آدم وقتی تمامیت قلبش رو با خدا و امام حسین-علیهالسلام- تعلق بده، پردههای حجاب ازش کنار میرن، و این ربطی به اینکه چنتا مکه رفتی یا در سال چند بار میری مشهد یا کربلا نداره. ملا آقای زنجانی تو سفری به کربلا، رسید به منطقهای و توقف کرد، چوپان دهاتی بهشون نزدیک میشه و میپرسه
-کجا میری؟ ایشون میگن +کربلا!
- میری برای چی؟ + میرم یه سلامی به امام حسین بدم برگردم.
- سلام میدی جوابم میگیری؟ +نه، مگه شما سلام میدی جوابم میگیری؟ - من اگه جواب نگیرم سلام نمیدم!
ملا اقای زنجانی گفتن اگه راست میگی یه سلامی بده ببینیم. چوپان مودبانه رو به سمت کربلا می ایسته دست به سینه میذاره و میگه صلی الله علیک یا اباعبدالله و اشکش جاری میشه
ازینجا ببعد ملا اقای زنجانی روایت میکنن و میگن خدارو شاهد میگیرم از تمام ملکوت پاسخ سلامش اومد که علیک السلام...
گفتم که بگم توی تعویض پرچمی از همین راه دور سلام بدیم به اربابمون، و مطمئن باشیم با جاری شدن اشکمون جوابمونو دادن. انشاءالله روزی برسه صدای و علیک السلام آقامونو بشنویم و همون لحظه جان بدیم.
#حسینِمن
ای کاش پستچی بودم و هر صبح،
حالِ خوب میبردم برای آدمها،
هربار در میزدم،کسی در را باز میکرد
و با دیدن من و دلخوشیِ کوچکی که به همراه داشتم،برق اشتیاق مینشست توی چشمهایش و اگر غمی هم داشت، فراموش میکرد.
کاش برای خوب کردنِ حال این مردم،
کار کوچکی از من ساختهبود،
کاش بذر خوشبختی داشتم
و میپاشیدم در دل کوچهها
و خیابانها و آدمها.
کاش پستچی بودم،
کاش حال خوب پخش میکردم
میان آدمها🌱ᥫ᭡
|•ـבنیاے رنگے•|
بسمـ الله الرحمن رحیم.. _از امشب مجالس روضه یه رنگ و بویی دیگه میگیره...
یه کلام روضه ...
وقتی امام رو نشناسی ، کار امام به یه جایی میرسه..
|•ـבنیاے رنگے•|
یه کلام روضه ... وقتی امام رو نشناسی ، کار امام به یه جایی میرسه..
حسین جان ..
روضه لب های تشنت یه طرف..
روضه شمشیر و نیزه ای که جلوی چشمای بچه هات به بدنت نشست هم یه طرف ..
اما حسین جان ..
میدونی کدوم روضت بیشتر دل میسوزونه؟💔
آقا..
_شنیدم باهرکس و ناکسی ، هم زبون شدی..
شنیدم به آدمی مثل عبیدالله جوفی رو زدی ، اما روتو زمین زده...(لعنت الله)
شنیدم دست یاری دراز کردی ، دستت رو پس زدن ، آقاجان💔
_حالا میدونی چرا این سه روزه بی قراری ؟؟
چون دو روزه آقامون رو تو بیابون سرگردون نگه داشتن..🥀
|•ـבنیاے رنگے•|
_حالا میدونی چرا این سه روزه بی قراری ؟؟ چون دو روزه آقامون رو تو بیابون سرگردون نگه داشتن..🥀
خواست برگرده !
نزاشتن..
خواست بره سمت فرات !
نزاشتن..
یکی نیست بگه ..
آخه نامردا ، خود شما نامه نوشتید زن و بچتم بیار...
وقتی متوجه میشن وارد منطقه ای شدن به نام کربلا..
آقا اباعبدالله زمزمه میکنن..
"انا لله و انا إلیه راجعون "
|•ـבنیاے رنگے•|
خواست برگرده ! نزاشتن.. خواست بره سمت فرات ! نزاشتن.. یکی نیست بگه .. آخه نامردا ، خود شما نامه نوشت
زینب دلنگرانه..
رباب پریشونه..
چه غوغایی تو دل عمه جانمون به پا شده ، همراه برپا کردن خیمه ها زیر آفتابی که هشت روز بعد داغ تر میشه و داغی به دل زینب میزاره..💔
|•ـבنیاے رنگے•|
زینب دلنگرانه.. رباب پریشونه.. چه غوغایی تو دل عمه جانمون به پا شده ، همراه برپا کردن خیمه ها زیر آ
تو این سرزمین چه داغ هایی به دل عقیله این بیت گذاشته نمیشود
تو این سرزمین چه غارت ها و آشوب هایی که به پا نمیشود...
تو این سرزمین چه ناله هایی کنار گودال به گوش نمیرسد..
امان از کرب وبلا.....
التماس دعا...🥺💔🚶♀