eitaa logo
『 دختࢪاݩ زینبـے 』
968 دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
3.2هزار ویدیو
430 فایل
بسم‌تعالے^^ [شھدآ،مآروبه‌اون‌خلوتتون‌راهےبدین!💔:) ـ خاک‌پاۍنوکراۍمادر! مجنـون‌شده.. عاشق‌اهل‌بیت¡ ‌سایبرۍکانال↯ @sayberi_313 پشت‌جبهہ↯ @jebhe00 متحدمونہ️‌↯ @Nokar759 @Banoyi_dameshgh کپے! ‌صلوات‌براآقامون‌ ودعابراۍبنده‌حقیر
مشاهده در ایتا
دانلود
. همیشه لباس کهنه می‌پوشید. آخرش اسمش پایِ لیستِ دانش‌آموزان کم بضاعت رفت..🤦🏻‍♂ . مدیر مدرسه دایی‌اش بود. همان‌روز عصبانی به خانه‌خواهرش رفت‌..🚙 . مادرِ عباس، برادرش را پای کمد برد و ردیف لباس‌ها و کفش‌هایِ‌نو را نشانش داد..🤐 . گفت عباس می‌گوید دلش را ندارد که پیشِ‌دوستانِ‌نیازمندش اینها را بپوشد..💔 . 🌱
༺🌹﷽🌹༻ _عشق❤️ همیشه لباس کهنه می‌پوشید. آخرش اسمش پایِ لیستِ دانش‌آموزان کم بضاعت رفت.. مدیر مدرسه دایی‌اش بود. همان‌روز عصبانی به خانه‌خواهرش رفت‌..🚙 مادرِ عباس، برادرش را پای کمد برد و ردیف لباس‌ها و کفش‌هایِ‌نو را نشانش داد.. گفت عباس می‌گوید دلش را ندارد که پیشِ‌دوستانِ‌نیازمندش اینها را بپوشد..💔
──|🛩🤞🏼|── همیشه‌لباس‌کهنه‌می‌پوشید . سرآخراسمش‌پای‌لیست‌دانش‌آموزان‌ کم‌بضاعت‌رفت .🚶🏿‍♂ مدیرمدرسه‌دایۍاش‌بود .✨ همان‌روزعصبانی‌به‌خانه‌خواهرش رفت‌. مادرعباس،برادرش‌راپای‌ڪمدبردو‌ردیف لباس‌هاوکفش‌های‌نورانشانش‌داد .!' گفت‌عباس‌مےگویددلش‌راندارد پیش‌دوستان‌نیازمندش‌اینهارابپوشد((: 💚!
یک‌تکه‌جواهر‌نورید‌شما💔 استوره‌غیرت‌و‌غرورید‌شما🌿 رفتید‌اگر‌چه‌زود‌بر‌میگردید💔 زیرا‌که‌ذخیره‌ظهورید‌شما🌿 🌱
『 دختࢪاݩ زینبـے 』
یک‌تکه‌جواهر‌نورید‌شما💔 استوره‌غیرت‌و‌غرورید‌شما🌿 رفتید‌اگر‌چه‌زود‌بر‌میگردید💔 زیرا‌که‌ذخیره‌ظهورید‌
💌🖇 _______________________ ظهر یک روز شهید بابایی آمد قرارگاه تا به اتفاق هم برای نماز جماعت به مسجد قرارگاه برویم. ایشان موی سر خود را چون سربازان تراشیده و لباسی خاکی بسیجی پوشیده بود. وقتی وارد مسجد شدیم به ایشان اصرار کردم به صف اول نماز برویم ولی ایشان قبول نکرد و در همان میان ماندیم، چرا که ایشان سعی می کرد ناشناخته بماند. در نماز حالات خاصی داشت مخصوصا در قنوت. در برگشت از نماز رفتیم برای نهار. اتفاقا نهار آن روز کنسرو بود و سفر ساده ای پهن کرده بودند. ایشان صبر کرد و آخر از همه شروع به غذا خوردن کرد. وی آنچنان رفتار می کرد که کسی پی نمی برد که با فرمانده عملیات نیروی هوایی ارتش، عباس بابایی روبه روست. بیشتر وانمود می کرد که یک بسیجی است. (راوی: سرلشگر رحیم صفوی) 🌱
『 دختࢪاݩ زینبـے 』
یک‌تکه‌جواهر‌نورید‌شما💔 استوره‌غیرت‌و‌غرورید‌شما🌿 رفتید‌اگر‌چه‌زود‌بر‌میگردید💔 زیرا‌که‌ذخیره‌ظهورید‌
📒📌 ________________________ نام: عباس بابایی محل‌تولد: قزوین تاریخ‌تولد: ۱۳۲۹/۹/۱۴ تاریخ‌شهـادت: ۱۳۶۶/۵/۱۵ محل‌شهادت: منطقه‌عملیاتی‌سردشت آدرس‌مزار: گلزارشهدای‌شاهزاده‌حسین‌قزوین وضعیت‌تاهل: متاهل با سه فرزند تحصیلات:👇🏻🌿 وی دوره ابتدایی را در دبستان «دهخدا» و دوره متوسطه را در دبیرستان «نظام وفا» گذراند. پس از گرفتن دیپلم، در سال ۱۳۴۸ در رشتهٔ پزشکی پذیرفته شد، اما به دلیل علاقه به خلبانی، داوطلب تحصیل در رشته خلبانی نیروی هوایی شد و پس از گذراندن دوره مقدماتی برای تکمیل تحصیلاتش در سال ۱۳۴۹ به آمریکا اعزام گشت. شهادت:👇🏻🌿 عباس بابایی پس از ۶۰ مأموریت جنگی موفق، در صبح روز ۱۵ مرداد سال ۱۳۶۶، مصادف با روز عید قربان، همراه با سرهنگ علی محمد نادری به منظور شناسایی منطقه و تعیین راه کار صحیح اجرای عملیات، با یک فروند هواپیمای اف–۵ از پایگاه هوایی تبریز به پرواز درآمدند و وارد آسمان عراق شدند. بابایی و نادری پس از انجام دادن مأموریت، به هنگام بازگشت، در منطقه عملیاتی سردشت در ۱۵ مرداد ۱۳۶۶ مورد هدف شلیک توپ ضدهوایی شیلکا ۲۳ میلی‌متری پدافند خودی سپاه پاسداران قرار گرفتند و بابایی که در کابین عقب حضور داشت از ناحیه سر مجروح و بلافاصله به شهادت رسید. وصیت‌نامه: 👇🏻🌿 خدايا، خدايا، تو را به جان مهدی (عج) تا انقلاب مهدی (عج) خمينی را نگهدار. به خدا قسم من از شهدا و خانواده شهدا خجالت می‌کشم وصيت‌نامه بنويسم. حال سخنانم را برای خدا در چند جمله ان شاءالله خلاصه می‌کنم. خدايا مرگ مرا و فرزندان و همسرم را شهادت قرار بده . 🌱