eitaa logo
دنیای عجایب
13.5هزار دنبال‌کننده
14.9هزار عکس
8.3هزار ویدیو
9 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
رشتی‌دوزی نوعی از رودوزی‌های سنتی ایرانی است که زمینه پارچه با نخ‌های ابریشمی در رنگ‌های مختلف تزئین می‌شود. همان گونه که از اسم آن پیداست مرکز عمده رشتی‌دوزی، شهر رشت است و از هنرهای اصیل و کهن این شهر محسوب می شود. هنری که ریشه تاریخی زیادی دارد و همچنان نیز زنده است. تاریخچه دقیق و مشخصی از پیشینه رشتی‌دوزی گیلان وجود ندارد. برخی از کارشناسان حوزه صنایع‌دستی بر این باورند که این هنر سابقه‌ای کهن دارد و حتی به دوره هخامنشیان باز می‌گردد. در حال حاضر قدیمی‌ترین نمونه‌های رشتی‌دوزی به غیر از مجموعه‌های خصوصی، در موزه آستان قدس رضوی و موزه هنرهای تزئینی ایران نگهداری می‌شود. 🌕 @donyaye_ajayeb
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❤️ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فَدای تويی که 💕 اگه تو هَمہ ی دنیا واست جا نباشہ ،🔗 تو قلبِ مَن اندازه ی تموم دنیا🌏 واست جا هست . ┏━❤️🌸━━••••••••••━━━┓  @lovely_lifee ┗━━━━••••••••••━━❤️🌸┛
بلیط حج در سال ۱۳۲۷ هزینه رفت و برگشت به مکه در آن زمان ۲۹۵۰ تومان بوده است. 🌕 @donyaye_ajayeb
🖇💫 تو صدات آرامش داره، چشمات‌ آرامش داره اصن نگاه کردن به تو، حرف زدن با تو آرامش‌بخشه، وقتی میگم مثل مُسکن میمونی یعنی همین! یعنی با حرف زدنت دردام و یادم میره، مشکلاتمو یادم میره، ناراحتی و غصه هام همشون از یادم میرن، چون تو آرامشی ، دارویی ، اعتیادی ، مخدری.♥️💍 ┏━❤️🌸━━••••••••••━━━┓  @lovely_lifee ┗━━━━••••••••••━━❤️🌸┛
در روستای تاریخی فردقان شهرستان فراهان قلعه تاریخی وجود دارد که در مرکز ثقل این قلعه آتشکده فردقان واقع شده است. این آتشکده یک بنای چهارطاقی است و با توجه به مطالعات میدانی و تطبیقی انجام شده مشخص شد که این آتشکده در واقع همان آتشکده‌ای است که در تاریخ قم از آن یاد شده است، در این متون به فردقان، آتشکده واقع در آن، تصرف و تخریب آن توسط حاکم قم در سال 288 هجری، انتقال درب مطلای آتشکده به کعبه در زمان حجاج بن یوسف، شکست علاءالدوله کاکویه از مسعود بن محمود بن سبکتکین و پناه گرفتن او در قلعه فردقان و نیز زندانی شدن بوعلی سینا در قلعه مذکور اشاره شده است. 🌕 @donyaye_ajayeb
5.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ آغُـــــوش "تُ" آرامـشِ دُنیــــاے منـه..!♥️🕊✨ ┏━❤️🌸━━••••••••••━━━┓  @lovely_lifee ┗━━━━••••••••••━━❤️🌸┛
هدایت شده از تبلیغات دلدار
🎙حسین آقا کریمی پناه خواننده مکتب شهدا و انقلاب با آثاری جدید در سبکی جدید ↩️ هماهنگی جهت اجرا: 📞 ٠۹۱٠۳۳۱۶۱۲۶
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❤️ من تورو دوست دارمت قدر چشمام به خدا....🌿 ┏━❤️🌸━━••••••••••━━━┓  @lovely_lifee ┗━━━━••••••••••━━❤️🌸┛
طلا کاری گنبد امام رضا دهه 50 🌕 @donyaye_ajayeb
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 شروع داستان زیبا و هیجان انگیزه 🥀وقتی یازده سالم بود منو به مردی هفتاد ساله که زنش مرده بود شوهر دادن به همین سادگی …. نه کسی نظر منو پرسید نه صلاحم رو در نظر گرفت آقام کارگری ساده بودو در آمد کمی داشت پس وقتی زن های محلی منو برای اون پیر مرد پولدار در نظر گرفتند نه نگفت.... 🍃🌸
دنیای عجایب
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 #برشی_از_یک_زندگی #رویای_زندگی 🍃🍃🌸🍃 اوس عباس مخالفت کرد و گفت : مگه میشه تو این س
🍃🍃🍃🌸🍃 🍃🍃🌸🍃 گفتم به خدا خیلی دلم می خواد ولی خونه ام وسط بیابونه اونایم که دارن می سازن هنوز نیومدن بشینن زهرا و رجب رو چیکار کنم الان تنها موندن و دلم پیش اوناس. با التماس گفت : خوب اونارم بیار اینجا …..براشون خوبه .. گفتم : نه شدنی نیست سه تا بچه رو من بیارم اینجا که یه چیکه شیر بدم به بچه ….بعد گفتم می خوای حالا بهش شیر بدم ؟ همین طور که کوکب بغلش بود بلند شد و گفت : آره میشه ؟ خیلی خوبه ..بده ممنون میشم …. وقتی سینه مو گذاشتم توی دهن بچه چنان گرفت با ولع مک زد که دلم براش سوخت … نگاه غمگین خانم بهم می گفت دوست نداره کسی به بچه اش شیر بده و از این موضوع رنج می بره ….. صبار کوچولو خیلی زود هر دو سینه ی منو خالی کرد و دو تا باد گلو مشتی زد و راحت خوابید قیافه اش مثل آدم گرسنه ایی بود که به یک غذای حسابی رسیده باشه …اینقدر قشنگ بود که دلم براش ضعف رفت و مهرش به دلم نشست …..بعد سکه رو در آوردم گذاشتم روی سینه اش خانم خیلی ابراز خوشحالی کرد و گفت : خیلی محبت کردی منم کادو ی کوکب رو گذاشتم روی میز من نمی دونم تو چی آوردی توام ندون من چی دادم برو خونه تون باز کن منم وقتی تو رفتی باز می کنم …و یک جعبه مقوایی خیلی قشنگ رو آورد و داد به من …با هم قرار گذاشتیم فردا خانم بیاد خونه ی ما تا ببینیم چی میشه و من با همون ماشین که روی برف و یخ سر می خورد برگشتم به خونه(عزیز جان اینجا که رسید بلند خندید و گفت حالا بیشتر به حماقت خودم پی بردم آخه چه جوری نفهمیدم ماشین داره سر می خوره ) …وقتی رسیدم اولین کاری که کردم این بود که ببینم خانم برای کوکب چی گذاشته بازش کردم دیدم یک پنج اشرفی روی یک مخمل سفید برق می زنه ….دستم شل شد دلم نمی خواست هر کاری می کردم نمی تونستم پا به پای اون بیام ….با خودم گفتم : نرگس هر کس به اندازه ی خودش ول کن بزار هر کاری می خواد بکنه ..اینطوری خودمو راضی کردم …شب که اوس عباس اومد بهش نشون دادم اونم خوشحال شد .فردا از صبح زود برای اومدن خانم حاضر شدم کار به خصوصی نداشتم همین که زندگی تمیز و مرتبی داشتم خوشحال بودم دلم نمی خواست به چیزی تظاهر کنم اون منو می شناخت و به همه زیر و بم زندگی من آگاه بود ….اوس عباس یه جوری به من نیگا می کرد, انگار می خواد حرفی بزنه ولی نمی زد هی میرفت تو حیاط و بر می گشت … گفتم چیزی می خوای ؟ سرش رو خیلی جدی تکون داد و گفت : نه ….ولی همش پا ,پا می کرد و نمی رفت آفتاب در آمده بود ولی اون هنوز تو حیاط بود ….بالاخره اومد و نهارشو برداشت و رفت … 🌕 @donyaye_ajayeb
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❤️ ‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌- کی عاشقم شدی؟ +وقتی بغلت کردم و فهمیدم امنیت ینی کنار تو بودن♥️ ┏━❤️🌸━━••••••••••━━━┓  @lovely_lifee ┗━━━━••••••••••━━❤️🌸┛