راستش من هیچوقت اهل قرض دادن کتابهام نیستم. نه اینکه بگم نگرانم خراب بشن یا مثلا امانتدار خوبی نباشن؛ ماجرا اینه که دلم نمیخواد کسی سر از اون کلماتی که برای من دنیایی معنی دارن دربیاره. نمیخوام جملههایی که منو یاد آدمهای زندگیم میندازن، توسط یه غریبه خونده بشه. راستش خوندن اون بخشهایی که زیرشون خط کشیدم، برام مثل ورق زدن دفتر خاطراته؛ همونجایی که احساسات واقعیم رو نوشتم و درست همونجایی که خود خود خودم هستم.
The loser
راستش من هیچوقت اهل قرض دادن کتابهام نیستم. نه اینکه بگم نگرانم خراب بشن یا مثلا امانتدار خوبی نب
و وقتی که کتابم رو به تو میدم یعنی تو دیگه از وجود منی.
The loser
لباس ستارهای،مو های باز،ساعت ۳ صبح،حالت تهوع،تا تو نخوابی مگه من میتونم بخوابم؟،آدامس موزی،شیرقهوه،
راستی مطمئنم یادش نیست ولی شب شام غریبان که امشبه این خاطره رو با هم تجربه کردیم:(