eitaa logo
💫دختران‌دهه‌هشتادي💞
175 دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
1.8هزار ویدیو
37 فایل
شهر‌بی‌یار‌مگر‌ارزش‌دیدن‌دارد؟ اللهم‌عجل‌لولیک‌الفرج🍃🌸 قدمی‌هرچندکوچک‌برای‌یاری‌ات‌برداشتیم صحبتی‌باما:) https://harfeto.timefriend.net/17175964840313 کپی‌باذکرصلوات‌برای‌فرج‌وسلامتی‌اقا رگباری‌نباشه‌لطفا🌸 هرچندفرواردقشنگ‌تره؛)
مشاهده در ایتا
دانلود
🕊 جلوۍمن‌حرکت‌مـےکرد‌که‌پام‌رو‌گذاشتم پشت‌پاشنه‌اش‌وناخواسته‌کف‌کفشش‌جدا شد.اتفاق‌عجیب‌غریبـےبود؛توۍگشت‌پشت عراقیا‌وپونزده‌کیلومتر‌مسیر‌بازگشت‌تا‌مقر خودۍ!ازسر‌شرم‌گفتم:علـےآقابیاکفش‌من‌رو بپوش.باخوش‌رویـےنپذیرفت.🙁 راه‌به‌اتمام‌رسیده‌بودواون‌مسیر‌پر‌از‌سنگلاخ و‌‌خاروخاشاک‌رو‌لنگ‌لنگان‌اومده‌بود؛بـےهیچ اعتراضـے.به‌مقر‌که‌رسیدیم‌چشمام‌به‌تاول‌ها وزخم‌پاش‌افتاد.زبونم‌از‌خجالت‌بند‌اومده اون‌هم‌این‌حس‌رو‌در‌من‌فهمیدو‌زبون‌به‌تشکر بازکرد.حالاهم‌شرمنده‌بودم‌هم‌متعجب‌😮 پرسیدم:چراتشکر؟! گفت: چه‌لذتـےبالاتر‌از همدردۍبا‌اسیران‌کربلا💔! وادامه‌داد: شماسبب‌توفیق‌بزرگـےبراۍمن‌شدید.تمام‌ این‌مسیر‌براۍ‌من‌روضه‌بود؛روضه‌یتیمان‌ اباعبدالله؛اشک‌چشمام‌روپر‌کرد! 📚 🌹 @dokhtaran_dahehashtadi
🕊 شرهانـےبودیم؛خادم‌آنجاتافهمیداز یزدآمده‌ایم‌ذکرخیرمحمدحسین‌راپیش‌ کشید!فکرمےکردیزدۍ‌است‌.گفت‌:من‌از‌ بچه‌هاۍیزدخاطره‌خوبـےدارم،خادمـے داشتیم‌که‌از‌همه‌خوش‌روتر‌ومهربان‌تربود هرشب‌توۍیادمان‌شرهانـےروضه‌مےگرفت؛مفصل‌هم‌عزادارۍمےکرد.پشت‌لباسش‌هم‌ نوشته‌بود : منم‌گداۍفاطمه!(:✨ 📚 🌹 @dokhtaran_dahehashtadi
🌹 🕊 • نان‌سنگڪ‌گرفتہ‌بودیم‌🥖 • ومےآمدیم‌طرف‌خوابگاه.🛏 • چندتا‌سنگ‌بہ‌نانها‌چسبیده‌بود. • مصطفے‌ڪندشان‌و‌برگشت‌سمت‌نانوایـے.🚶🏻 • مےگفت:بچہ‌ڪہ‌بودم، • یہ‌بار‌نون‌سنگک‌خریدم، • سنگ‌هاش‌رو‌خوب‌جدا‌نڪرده‌بودم؛☹️ • بهش‌چسبیده‌بود. خونہ‌ڪہ‌رسیدم، • بابام‌سنگ‌ها‌رو‌جداڪرد‌داد‌دستم، • گفت‌برو‌بده‌بہ‌شاطر. 🌱 • نونواها‌بابت‌اینا‌پول‌میدن ♥️ @dokhtaran_dahehashtadi