eitaa logo
دُختــیژِن
1.4هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
362 ویدیو
63 فایل
تو ظرافت خلقت خدایی 💫🤍 🧕 دختیژن = دختر + اکسیژن 📣 رسانه حوزه خواهران بسیج دانشجویی بقیه الله (عج) مشهد مقدس روابط عمومی: @M_saberi8
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱 نمیدانم از کجای آن مسیر عشق بگویم.. اولین بار بود که پا در این مسیر گذاشتم؛مسیری که در آن جز زیبایی ندیدم و سختی هایش به کام من 'احلی من العسل' بود. وقتی پایان مسیری ختم به وصال محبوبت شود ، سختی ها به چشمت نمی‌آید،گرمایش را به جان میخری،تاول‌ها و درد پایش را هم .. اگر با چشم دل به این مسیر نگاه می‌کردی شاید مادر را هم میان جمعیت می‌دیدی که کنار عراقی ها به تو حلبیکم میگفت .. و شاید امام زمانت را هم می‌دیدی که کنارمان در این مسیر قدم برمی‌داشت .. و شاید صدای ناله های دخترکی راهم می‌شنیدی که میان همین بیابان ها هراسان دنبال بابایش می‌گشت .. و من رزق کربلایم را از همین خانومِ سه ساله گرفتم اوکه غم بابایش ،غم امامش را خرید و ازین قافله جا ماند؛ اما گره کربلای همه به دستان او باز می‌شود. پای پیاده رفتن به سوی او یکی از زیباترین جلوه های عشق ما به حسین است؛یعنی‌ محبوب من آقای من برای دیدنت برای وصالت حتی برای یک سلام هرطور که بود آمدم ،پیاده آمدم، با پای عریان آمدم،فقط به عشق تو.. نازنین بنگر که من با چشم گریان آمدم در میان خار و سنگ با پای عریان آمدم من به عشقت نازنین از راه دشوار آمدم با هزاران آرزو مست و پریشان آمدم اما نه ، هزاران آرزو نه؛همان شبی که چشمم به گنبدت افتاد فهمیدم دیگر آرزویی ندارم آنجا دیگر برایم مهم نبود که فردایی هست یا نه من سهم خوشبختی‌ام را از دنیا برداشته بودم سهم من همان شب جمعه ای بود که در بین الحرمینت گذشت؛ گذشت خیلی زود گذشت مثل چشم برهم زدنی گذشت و الان حتی حسرت' مای بارد 'گفتن عراقی ها و تلخی چای هایشان هم به دلم مانده.. در این مسیر حسین را پیدا کردم طعم واقعی عشق او را چشیدم مبتلا به حسین بودم و مبتلاتر شدم و به راستی زمان با کسی که دوستش داری زودتر می‌گذرد.. اما کاش زمان متوقف می‌شد در همان لحظه ای که به خودت میگفتی مگر بهشتی هم غیر از بین الحرمین حسین هست؟ و یا کاش روبه روی ایوان طلای نجف متوقف میشد ،همان‌جایی که با خیال راحت دستانت را به ضریحش گره میزنی و گله ی دنیا را پیش او می‌بری دخترها بابایی اند ؛اگر دردشان را به پدر نگویند به چه کسی بگویند؟! لطف پدر ما هم بی اندازه است ، با تمام وجود مهر پدری اش را احساس میکنی که به جانت می‌ریزد،دردت را مرهم می‌شود و بی قراری ات را آرامش.. هرچند که زود گذشت اما خوب گذشت و شیرین.. ای کاش کربلایی شده باشیم و کربلایی بمانیم.. ✍🏻به قلم فاطمه خانم برازقی @arbaeen_unifarhangian1446 ╰═━⊰🍃🇮🇷✨🇵🇸🍃⊱━═╯