3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر این لحن و صلابت شهید تهرانیمقدم را دوست دارم.
صدایی برخاسته از ایمان، با صلابتی که پشت آن سالها مجاهدت و مردانگی ایستاده است.
مردی نترس و شجاع، با آن ته لهجه لاتی شیرین و صمیمی که بیتکلف است و عجیب بر دل مینشیند.
مردانی از جنس او، به این سادگیها تکرار نمیشوند. مردانی که ایمانشان را با عمل معنا کردند و غیرتشان را در میدان به اثبات رساندند. مردانی که در برابر سختیها خم نشدند، از تهدیدها نهراسیدند و ایستادند تا ما امروز سربلند بایستیم.
ما به این مردان مدیونیم، مدیون ایمان و غیرتشان، مدیون شجاعت و مردانگیشان،
و مدیون راهی که تا پای جان بر سر آن ایستادند.
خدا میداند چه سرمایهای بودند برای این سرزمین...
مردانی که جسمشان از میان ما رفت،
اما نامشان، آرمانشان و راهشان همیشه زنده است.
درود خدا بر آنها.
@dohhol
📌بزرگترین فریب نفس آن است که گمان کند برای نجات دیگران آفریده شده است. نفس حتی خیرخواهی را نیز به ابزاری برای برتری تبدیل میکند. دوست دارد آموزگار باشد، اصلاحگر باشد، نجاتدهنده باشد، تا هیچگاه ناچار نشود شاگرد حقیقت بماند.
📌از همین روست که گاه انسان در حالی که مشغول ساختن جهان است، ویرانی خویش را نمیبیند. و چه بسیار انسانهایی که بی آنکه سخنی بگویند، بیش از هزار واعظ جان آدمی را بیدار کردهاند؛ نه از آن رو که حقیقتی تازه آوردهاند؛ بلکه از آن رو که در حضورشان انسان دیگر نیازی به تظاهر نداشته است.
@dohhol
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رهبر شهید انقلاب اولین بار چه زمانی آیتالله طالقانی را دیدند؟
خاطرهای ناب از زبان آیتالله العظمی شهید خامنهای به مناسبت ۱۹ شهریور سالروز درگذشت آیتالله طالقانی در سال ۱۳۵۸
در حالی که همه ایران شب ۱۹۵ حضور را تجربه می کنند ما اراکی ها شب ۱۹۶ هستیم .
عمل به موقع چنین جای افتخار دارد
فرهنگ؛ مظلومِ همیشه حاضرِ جلسات
✍سیدمحمد الحسینی
من معلم دانشگاه هستم و سالهاست در جلسات و شوراهای استان مرکزی شرکت میکنم. هر بار بحث به فرهنگ میرسد، حس میکنم این مقوله در جمع ما غریب و مظلوم است. بسیاری از مسئولان، فرهنگ را نه یک زیرساخت جدی، بلکه چیزی تزئینی و ذهنی میبینند. وقتی از فرهنگ حرف میزنیم، سریع برچسب «ذهنی بودن» و «آرمانی حرف زدن» میخورد؛ در حالی که فرهنگ همان چیزی است که تصمیمها را در عمل میسازد یا خراب میکند.
بدتر از آن، در جلسات درباره فرهنگ با تسلط کم و گاه نادرست صحبت میشود، اما کسی نقد نمیکند؛ چون رئیس جلسه است. نتیجهاش تصمیمهای نادرست، برنامههای بیاثر و در نهایت بدنامی برای همه ماست. دغدغه من ساده است: فرهنگ را جدی بگیریم، پیش از تصمیم دربارهاش آن را بشناسیم و اجازه بدهیم صدای تخصص، حتی در حضور رئیس، شنیده شود. وگرنه هزینهاش را نه فقط فرهنگ، که کل جامعه میدهد.
@dohhol
اراک؛ شهری با چند روایت و یک سردرگمی
✍سیدمحمد الحسینی
شهر فقط آسفالت و جدول و پروژه نیست. شهر یک «میدان روایت» است. امروز در اراک، ظاهراً هر گوشه میدان یک روایت ایستاده: یکی میگوید ۸ رأی از ۱۱ رأی؛ یکی میگوید نامه وزارت کشور؛ یکی میگوید استانداری؛ یکی میگوید قانون؛ یکی هم میگوید شأن. رهگذر اراکی میماند که به کدام گوش میدان نگاه کند.
واقعیت این است: ۸ عضو شورای شهر، به عنوان نمایندگان مردم، به این جمعبندی رسیدهاند که آقای محمودی را دیگر شهردار اراک نمیخواهند. این رأی، چه موافق باشیم چه مخالف، یک واقعیت سیاسی و مدیریتی است. نمایندگی فقط یک امضای حقوقی نیست؛ یک بار اجتماعی هم دارد. اما اعتبار حقوقی فرآیند استیضاح هم بحث دیگری است.
اینجاست که ماجرا بغرنج میشود: فرمانداری پیش از جلسه هشدار داده بود؛ وزارت کشور مسیر هماهنگی را مشخص کرده بود؛ بعد از جلسه، معاون استاندار گفته از نظر دستگاه اجرایی استان، محمودی همچنان شهردار اراک است. نتیجه؟ دو روایت، دو مدیریت، یک شهر. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، اراک عزیز ما به شهری با «۱۱ شهردار ذهنی و صفر شهردار عملی» تبدیل میشود. و هزینهاش را نه شورا میدهد، نه شهردار، نه وزارت؛ مردم اراک میدهند.
راهحل؟ به گمان من، همان نامه وزارت کشور مثل چراغراهنمای چهارراهی است که چراغش را شکستهاند. اگر شورا بر تغییر شهردار اصرار دارد، باید دلایل و مستنداتش را از همان مسیر رسمی ارائه کند. اگر تغییر تأیید شد، شهردار جدید هم باید از مسیر قانونی انتخاب و مستقر شود. تا آن لحظه، نمیتوان بر مبنای یک فرآیند مورد اختلاف، مدیریت جدیدی را تحمیل کرد.
اراک بیش از این به دعوای «چه کسی حق دارد» و «چه کسی امضا کند» نیاز ندارد. اراک به یک مدیریت واحد، قانونی، پاسخگو و قابل دفاع در برابر شهروندان نیاز دارد. شهر را از میدان روایتهای متفرقه به میز گفتوگوی نهادی برگردانیم. قبل از آنکه شهروندان از میدان خسته شوند و بگویند: «شما بگویید، ما دیگر گوش نمیدهیم.»
#اراک #شهرداری_اراک #شورای_شهر_اراک #جامعه_شناسی_شهری #سرمایه_اجتماعی #مدیریت_شهری
@dohhol
آنچه در پی می آید معطوف به شخص نیست درباره فلاکت نظام اداری است!
مدیر کتابخانه های عمومی استان به ناگهان و برخلاف یک رسم شرافتمندانه تعویض شد.
قبل از هر چیز بگویم او از جمله معدود مدیران فرهنگی استان مرکزی بود که فرهنگی عمل کرد و به زعم من فرهنگی رفت!
این تغییر شرافتمندانه نبود چرا؟ چون چیزی به افتتاح کتابخانه مرکزی استان نمانده است و او نباید از حلاوت این افتتاح باشکوه بی نصیب می ماند .
این ناجوانمردی در نظام اداری سیاسی کشور به وفور دیده می شود.
مربی تیم ملی که تیم را به جام جهانی رسانده است برکنار می شود تا یک مربی تکراری امتحان پس داده جایش بنشیند .
اصلا یکی بگوید کدام رییس جمهور بعد از جنگ هشت ساله آبرومندانه رفت و عاقبت به خیر شد؟
نظام اداری سیاسی کثیف است فرقه ای است و بر نظام قبیله ای تکیه دارد.
بعضی بالا دستی ها چشم توفیق زیر دست را ندارند و آنقدر فرومایه اند که آن بخش چرب و چیلی کیک را برای خودشان می خواهند!
دلیل این فلاکت تنها یک چیز است توسعه نیافتگی انسانی .
یکی از راههای حل مشکلات حکمرانی در کشور تناسب شخصیت مدیر با شاخص های توسعه انسانی و مدیریت است.
کلام را کش ندهم نظام اداری سیاسی در جامعه ما تهوع آور است!
حسین مهدوی
❤️امام صادق علیه السلام
فریب نماز و روزه افراد را نخورید؛
چرا که گاهی انسان
چنان به نماز و روزه عادت میکند
که اگر آن را کنار بگذارد،
دچار اضطراب [و ناآرامی] میشود.
بلکه آنان را
با «راستگویی»
و «امانتداری» بیازمایید
📚 الکافی، ج2، ص10
در آستانه افتتاح کتابخانه مرکزی اراک، خبر برکناری علی گودرزی از ریاست نهاد کتابخانه ها و جایگزینی او با فردی دیگر، تنها یک تغییر سازمانی نیست؛ یک کنش نمادین با پیامهای فرهنگی است. او در دوره مسئولیتش خدمات چشمگیری انجام داد و کتابخانه های استان را از سکون بیرون آورد و به آنها جان تازه ای بخشید. طبیعی است که مدیران جابه جا شوند؛ پویایی سازمانی بدون تغییر ممکن نیست. اما مسئله اینجاست که تغییر مدیر، اگر با آیین تکریم همراه نباشد، به فرسایش سرمایه اجتماعی و حافظه نهادی دامن میزند.
شایسته تر آن بود که او ثمره زحماتش را میدید و در جلسه ای در خور شأن فرهنگ و کتاب، با تقدیر و احترام بدرقه میشد. چنین خداحافظی تشریفات صرف نیست؛ پیامی روشن به کارکنان و مخاطبان است: خدمت صادقانه دیده میشود. اگر افتتاح کتابخانه مرکزی اراک با قدردانی از دوره ای که کتابخانه ها را زنده کرد گره میخورد، هم آن نهاد فرهنگی مشروعیت بیشتری می گرفت و هم جامعه می آموخت که فرهنگ، کتاب و مدیران فرهنگی، جایگاهی واقعی دارند.
@dohhol
من میدانم در شرایط فعلی کشور، رفتن به سراغ شهروندانِ خاطی شاید مخاطراتی را در پی داشته باشد، اما این را نمیفهمم که چرا نباید با شتابدهندهها و پشتیبانهای اباحهگری در خیابان کاری داشت؟ چرا با کسانی که در آتش این وضعیت میدمند و به خیابان دنده میدهند! برخورد نمیشود؟ آیا زور شما به فساد شبکه نمایش خانگی و کافهها و رستورانها و برخی بلاگرها و چهرههای معلومالحال نمیرسد؟
📚 «مسئله مدرسه»؛ کتابی برای پرسش از مدرسه
این کتاب مدرسه را نه یک نهاد بدیهی و حلشده، بلکه یک «مسئله» اجتماعی، فرهنگی و تاریخی میبیند. فاضلی که استاد بازنشسته انسانشناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است، با نگاهی میانرشتهای و انتقادی به سراغ لایههای مختلف نظام آموزشی رفته است.
کتاب در ۱۵ فصل تدوین شده و از موضوعاتی مثل «مرگ مدرسه یا مرگ سوژه»، «آموزش و مسئله شهروندی»، «مسئله معلمی»، «یاددهی و یادگیری در دوره بحران» و «معلمی بازاندیشانه» میگوید. فاضلی در بخشی از کتاب مینویسد که امروز نهتنها دانشآموزان از مدرسه گریزاناند، بلکه شأن و جایگاه معلم هم به نازلترین سطح خود رسیده است.
این کتابِ ۲۹۶ صفحهای، یک اثر «کمک آموزشی» به معنای معمول نیست؛ نوعی آشناییزدایی از فعل و انفعالات درون مدرسه است. فاضلی تلاش کرده به این سؤال پاسخ بدهد که «چرا آموزش مدرسهای در ایران به یادگیری اثربخش منجر نمیشود» و در ادامه، به «چه باید کرد؟»ها هم بپردازد.
چرا این کتاب برای آغاز سال تحصیلی؟
چون مهر فقط زمان خرید دفتر و کتاب نیست؛ فرصتی است برای بازاندیشی. این کتاب به درد معلمان، مدیران، والدین و هر کسی میخورد که دلش میخواهد مدرسه را نه فقط «ادارهشده»، بلکه «فهمیده» ببیند. چاپ هفتم این کتاب در سال ۱۴۰۳ به بازار نشر آمده که نشان میدهد این پرسشها همچنان زندهاند.
اگر مهر امسال را میخواهید از جنس پرسیدن شروع کنید، «مسئله مدرسه» میتواند نقطهی خوبی باشد.
💬 شما فکر میکنید مسئله اصلی مدرسههای امروز چیست؟
@Dohhol