با سلام و احترام
اینجانب به عنوان یک کنشگر شهری و دانشآموز جامعهشناسی، بیانیه بنیاد اراکشناسی را با نهایت دقت و احترام مطالعه کردم. در ادامه، تلاش میکنم نقدی به تناسب فهم و دغدغه هایم ارائه دهم.
بیانیه شما با دغدغهای ارزشمند درباره پاسداشت هویت اراک و حرمت شهدا نوشته شده و من عمیقاً با نگرانی شما درباره تحریف حافظه تاریخی همدلم. اما شاید بتوان از زاویهای دیگر نیز به این موضوع نگریست.
۱. روز شهر، تنها روز جشن نیست
شما بهدرستی بر هویت اصیل اراک به عنوان شهری برنامهریزیشده و عقلانی تأکید دارید. اما هویت شهرها تنها با پیروزیها و افتخاراتشان معنا نمییابند. شهرها با تمام فراز و نشیبهایشان هویت مییابند؛ گاه با اصلاحگری و گاه با مقاومت در برابر مصیبتها. در بسیاری از شهرهای جهان، روزهایی که یادآور رنجهای جمعی است (مثل هیروشیما) به بخشی از هویت تبدیل شدهاند؛ روزهایی برای تأمل و همبستگی، نه پایکوبی. شاید ۵ مرداد نیز میتواند چنین معنایی داشته باشد: روز یادآوری مقاومت مردمی که در برابر هجوم نابرابر ایستادگی کردند.
۲. هویت اراک، تکصدایی نیست
اراک هم شهر امیرکبیر و نظم قاجاری است و هم شهری که در جنگ، رنج بمباران را تجربه کرده. تلاش برای تثبیت یک روایت و طرد دیگری، شاید ناخواسته ما را از دیدن تمامنمای هویت شهر بازدارد. هویت اصیل اراک در گفتوگوی این دو روایت معنا مییابد: شهری که با عقلانیت ساخته شد و در برابر هجوم، ایستاد. نامگذاری ۵ مرداد نه بیحرمتی به شهدا، که شاید ارجنهادن به همان مردمی است که در آن روز قربانی شدند و یادآوری این حقیقت که امنیت امروز ما، مرهون جانباختگان دیروز است.
۳. به جای نبرد روایتها، گفتوگو کنیم
قدرتمندترین بخش بیانیه شما، دعوت به آگاهی و خردمندی است. اما شاید بتوان این خردمندی را در گشودن فضای گفتوگو به کار گرفت. انتخاب میان امیرکبیر یا مقاومت در برابر صدام، یک انتخاب نادرست است. هر دو، بخشی از هویت این شهرند. شاید راهکار، تعریف هفته فرهنگی اراک باشد که هم روز تأسیس (نماد عقلانیت) و هم روز مقاومت (نماد ایستادگی) را دربرگیرد تا شهر با تمام ابعاد وجودی خود معرفی شود.
به جای درخواست لغو فوری مصوبه، چه خوب است بنیاد اراکشناسی پیشنهادی سازنده مطرح کند: برگزاری همایشی برای بازخوانی هویت چندلایه اراک یا طراحی رویدادهایی مکمل برای هر دو تاریخ. هویت شهرها در بستر گفتوگوهای سخت اما مهربانانه ساخته میشود.
باشد که حافظه تاریخی اراک، آینه تمامنمای رنجها و افتخاراتش باشد.
با احترام
✍سید محمد الحسینی
اندیشکده آرمان
#سحر_نهم
احبک عشراً
ثمان لک... و واحدة لضحکتک...
والاخری لصوتک...
أمَـا عیناک
فعجز الکلام عن الکلام
ده از ده دوست دارمت
هشت تا برای تو
و یکی برای خندهات
و یکی هم برای صدایِ تو
اما چشم ها...
که هزار امان از چشم هایِ تو...
محمود درویش
خدایا! از تو درخواست میکنم درخواست کسی که سخت تهیدست شده و بار نیازش را به هنگام گرفتاریها به آستان تو فرود آورده و میلش به آنچه نزد توست فزونی یافته، خدایا! فرمانرواییات بس بزرگ و مقامت والا و تدبیرت پنهان و فرمانت آشکار و کوبندگیات چیره و قدرتت جاری و روان و گریز از حکومتت نشدنی است؛
#سحر_دهم
آرام و روان و نرم و سنجیده رَوَد
ما ناله کنان و یار... نشنیده رود!
یک عمر گذشت و عاقبت فهمیدیم
از دل نرود هر آنکه از دیده رود!
شهریار
رمضان، ماه دیدن است و ماه دیده شدن. یک سوم از این مهمانیِ گذشت، و ما هنوز در پیِ آنیم که کسی از دیده رود تا از دل برود؛ غافل از آنکه گمگشتهٔ ما، خود در دل ماست. ماه رمضان معبری است از "دیده" به "دل". ای کاش در این روزهای باقیمانده، نظری به درون کنیم و ببینیم آنکه این روزها را به ما ارزانی داشته، نه از دیده که از دل ما هرگز نخواهد رفت.»
وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا
هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ ۚ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا
🔹و چون مؤمنان دستههاى دشمن را ديدند، گفتند:
«اين همان است كه خدا و فرستادهاش به ما وعده دادند و خدا و فرستادهاش راست گفتند» و جز بر ايمان و فرمانبردارى آنان نيفزود.
این عکس را به کسانی که حتی از روی نادانی یا شوخی ترامپ را ناجی می خواندند نشان دهید .
@dohhol
هدایت شده از سلمان معمار
چه صحنه هایی اسماعیل، موشک و پهپاد ایرانی پایگاه آمریکایی را در خاک بحرین میزند و بحرینی یا علی میگوید و عشق میکند.
آنها متوهمان و خواب زدگان ما را گرفتند،
پابرهنگان و محرومان و معتقدان عالم هم کنار ما.
@salmaneshoon
#سحر_یازدهم
چند نفر فکر می کردند روزه دهم را با جنگ می گیرند و سحر یازدهم با آزمایش الهی روبرو می شوند ؛
و جنگ احد را به یاد بیاور
آن هنگام که مصعب را بر زمین افکندند و ابنقمئه به دروغ فریاد زد: «محمد کشته شد». برخی از لشگریان اسلام، لرزه بر جانشان افتاد که اگر رسولالله شهید شده ما دیگر چرا شمشیر بزنیم؟ در این هنگام صدای محکم علی ابن ابیطالب میدان را پر کرد: «ما برای خدای محمد شمشیر میزنیم و خدای او اینجاست»…
و آن سوی میدان رسول خدا بود که با دندان شکسته بر شجاعت برادرش لبخند میزند و نابودی کافران را در برق شمشیر او میدید.
میدان از آنِ کسانی است که دل قوی میدارند و برای خدای محمد شمشیر میزنند…
ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه کار کند. امام حسین (علیه السّلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.
آقا | ۱۴۰۴/۱۱/۲۸