عمیقاً با نگرانی شما درباره تحریف حافظه تاریخی همدلم. اما شاید بتوان از زاویهای دیگر نیز به این موضوع نگریست.
۱. روز شهر، تنها روز جشن نیست
شما بهدرستی بر هویت اصیل اراک به عنوان شهری برنامهریزیشده و عقلانی تأکید دارید. اما هویت شهرها تنها با پیروزیها و افتخاراتشان معنا نمییابند. شهرها با تمام فراز و نشیبهایشان هویت مییابند؛ گاه با اصلاحگری و گاه با مقاومت در برابر مصیبتها. در بسیاری از شهرهای جهان، روزهایی که یادآور رنجهای جمعی است (مثل هیروشیما) به بخشی از هویت تبدیل شدهاند؛ روزهایی برای تأمل و همبستگی، نه پایکوبی. شاید ۵ مرداد نیز میتواند چنین معنایی داشته باشد: روز یادآوری مقاومت مردمی که در برابر هجوم نابرابر ایستادگی کردند.
۲. هویت اراک، تکصدایی نیست
اراک هم شهر امیرکبیر و نظم قاجاری است و هم شهری که در جنگ، رنج بمباران را تجربه کرده. تلاش برای تثبیت یک روایت و طرد دیگری، شاید ناخواسته ما را از دیدن تمامنمای هویت شهر بازدارد. هویت اصیل اراک در گفتوگوی این دو روایت معنا مییابد: شهری که با عقلانیت ساخته شد و در برابر هجوم، ایستاد. نامگذاری ۵ مرداد نه بیحرمتی به شهدا، که شاید ارجنهادن به همان مردمی است که در آن روز قربانی شدند و یادآوری این حقیقت که امنیت امروز ما، مرهون جانباختگان دیروز است.
۳. به جای نبرد روایتها، گفتوگو کنیم
قدرتمندترین بخش بیانیه شما، دعوت به آگاهی و خردمندی است. اما شاید بتوان این خردمندی را در گشودن فضای گفتوگو به کار گرفت. انتخاب میان امیرکبیر یا مقاومت در برابر صدام، یک انتخاب نادرست است. هر دو، بخشی از هویت این شهرند. شاید راهکار، تعریف هفته فرهنگی اراک باشد که هم روز تأسیس (نماد عقلانیت) و هم روز مقاومت (نماد ایستادگی) را دربرگیرد تا شهر با تمام ابعاد وجودی خود معرفی شود.
به جای درخواست لغو فوری مصوبه، چه خوب است بنیاد اراکشناسی پیشنهادی سازنده مطرح کند: برگزاری همایشی برای بازخوانی هویت چندلایه اراک یا طراحی رویدادهایی مکمل برای هر دو تاریخ. هویت شهرها در بستر گفتوگوهای سخت اما مهربانانه ساخته میشود.
باشد که حافظه تاریخی اراک، آینه تمامنمای رنجها و افتخاراتش باشد.
با احترام
✍سید محمد الحسینی
اندیشکده آرمان
#سحر_نهم
احبک عشراً
ثمان لک... و واحدة لضحکتک...
والاخری لصوتک...
أمَـا عیناک
فعجز الکلام عن الکلام
ده از ده دوست دارمت
هشت تا برای تو
و یکی برای خندهات
و یکی هم برای صدایِ تو
اما چشم ها...
که هزار امان از چشم هایِ تو...
محمود درویش
خدایا! از تو درخواست میکنم درخواست کسی که سخت تهیدست شده و بار نیازش را به هنگام گرفتاریها به آستان تو فرود آورده و میلش به آنچه نزد توست فزونی یافته، خدایا! فرمانرواییات بس بزرگ و مقامت والا و تدبیرت پنهان و فرمانت آشکار و کوبندگیات چیره و قدرتت جاری و روان و گریز از حکومتت نشدنی است؛
#سحر_دهم
آرام و روان و نرم و سنجیده رَوَد
ما ناله کنان و یار... نشنیده رود!
یک عمر گذشت و عاقبت فهمیدیم
از دل نرود هر آنکه از دیده رود!
شهریار
رمضان، ماه دیدن است و ماه دیده شدن. یک سوم از این مهمانیِ گذشت، و ما هنوز در پیِ آنیم که کسی از دیده رود تا از دل برود؛ غافل از آنکه گمگشتهٔ ما، خود در دل ماست. ماه رمضان معبری است از "دیده" به "دل". ای کاش در این روزهای باقیمانده، نظری به درون کنیم و ببینیم آنکه این روزها را به ما ارزانی داشته، نه از دیده که از دل ما هرگز نخواهد رفت.»
وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا
هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ ۚ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا
🔹و چون مؤمنان دستههاى دشمن را ديدند، گفتند:
«اين همان است كه خدا و فرستادهاش به ما وعده دادند و خدا و فرستادهاش راست گفتند» و جز بر ايمان و فرمانبردارى آنان نيفزود.