یک شب سر نماز سجده اش خیلی طولانی شد و حسابی گریه کرد.بلندش کردم.گفتم"مامان تو را به خدا این همه گریه نکن. آخر تو چه ناراحتی ای داری؟"
با چشمهای مشکی و قشنگش که از زور گریه سرخ شده بود،گفت "مامان من برای #امام گریه میکنم،امام تنهاست،به امام خیلی فشار می آید،بخاطر جنگ،مملکت خیلی مشکل دارد،امام بیشتر از همه غصه می خورد."
برای من که مادر زینب بودم و خودم عاشق امام بودم،این حرف ها سنگین بود.از اینکه زینب این همه می فهمید و رنج می برد،داغ شدم. کاش زینب این همه نمی فهمید...
#راز_درخت_کاج
#شهید_زینب_کمایی
#شهید_زینب_کمایی : من در خواب درک کردم که جبهه من، شهر من و کار من، دشمنی با دشمنان خداست.
هر وقت براتون مقدور بود خواهشم اینه که یه #زیارت_عاشورا هدیه به #شهید_زینب_کمایی بخونید.ممنون♥️
هدایت شده از دختر آسـمانـی
یک شب سر نماز سجده اش خیلی طولانی شد و حسابی گریه کرد.بلندش کردم.گفتم"مامان تو را به خدا این همه گریه نکن. آخر تو چه ناراحتی ای داری؟"
با چشمهای مشکی و قشنگش که از زور گریه سرخ شده بود،گفت "مامان من برای #امام گریه میکنم،امام تنهاست،به امام خیلی فشار می آید،بخاطر جنگ،مملکت خیلی مشکل دارد،امام بیشتر از همه غصه می خورد."
برای من که مادر زینب بودم و خودم عاشق امام بودم،این حرف ها سنگین بود.از اینکه زینب این همه می فهمید و رنج می برد،داغ شدم. کاش زینب این همه نمی فهمید...
#راز_درخت_کاج
#شهید_زینب_کمایی
نمیدونم چرا امروز اول صبح یاد این شهید عزیز افتادم 😊
#الحمدلله
یه #صلوات هدیه میکنید به روح مطهر #شهید_زینب_کمایی ؟