eitaa logo
-دختران امام زمانے-
1.2هزار دنبال‌کننده
9.3هزار عکس
2.1هزار ویدیو
214 فایل
-رسم تقدیر چنین است و چنین خواهد بود می رودعمر ولی،خنده به لب باید زیست:)) - اینجا؟ . دل‌نوشته های ِچندتا دختر ِدهه ِهشتادی 🤍 . کپے حـلالت رفیق🌿 [ وقف ِآقای ولی عصر ِ] هـر آنچـه که باید بدانے . https://eitaa.com/joinchat/1160249525C3151e8d2cc
مشاهده در ایتا
دانلود
جـٰانـٰانِ: «عِـ ـشـِ ـقِ قِـ ـرِ ـمِـ ـزِ مَـ ـنِ🫀🍫» Part.. از زبان میلاد: نفس کشیدن برام سخت شده بود...! چند بار، با مشت به قفسه سینم کوبیدم! حالم از خودم بهم می خورد. ایران حق داشت بهم بگه بی عرضه ام!:) اره حق داشت...حق داشت! من آشغال حتی نتونستم از عشقم محافظت کنم و پر پر شدندش رو با چشم هام دیدم...!:) حق میدادم اطرافیانم مخصوصا رامین و ساره ازم متنفر باشند چون من بودم که باعث مرگ دختر شون شدم.!:) اره...من... بودم... منِ آشغال پست فطرت بودم.!:) کاش من میمردم عوض دلبرکم! روزی هزار بار آرزوی مرگ برای خودم!:) درست شده بودم مثل یه مرده متحرک.! سرد...بی روح...بی قلب! مثل یه آدم بی مصرف.!:) نگاهم به چهره خسته مرتضی خورد.! سرش بالا گرفت چشم تو چشم شدیم. خشم و نفرت رو میتونستم توی چشم هاش ببینم. حق داشت.بلاخره همه کسش به دست من مرده بود! خیلی شکسته شده بود! آروم قدم بر می داشتم و از اون امارت نحس بیرون اومدم... سوار ماشینم شدم.! و مسیر نامعلومی رو گرفتم. حس میکردم توان کنترل کردن ماشین رو ندارم! یه کامیون هیجده چرخ داشت با سرعت به طرف می اومد... یهو صدای گوش خراشی تو گوشم پیچید و سیاهی مطلق... https://eitaa.com/joinchat/1560478001Cb2aacdc311