شهید این هفته مون😍❤️
شهید احمدعلی نیّری🌹✨
#معرفی_شهید
#شهید_احمدعلی_نیری
دخترونـــــ☀️ـــــه خاص
https://eitaa.com/joinchat/2602238003C2649197f69
🌱بسم الله الرحمن الرحیم🌱
احمد آقا در سنین نوجوانی الگوی کاملی از اخلاق و رفتار اسلامی شد.✨ هر کاری که می کرد یقینا در دستورات دینی به آن تأکید شده بود.
یکی از ویژگی های خاص ایشان احترام فوق العاده به پدر و مادرش بود👌🏻. به طوری که هر بار مادرش وارد اتاق میشد ایشان حتما به احترام مادر از جا بلند می شد.😇 احمد آقا ادب را از استاد خود ، آیت الحق حاج آقا حقشناس ، فرا گرفته بود.
همیشه در سلام کردن پیشقدم بود.🌸 حتی در مقابل بچه های کوچک.
هیچ گاه ندیدیم که احمد در کوچه و خیابان چیزی بخورد🤔. می ترسید کسی که ندارد و مشکل مالی دارد ببیند و ناراحت شود.😔 احمد آقا هر چه پول توجیبی از پدرش می گرفت یا هر چه که کار کرده بود را خرج دیگران می کرد💵. بخصوص کسانی که می دانست مشکل مالی دارند.
بارها شده بود که احمد آقا در مسجد برای ما صحبت می کرد و بچه ها یکی یکی به جمع ما وارد می شدند . ایشان با تواضع جلوی پای همه ی این بچه ها بلند می شد و به آنها احترام می کرد.☺️
خانوادهی آنها نسبتا ثروتمند بود.💰 پدرش از خارج از کشور برای او یک کتانی بسیار زیبا آورده بود؛👟🤩 آن موقع این چیزها اصلا نبود. احمد همان شب را به مسجد آورد و به من نشان داد. میدانست که خانواده ما بضاعت مالی چندانی ندارد. برای همین اصرار داشت که من آن کتانی را بردارم . می گفت:" من یک کتانی دیگر دارم."😊✨
راوی: دوستان شهید
منبع: کتاب عارفانه🌹
شادی روح شهدا صلوات💝
#شهیدانه
#شهید_احمدعلی_نیری
دخترونـــــ💎ـــــه خاص
https://eitaa.com/joinchat/2602238003C2649197f69
🌱بسم الله الرحمن الرحیم🌱
همیشه یک لبخند ملیح بر لب داشت😊. از این جوان خیلی خوشم می آمد. خیلی با محبت بود💗. خیلی با ادب بود.🌸 وقتی در کوچه و خیابان او را میدیدم خیلی لذت میبردم.😍
آن ایام با اینکه پدرم همیشه به مسجد می رفت اما من این گونه نبودم. تا اینکه یک روز پدرم من را با خودش به مسجد برد و دستم را در دست همان جوان قرار داد🤝و گفت: احمد آقا اختیار این پسرم دست شما! بعد به من گفت: هر چی احمد آقا گفت گوش کن. هر جا خواستی با ایشان بری اجازه نمی خواد و خلاصه ما را تحویل احمد آقا داد.
برای من یک نکته عجیب بود!🧐 مگر پدرم چه چیزی دیده بود که این گونه اختیار من را به یک جوان شانزده یا هفده ساله می سپرد؟!🤔
چند شب از این جریان گذشت.🌙 من هم مسجد نرفتم.😕 یک شب دیدم درب خانه را می زنند🚪. رفتم در را باز کردم . تا سرم را بالا کردم با تعجب دیدم احمد آقا پشت در است.😳 تا چشمم به ایشان افتاد خشکم زد!😥 یک لحظه سکوت کردم . فکر کردم اومده بگه چرا مسجد نمیای؟ گفتم : سلام احمد آقا ، به خدا این چند روز خیلی کار داشتم، بیخشید.😢
همین طور که لبخند به لب داشت گفت:" من که نیومدم بگم چرا مسجد نمیای ، من اومدم حالت رو بپرسم . آخه دو سه روزه ندیدمت.☺️
خیلی خجالت کشیدم . چی فکر می کردم و چی شد!
گفتم : ببخشید از فردا حتما میام.
دو سه روز دیگه گذشت. در این سه روز موقع نماز دوباره مشغول بازی بودم و مسجد نرفتم.😕
یک شب دوباره صدای درب خانه آمد . من هم که گرم بازی بودم دوباره دویدم سمت درب خانه . تو فکر هر کسی بودم به جز احمد آقا. تا در را باز کردم از خجالت مُردم . با همان لبخند همیشگی من را صدا کرد و گفت:" سلام حسین آقا."
حسابی حال و احوال کرد . اما من هیچی نگفتم ، فهمیده بود از نیامدن به مسجد خجالت کشیده ام . برای همین گفت:" بابا نیومدی که نیومدی ، اومدم احوالت رو بپرسم خلاصه آن شب گذشت.
فردا شب زودتر از اذان رفتم مسجد. و این مسجد رفتن همان مسجدی شدن ما همان.😇👑
راوی: حسین حسن زاده
منبع: کتاب عارفانه🌹
شادی روح شهدا صلوات💝
#شهیدانه
#شهید_احمدعلی_نیری
دخترونـــــ🌸ـــــه خاص
https://eitaa.com/joinchat/2602238003C2649197f69
🌱بسم الله الرحمن الرحیم🌱
بیشترین مطلبی که از احمد آقا میشنیدیم، درباره خودسازی بود.💪🏻
یک بار به همراه چند نفر از بچه ها دور هم نشسته بودیم. احمد آقا گفت:" بچه ها ، کمی به فکر اعمال خودمان باشیم." بعد گفت:" بچه ها یکی از بین ما شهید خواهد شد. خودسازی داشته باشیم تا شهادت قسمت ما هم بشود."🌹 بعد ادامه داد:" بچه ها ، حداقل سعی کنید سه روز از گناه پاک باشید.✨ اگر به روز مراقبه و محاسبهی اعمال را انجام دهید حتما به شما عنایاتی می شود."
بچه ها از احمد آقا سؤال کردند: چی کار کنیم تا ما هم حسابی به خدا نزدیک شویم؟ احمد آقا گفت:" چهل روز گناه نکنید . مطمئن باشید که گوش و چشم شما باز خواهد شد." و این اشاره ای به همان حدیث معروف است که می فرماید : هر کس چهل روز اعمالش برای خدا خالص باشد خداوند چشمه های حکمت را بر زبان او جاری خواهد کرد.✨🌸
راوی: استاد محمدشاهی
منبع: کتاب عارفانه🌹
شادی روح شهدا صلوات💝
#شهیدانه
#شهید_احمدعلی_نیری
دخترونــــ🥀ــــــه خاص
https://eitaa.com/joinchat/2602238003C2649197f69
🌱بسم الله الرحمن الرحیم🌱
با چند نفر از رفقا راهی قم شدیم. بعد از زیارت به همراه احمد آقا و دوستان به خانه ی یکی از رفقا رفتیم و شب را ماندیم. نیمه های شب بود که احمد آقا بیدار شد.🌙 من هم بیدار شدم ولی از جای خودم بلند نشدم!👀
احمد آقا می خواست برای نماز وضو بگیرد اما احساس کرد این کار باعث اذیت صاحبخانه می شود🙁. لذا قرآن را برداشت و در گوشه ای از اتاق مشغول خواندن قرآن شد. او بیداری در سحر را حفظ کرد ولی بر خلاف همیشه نماز شب نخواند!😦 و من این رفتار او را مشاهده می کردم. بعد هم که اذان را گفتند و رفقا بیدار شدند وضو گرفتیم و نماز را خواندیم.🤲🏻
روز بعد با ایشان صحبت می کردم . به دلیلی صحبت از سحرگاه و قرآن خواندن احمد آقا شد ایشان به من گفت:" من به خاطر رعایت حال صاحبخانه نتوانستم وضو بگیرم و نماز شب بخوانم، اما خداوند به واسطه ی قرائت قرآن در آن سحر گاه پاداش عظیم و تأثیرات عجیبی به من داد."⭐️
رفتار احمد آقا و این حکایت او برای من عجیب بود . او در آن سحرگاه بدون وضو مشغول قرآن شد و از عنایات خدا به خودش صحبت می کرد! او به خاطر خدا نخواست که صاحبخانه اذیت شود و خدا این گونه مزدش را داده بود...👑
راوی: دوستان شهید
منبع: کتاب عارفانه🌹
شادی روح شهدا صلوات💝
#شهیدانه
#شهید_احمدعلی_نیری
🌸دخترونــــــــــه خاص🌸
https://eitaa.com/joinchat/2602238003C2649197f69
تلاوت میکنیم صفحات ۱۹ و ۲۰ قرآن کریم رو به نیت شهید احمدعلی نیّری🌹❤️✨
#تلاوت_قرآن_بهنیت_شهدا
#شهید_احمدعلی_نیری
⭐️دخترونــــــــــه خاص⭐️
https://eitaa.com/joinchat/2602238003C2649197f69
🌱بسم الله الرحمن الرحیم🌱
احمد آقا توسل به اهل بیت (ع) خصوصا کشتی نجات آقا ابا عبدالله (ع) را بهترین وسیله برای تقرب به پروردگار و محو گناهان می دانست.✨ برای همین به بنده امر می کرد که برای بچه ها مداحی کنم.🎤
هر بار که به زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) می رفتیم به من می گفت همین جا روبه روی حرم بنشین و برای بچه ها بخوان.🤲🏻
در دستنوشته های احمد آقا به این امر مهم بسیار سفارش شده.👌🏻 حتی توصیه می کرد که برای از بین رفتن تاریکی قلب و روح ، متوسل به شهید کربلا شوید.🥀🖤
بارها شنیده بودم که می گفت:" در مجالس عزای سیدالشهدا نوری وجود دارد که منشا آن حرم مطهر آقاست. در این مجالس گویی خود حضرت در کنار در می ایستد و از میهمانان خود پذیرایی می کند."⭐️🌹
از دیگر معصومین ، که احمد آقا زیاد به ایشان متوسل می شد ، وجود نازنین صدیقه کبری حضرت زهرا (س) بود. نام مبارک ایشان همیشه بر زبان احمد آقا جاری بود.🌷
راوی: استاد محمدشاهی
منبع: کتاب عارفانه🌹
شادی روح شهدا صلوات💝
#شهیدانه
#شهید_احمدعلی_نیری
دخترونــــــ🌿ــــه خاص
https://eitaa.com/joinchat/2602238003C2649197f69
عکس نوشته شهدایی😇✨
#شهیدانه
#شهید_احمدعلی_نیری
💫دخترونــــــــــه خاص💫
https://eitaa.com/joinchat/2602238003C2649197f69
🌱بسم الله الرحمن الرحیم🌱
هنوز هوا روشن نشده بود که به ما دستور دادند برگردید. گردان دیگری برای ادامه کار جایگزین ما شد. وقتی که شدت آتش☄ دشمن کم شد ، آنها که سالم بودند از سنگرها بیرون آمدند.
در مسیر برگشت، نگاهی به جمع بچه ها کردم👀. آنها که باز می گشتند کمتر از شصت نفر بودند! یعنی نفرات گردان سیصد نفره ما در کمتر از چند ساعت به یک پنجم رسید؟!😰
همین طور که به عقب بر می گشتیم به سنگرهای تیربار دشمن رسیدیم. جایی که از همان جا کار را شروع کردیم. جنازه تیربارچی عراقی روی زمین افتاده بود😬. از آنجا عبور کردیم . هنوز چند قدمی دور نشده بودم که در کنار جاده پیکر یک شهید جلب توجه کرد!🤭 جلو رفتم. قدمهایم سست شد...
کنار پیکرش نشستم. 🥀 هنوز عینک👓 بر چهره داشت. در زیر نور ماه🌙 خیلی نورانی تر شده بود. خودش بود. برادر نیری. همان که از همه ما در معنویات جلوتر بود✨. همان که هرگز او را نشناختیم.
کمی که عقب تر آمدم پیکر مهدی خداجو را دیدم. بعد طباطبایی( مسئول دسته ). بعد میرزایی ، خدای من چه شده؟!😥 همه بچه های دسته ما رفته اند . گویی فقط من مانده ام!
نمیدانید چه لحظات سختی بود . وقتی به ارودگاه برگشتیم سراغ بچه های دسته را گرفتم . از جمع سی نفره ما که سه ماه شب و روز با هم بودیم فقط هشت نفر برگشته بودند! نمی دانید چه حال و روزی داشتم. یاد صحبت های مسئول دسته افتادم که می گفت: شهادت را به هر کسی نمی دهند. باید التماس کنی.
بعدها شنیدم که یکی از بچه ها گفت: برادر نیری وقتی گلوله خورد روی زمین افتاد. بعد بلند شد و دستش را روی سینه نهاد و گفت:" السلام علیک یا اباعبدالله" ... بعد روی زمین افتاد و رفت.🥀🖤...
راوی: رحیم اثنی عشری
منبع: کتاب عارفانه🌹
شادی روح شهدا صلوات💝
#شهیدانه
#شهید_احمدعلی_نیری
☔️ دخترونــــــــــه خاص☔️
https://eitaa.com/joinchat/2602238003C2649197f69
🌱بسم الله الرحمن الرحیم🌱
حضرت امام در جمله ی بسیار مهم و زیبایی می فرمایند: ... این قبور شهدا❤️ تا ابد دارالشفا خواهد بود. یعنی راه را به آیندگان نشان می دهند که برای حل مشکلات دین و دنیای خود به سراغ چه کسانی بروید.🌸
احمد آقا تا زمانی که زنده بود مانند یک طبیب به دنبال بندگان خدا بود تا دست آنها را بگیرد و راه آسمان را به آنها نشان دهد☀️. خداوند هم شهدا را زنده خطاب کرده . پس او اکنون هم به دنبال هدایت است. اگر کسی در این دوران هم به سراغ او برود يقينا دست خالی برنمی گردد✨. بسیاری از رفقا و شاگردان احمد آقا هرگز فکر نمی کنند که او در بین ما نیست. مثل قبل از او یاد می کنند.❤️ برای بچه ها و دوستان و آشنایان از احمد آقا می گویند و...
من تا روزهای آخر همیشه همراه احمد آقا بودم . به یاد دارم یک روز از مریضی مادرم به احمد آقا شکایت کردم. گفتم: هر کاری کردیم مادرم خوب نشده. دکترها جوابش کردن😢. و بعد گریه ام گرفت😭.
احمد نگاه خاصی به چهره ی من انداخت و گفت:" ناراحت نباش ، مادرت خوب میشه! فردای آن روز مادرم خوب شد😯! مادرم دیگر دچار بیماری نشد تا یک سال بعد. سال بعد و در روزهای آخری که با احمد آقا بودیم دوباره رفتم به سراغ احمد آقا . به خاطر مریضی مادرم ناراحت بودم . لبخندی زد و گفت : خوب میشه ان شاء الله☺️. و بعد به طرز عجیبی مادرم خوب شد!
یک سال از شهادت احمد آقا گذشت🥀. دوباره مریضی مادرم برگشت. حال مادرم بسیار بدتر شده بود . این بار رفتم سر مزار احمد آقا در بالای قبر شهید چمران . گفتم: احمد آقا فدات بشم . این بیماری مادر ما شده یک سال یک سال! شما زنده ای و از همه چیز خبر داری . شما از خدا بخواه که این مریضی مادرم برای همیشه حل بشه.
این را گفتم و برگشتم . احساس می کردم که دوباره احمد آقا لبخندی زده و گفته خوب میشه ان شاء الله!😊
مادرم فردای آن روز خوب شد . همه ی پزشکان از مادرم قطع امید کرده بودند اما به دعای احمد آقا مادرم شفا یافت. مادرم با گذشت سال ها از آن ماجرا دیگر دچار مریضی نشد!🌹🍃
راوی: یکی از دوستان شهید
منبع: کتاب عارفانه🌹
شادی روح شهدا صلوات💝
#شهیدانه
#شهید_احمدعلی_نیری
دخترونــــ⭐️ــــــه خاص
https://eitaa.com/joinchat/2602238003C2649197f69