فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
«🤍🌸»
#استوری|storყ
"تصور کن خدا
با اینهمه عظمت
دوستت داره...♥️:)🦋"
#استادپناهیان✨🗣
ـ ـ ـ ـــــ𑁍ـــــ ـ ـ ـ
دخترونه♡
👉🏻{• @dokhterone •}
هدایت شده از -دختران امام زمانے-
https://abzarek.ir/service-p/msg/603761
نظری درخواستی بود در خدمتیم🌹
https://eitaa.com/joinchat/1160249525C3151e8d2cc
زاپاسمونه حتما عضو باشید رفقا👆🏻💕
1_13042994.mp3
2.34M
آدما باهم متفاوتاند :)💛"
قضاوت ممنو؏🚫
#استادپناهیاݧ📗
دخترونه♡
👉🏻{• @dokhterone •}
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
چطوری تو روی اقا نگاه کنم؟؟💔💔
*استاد رائفی پور*
•▪︎•چرا به امام زمان سیلی زدم 💔
دخترونه♡
👉🏻{• @dokhterone •}
15.07M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #کلیپ_صوت_مهدوی
💽 🔺 اگر میخوای مهدی (عج) رو ببینی...
🎤 #استاد_عالی
#نشرمطالب_صدقه_جاریه_است
کاربه عشق امام زمان
دخترونه♡
👉🏻{• @dokhterone •}
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•▪︎•سه مانع بزرگ برای دیدن امام زمان!)
●○دنیا زنده شده ایم-)💔
■□رابطه . . .
#شادیدلمهدیصلوات
دخترونه♡
👉🏻{• @dokhterone •}
#استورۍ📲🌱
روزشمارولادتامامرضا(؏)😍🌸!
دخترونه♡
👉🏻{• @dokhterone •}
[کتاب دختران آفتاب😌💕]
فصل یک
#پارت_دوازدهم
_حالا فهمیدید چرا من از کارتون خوشم نمی آد؟!برای اینکه این کار لعنتی،شما رو از ما جدا کرده؛مادرم رو از من گرفته،مادرم رو از پدرم جدا کرده،حالا هم داره باعث از هم پاشیده شدن کامل خانواده مون میشه.
مادر لبخند تمسخر آمیزی زد،و جمله اولش را به آرامی گفت:
_نه دختر!اشتباه تو همین جاست!
و بعد از ان بود که او هم فریاد زد:
_مسئله کار من فقط بهانه است!بهانه!پشت اون چیز های خیلی مهم تری هم هست که سال هاست تو دل هامون مخفی بوده و ما ندیده گرفته بودیمش.اما حالا وقتشه که هر کس تکلیف خودش و روشن کنه.اون پدر خود خواهت باید بفهمه که یه من ماست،چقدر کره داره.
من از جایم بلند شدم.مادر داشت ادامه می داد:
_باید بفهمه که منم برای خودم شخصیت دارم .برای خودم کسی هستم.
چیزی دلم را چنگ می زد.مادر هنوز هم حرف می زد:
_باید بفهمه منم وجود دارم.منم هستم.منم برای خودم حق تصمیم گیری دارم.دیگر طاقت نیاوردم.نه فریادی کشیدم نه جیغی،صدایم حتی آهسته تر و فرو خورده تر از همیشه بود بغضی ته گلویم باعث می شد صدایم درست از حنجره خارج نشود.
_باشه مادر!باشه!هر جور که دوست دارید،رفتار کنید.شما برید دنبال کار و شهرتتون.پدر هم بره دنبال رفقاش و کامپیوترش!...اصلا یه کبریت بردارید با یه کمی بنزین،هم زندگی تون هم من رو آتیش بزنید.این طوری هر دوتون راحت می تونید به علاقه هاتون برسید.
جمله آخر را موقعی گفتم که تقریبا در حال دویدن بودم.با چنان سرعتی از مادر دور شدم که هاج و واج ماند.حتی بر نگشتم تا نگاهی به پشت سرم بیندازم.
بیرون از پارک نفسی تازه کردم و دوباره راه افتادم؛این بار آهسته تر و بی هدف تر.جایی برای رفتن نداشتم.خانمان که خالی بود ، پس چرا به خانه بروم؟!مادر که به خانه مادربزرگ می رود.پدر هم یا در شرکت است یا با رفقایش در گردش!چرا فقط......
دخترونه♡
👉🏻{• @dokhterone •}