#خاطرات📜
────
اردویِ جهادی بودیم، ساعت ۹صبح بود
که به روستای تلمادره رسیدیم.
بخاطر باریدن برف، هوا به شدت سرد بود..!
متوجهشدم که محمد بلباسی
درحال بازکردن بندِ پوتینش است
با تعجب پرسیدم: چکار میکنی..؟!
گفت: میخواهم وضو بگیرم
گفتم: الان ۹صبح، چهوقتِ وضو گرفتنه،
اونم تو این سرما..!
محمد وضو گرفت و همینطور که
جورابش را میپوشید گفت:
علامه حسنزاده میگه:
تمومِ محیطزیست و تموم موجوداتِ عالم،
مثل گیاهان و دریاها، همه پاک و مطهر هستند؛
پس ما هم که داریم به عنوان یک موجود زنده
روی این کرهخاکی راه میریم باید
پاک و مطهر باشیم و به زمین صدمه نزنیم..:)
─────
#شهید_محمد_بلباسی🌿
#خدا
#خاطره
خیلی ساکت و مظلوم بود. خیلی هم نظم داشت،
هر وقت از مدرسه میآمد خانه، اولین کاری که میکرد پلهها را تمیز میکرد و کفشها را دستمال میکشید،
بعد دستهایش را میشست و جلوی آفتاب خشک میکرد.
بسیار کمک حال من بود طوری که وقتی مهمان میآمد لذت میبردم از اینکه همه چیز یکدست و سفره منظم چیده شده.
خودش غذا نمیخورد تا مهمانها غذایشان تمام شود».
راوی :مادر شهید
#شهید_محمد_بلباسی
#شهیدانه
~🕊
🌿و سلام بر او ڪه مے گفت(:
«اونقدر خودمونُ درگیر القاب و عناوین ڪردیم
ڪه یادمون رفته همه با هم برادریم
و باید ڪنار هم بارے از روی
دوش مردم برداریم»
#شهید_محمد_بلباسی♥️
ᵈᵒᵏʰᵗᵃʳᵃⁿᶻᵉᶦⁿᵃᵇᶦ⁰⁰🌿