بهم میریزم از چیزی که رنگی دارد از رفتن
نباید آخر هر جملهٔ خود نقطه بگذاری
ازحیرت معرفتی تا تولد نظریهای بومی: درسهای تشییع ۴۳ میلیونی
✍سید محمد الحسینی
اندیشکده آرمان
در میانۀ انبوه دادهها و نظریهپردازیهای علوم اجتماعی معاصر، پدیدهای به عظمت تشییع ۴۳ میلیونی یک رهبر دینی-سیاسی، نه در حاشیۀ تحلیلها که در کانون سکوتهای معرفتی قرار گرفته است. این سکوت، از جنس بیتوجهی ساده نیست؛ سکوتِ پارادایمهایی است که ابزارهای خویش را برای فهم واقعیتهایی فراتر از «عقلانیت ابزاری» و «بازی منافع» ناکارآمد میبینند و ترجیح میدهند پدیدهای را که در چارچوبشان نمیگنجد، «غیرعلمی» تلقی کنند تا «نادیده»اش انگارند.
نظریههای مدرنِ کنش جمعی – از نظریۀ انتخاب عقلانی تا رویکردهای بسیج منابع و حتی تحلیلهای گفتمانیِ متأخر همگی در دام یک پیشفرض مشترک گرفتارند: انسان، موجودی محاسبهگر که رفتارش بر گرد محور بیشینهسازی منفعت فردی یا منزلت نمادین میچرخد. این پارادایمها وقتی با صحنهای مواجه میشوند که میلیونها انسان از هر قشر و سن، بدون هیچ چشمداشت مادی یا جایگاه سیاسی، با پای پیاده و گاه از شهرهای دور، خود را به بدرقهای عاشقانه میرسانند، دچار «شکست تبیینی» میشوند. نه اجبار حکومتی در کار است (که با گستردگی جغرافیایی و تنوع جمعیتی قابل اثبات نیست)، نه تبلیغات رسانهای بهتنهایی چنین شور بیسابقهای میآفریند، و نه حتی «هویت جمعی» انتزاعی پاسخگوی عمقی است که در اشک و آه و لبیکهای بیوقفه جاری میشود.
آنچه این نظریهها از آن غافلاند، ساحت ایمانِ متجسّد است. ایمانی که نه یک باور ذهنی، که یک «زیستجهان» عینی است؛ در مناسک، خاطرات، مصائب و پیروزیهای مشترک تنیده شده و در طول نسلها بازتولید میشود. تشییع در فرهنگ شیعی، صرفاً یک آیین عبور نیست؛ بازخوانی حماسۀ کربلاست، تجدید میثاق با خونِ سیدالشهدا، و اعتراضی نمادین به تمامی قدرتهای مستکبر که در طول تاریخ، بر پیکرۀ حق نشستهاند. این پیوند از جنس «انتخاب عقلا»(عقل از نوع اثبات گرایانه و مدرن) نیست؛ از جنس «انتخابِ دلی» است که در جان تاریخ شیعی ریشه دوانده.
بخش چشمگیری از علوم اجتماعی غربی، با تکیه بر میراث روششناختی پوزیتیویستی، هرگونه تبیینِ مبتنی بر «عشق»، «تعهد» یا «ارتباط با غیب» را به حوزۀ غیرعلمی تبعید میکند. این طرد، اما نه از سر روششناسی ناب، که از سر ناتوانی نظری در صورتبندی ابزارهایی برای سنجش این متغیرهاست. نتیجه آنکه پدیدهای که در دل جامعهای با ۴۳ میلیون مشارکتکننده، خود را به مثابۀ یک «واقعیت اجتماعیِ تام» عرضه میکند، در بهترین حالت، به «هیجان جمعی» یا «همبستگی موقعیتی» فروکاسته میشود و در بدترین حالت، از فهرست مسائل پژوهشی حذف میگردد.
این سکوت، دیگر بیطرفی نیست؛ خشونتی معرفتی است که «غیرِ غرب» را به مثابۀ ابژه ای میسازد که تنها در چارچوب مفاهیم غربی قابل شناخت است و هر پدیدارِ ناخواندهای را به حاشیۀ فرعیات تنزل میدهد. مگر نه آنکه دورکیم از «وجدان جمعی» سخن گفت و وبر از «منزلت» و «معنا»، اما وقتی این مفاهیم در بستری دینی با شدتی بینظیر ظاهر میشوند، ابزارهایشان تهی از توانِ تحلیل میگردد؟ آیا این فقرِ نظری است یا تعصبِ پنهان در پوشش عینیتگرایی؟
راه رهایی، نه در کنارگذاشتن دستاوردهای نظری جهان، که در امکانسنجیِ مفاهیمی برخاسته از تجربۀ زیسته است. جامعهشناسی ایرانی-اسلامی باید جرأت کند مفاهیمی چون «محبت ولایی»، «تعهد عاطفی-تاریخی»، «سرمایۀ ایمانی» و «همبستگی معنوی» را نه بهعنوان متغیرهای حاشیهای، که بهعنوان متغیرهای کانونی در تحلیل کنش جمعی به کار گیرد. این مفاهیم، اگر با روشهای کیفی و کمّی دقیق صورت بندی شوند، میتوانند نه تنها پدیدۀ تشییع، که طیف وسیعی از رفتارهای جمعی در ایران و جوامع مشابه را تبیین کنند؛ از استقبال از شهید گمنام تا حضور در راهپیماییهای عظیم.
امروز، علوم اجتماعیِ وارداتی، در مواجهه با چنین پدیدههایی، اگر مثبت اندیش باشیم به «حیرتِ معرفتی» دچار میشوند و حیرت را به سکوت بدل میکنند. اما حیرت، پایان راه پژوهشگر نیست؛ نقطۀ آغازِ بازاندیشی در مفروضات بنیادین است. جامعهای که میلیونها نفر را در یک همدلیِ بینظیر به خیابان میکشد، پیامی روشن برای نظریهپردازان دارد: «عقلِ محاسبهگر، جهانی از عشق و ایمان را نمیفهمد؛ مگر آنکه از خود فراتر رود و به عقلانیتِ معنویاندیش گردن نهد.»
سکوت در برابر این حماسه، نه نقصِ عینیت که نقصِ نظریه است. زمان آن رسیده که جامعهشناسِ ایرانی، با تکیه بر گنجینۀ مفهومیِ فرهنگِ خود، به استقبالِ تفسیرِ این رخدادِ عظیم برود و نشان دهد که علم، وقتی به زیستجهانِ مردم نزدیک میشود، میتواند هم عمیقتر باشد و هم انسانتر.
@dohhol
برخی دوستان (به ویژه نوجوانان علاقهمند به ادبیات) گاهی درخواست معرفی رمان خوب ایرانی دارند.
البته متخصص این حوزه نیستم ولی بر اساس علاقه شخصی از میان رمانها و مجموعه داستانهای معروف ایرانی که خوانده و در خاطر دارم (امتیاز از صفر تا ده) این دستهبندی را دارم:
۱- چشم هایش - بزرگ علوی - پنج
۲- چمدان - بزرگ علوی- چهار
۳- کلیدر - دولتآبادی - هشت و نیم
۴- همسایه ها- محمود- شش
۵- سال بلوا - معروفی- نیم
۶- آتش بدون دود- ابراهیمی- سه جلد اول پنج. چهار جلد بعدی صفر
۷- بوف کور- هدایت - هفت
۸- مدار صفر درجه - محمود- هشت
۹- شوهر آهو خانم- افغانی - یک
۱۰- زمین سوخته - محمود- هفت
۱۱- دهکده پرملال - فقیری- هفت
۱۲- جای خالی سلوچ- دولتآبادی - هشت
۱۳- زنده بگور - هدایت - پنج
۱۴- زمستان ۶۲ - فصیح - سه و نیم
۱۵- سووشون - دانشور - شش و نیم
۱۶- چراغ ها را من خاموش میکنم - پیرزاد- صفر
۱۷- خانوم - بهنود - صفر
۱۸- ثریا در اغما - فصیح - چهار
۱۹- سالهای ابری- درویشیان- شش و نیم
۲۰ جزیره سرگردانی - دانشور - سه و نیم
۲۱- داستان یک شهر - محمود - پنج
۲۲- تنگسیر - چوبک - هفت و نیم
۲۳- بامداد خمار - سیدجوادی - صفر
۲۴- شبهای تهران - علیزاده - سه
۲۵- بره گمشده راعی - گلشیری - پنج
۲۶- تماما مخصوص - معروفی - صفر
۲۷- شب هول - شهدادی - چهار
۲۸- یکلیا و تنهاییاش - مدرسی - شش
۲۹- شازده احتجاب - گلشیری - هشت و نیم
۳۰ - دارالمجانین - جمالزاده - دو
۳۱- تهران مخوف - مشفق کاظمی- دو
۳۳- زیبا - حجازی - دو
۳۴- حاجی آقا - هدایت - دو
۳۵- شکر تلخ - شهری - یک و نیم
۳۶- خیمه شب بازی - چوبک - پنج
۳۷- چراغ آخر - چوبک - شش
۳۸- نماز میت - رضا دانشور- دو
۳۹ - روز اول قبر - چوبک - شش
۴۰- سه قطره خون - هدایت - پنج
۴۱- سفر شب - شعلهور - دو
۴۲ آشغالدونی - ساعدی - چهار
۴۳ - علویه خانم - هدایت - پنج
۴۴- عزاداران بیل - ساعدی - شش
۴۵- آبشوران - درویشیان - شش
۴۶- آواز کشتگان - براهنی - صفر
۴۷- فصل نان - درویشیان - پنج
۴۸- سلول ۱۸ - درویشیان - صفر
۴۹- یک عاشقانه آرام - ابراهیمی - صفر
۵۰ پیکر فرهاد - معروفی - صفر
۵۱- سمفونی مردگان - معروفی - یک و نیم
۵۲ - فارسی شکر است - جمالزاده - دو
۵۳- انتری که لوطیاش مرده بود - چوبک - هفت
۵۴ - کولی کنار آتش ـ روانیپور- صفر
۵۵- از این ولایت - درویشیان - چهار
۵۶- فریدون سه پسر داشت - معروفی - صفر
۵۷- شب یک، شب دو - فرسی - یک
۵۸- مدیر مدرسه - آلاحمد - دو
۵۹- دایی جان ناپلئون - پزشکزاد - صفر
۶۱ - ساربان سرگردان - دانشور - دو و نیم
۶۲- سگ ولگرد - هدایت - پنج
۶۳- طوبا و معنای شب - پارسیپور - یک
۶۴- کلنل - دولت آبادی - صفر
۶۵- تفریحات شب - مسعود - یک
۶۶- کارنامه سپنج - دولت آبادی - شش و نیم
۶۷- ترس و لرز - ساعدی - پنج
۶۸- ملکوت - صادقی - پنج
۶۹- سنگر و قمقمههای خالی ـ صادقی - هفت
۷۰- همنوایی شبانه ارکستر چوبها- قاسمی- صفر
۷۱- میرزا - بزرگ علوی- دو
۷۲- گاوخونی - مدرس صادقی- شش
۷۳- خانه ادریسیها - علیزاده - سه
۷۴- اسفار کاتبان - خسروی- نیم
۷۵- توپ - ساعدی- سه
@dohhol
چهل و هفتمین شب فعالیت غرفه مجموعهی ملی شمس در پیاده راه امیرکبیر
- هفتمین جلسه از سلسله مباحث جلسات تبیینی به کلام جناب آقای دکتر سید محمد الحسینی
-خطاطی شعار های مردم مبعوث شده
-فروش چاپ دوم کتاب "سقوط"
#آقای_شهید
#خونخواهی
#پای_کار_ولی
┏┄┅┄┅┄✿┄┅┄┅┄┓
📲 @shamsofficial
┗┄┅┄┅┄✿┄┅┄┅┄┛