بی خانمانی ذهن
✅2⃣ قسمت دوم
✍#سید_محمد_الحسینی
۲.تکثر زیست جهان ها و تکه و پاره شدن تجربه ها
در گذشته دنیای مردم تک صدا بود و آنچه در زندگی بکار می بردند حاصل آموزش هایی بود که در خانه و مکتب خانه یاد می گرفتند آن هم با وحدت و پیوند این دو نهاد بنیادی اما امروزه الگوهای زیادی عرضه می شود و نوجوانان به خود حق می دهند که هرکدام زودتر پاسخ گوی نیازشان باشد را انتخاب کنند ولو مخالف عقیده والدینشان هم باشد . رسانه در بروز و یا حل این شکاف نقش عمده ایدارد . هرچه ارزش های عمومی بین مردم از اشتراکات بیشتری برخوردار باشد و خود مردم در آن کنش گری بیشتری داشته باشند در برابر عوا ض منفی این عامل بیشتر واکسینه می شوند ،نمونه آن را می توان در مناسک عزاداری عاشورا و تاسوعا دید .
ادامه دارد...
@dohhol
بی خانمانی ذهن
✅3⃣ قسمت سوم
✍#سید_محمد_الحسینی
۳. افول جایگاه دین به عنوان پناهگاه معنایی و وجودی انسان
دین به عنوان مرجعی قوی و پاسخ گو در پیوند زندگی دنیوی و اخروی انسان را تبدیل به اشرف مخلوقات می کند ، اما با چه روشی ،در حوادث تاریخی گذشته حذف دین و تاریخ از مناسبات و تعاملات فرهنگی و اجتماعی انسان ها را به بی ریشگی و فقر بن مایه تبیینی کشاند .ارائه راه حل های سطحی و عمدتا مقلدانه چشم فهم و بینش انسان کنشگر را کور و اورا در جهت تکرار و تکرار و عادت تبدیل به موجودی استثمار شده ولقمه لدیدی در اختیار مستکبرین قرار داد .
آنچه از شروع مدرنیسم در تاریخ مشاهده می شود ،حذف یا تضعیف فلسفه به بهانه گسترش دانش سطحی ،حذف تاریخ به بهانه انسان اسیر در زمان اکنون و حذف دین به عنوان پیوند معرفت الهی به بهانه تقلیل زندگی به ماده بود .
این چنین انسانی همواره از نظر ذهنی بی خانمان است و هیچ گاه روی آرامش را نخواهد دید چون گوهر وجودی خود را به ثمنی ارزان فروخته
نا تمام...
@dohhol
خلاقیت در طبیعت و فطرت انسان است و جهان را زیباتر می کند . نظامدهای تربیتی و آموزشی باید این قوه از وحود انسان را گسترش دهند .
@dohhol
639.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟡ویدیوی تاریخی آلبرت انیشتین که با هوش مصنوعی از سیاه و سفید به رنگی تبدیل شده
@dohhol
با نسبت دادن هر شرارتی به فقر، آبروی فقرا را نبریم.
متاسفانه جامعه به دلایل متعدد علاقه بسیاری به عمیقتر نشان داده فاجعه دارد و هر عمل وحشیانه و غیرانسانی را با این توجیه که وضع اقتصادی بسیار خراب است، سفیدشویی میکند.
شرایط اقتصادی دشوار است. بسیاری از مردم در تامین نیازهای روزانه خود مشکل دارند اما آنکه سلاح و چاقو و قمه به دست گرفته و به مغازه و اموال دیگران دستبرد میزند یا در کوچه و خیابان گوشی و کیف از دست مردم میرباید نه فقیر بلکه اراذل و اوباش و شرور است.
بسیاری از این اشرار، خودرو و موتور و سلاحهای گران قیمت دارند و همه میدانیم که در این شرایط اقتصادی سخت هم بسیاری از مردم از طریق اسنپ و پیک موتوری و امثالهم زندگی خود را میگذارنند و طبیعتا این افراد هم به جای دزدی و کیفقاپی میتوانند روش شرافتمندانهای برای گذران زندگی انتخاب کنند.
@dohhol
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شادی روح شهید سرافراز محمد علی رجائی صلوات
این عبارت شهید را به خود بگیریم و به طعنه به سیاست مداران کنایه نزنیم .
من و ۶۰ دانشجویی که دارم
من و خانو اده ام
من و دانش آموزانم
من و همکارانم
مسئولیت مراتبی دارد و همگان مراتبی به گردنشان آویخته است همان بهتر که با شهادت این گردن آویز به تاج گلی تبدیل شود
@dohhol
این کتاب یکی از کتابهای اصلی رشته های شهر سازی است ، ببینید راجع به اراک چه نوشته؟...
@dohhol
خَلق خیالی و کار گروهی: رویکرد جذاب برای اعتماد به نفس دانشآموزان
👥 راه مؤثر ی برای ایجاد همکاری وجود دارد؛ به دانشآموزان بگوئید که آنچه را که در واقعیت نمیتوانید به آنها آموزش دهید، در خیال خودشان بسازند.
🎨 به عنوان مثال، خانم معلّم کلاس چهارم، داستانی با عنوان «پنج برادر دینی» برای بچهها خواند. هر یک از دانشآموزان میبایست تصویر آنچه از این پنج برادر شنیدهاند را ترسیم کنند و سپس به صورت مسابقه دویدند و نقاشیهایشان را بالای سر خود نگه داشته و به این ترتیب کسی بلندتر از دیگری داد میزند تا شاید در رقابت با دیگران پیروز شود و توجه خانم معلّم را به خود جلب کند.
اولین انگیزه ناگهانی خانم معلّم، این بود که با فریاد بگوید: "بتمرگید! من که دویست تا چشم ندارم، اگر از جایتان بلند شوید، وای به حالتان! کسی هم مرا صدا نکند!" و حرفهای دیگری از این قبیل.😡
💡اما خانم معلّم این بار، از این حرفها نزد در عوض، به آنها گفت: "دلم میخواست همة نقاشیهایتان را با هم ببینم. شاید شما بتوانید به همدیگر کمک کنید. هر کس با بغلدستی خودش تبادل نظر کند، من هم سر میزنم و نظرم را میگویم." بچهها آرام شدند و تنها صدایی که به گوش میرسید، زمزمهها و پچپچهای هیجانزدهشان بود. کار گروهی موفقی از آب درآمد.
😊 خانم معلّم با رفتار مهربان و ملایم خود، میان دانشآموزان، حس همکاری را پدید آورد. او از امر و نهی کردن خودداری کرد و دستور نداد. او چیزی را که نمیتوانست عملی به آنها بدهد، با استفاده از شیوهای نمادین داد و از این طریق باعث شد که کار گروهی به وجود آید و دانشآموزان بتوانند اعتماد به نفس پیدا کنند.