#زندگینامهنادرشاه_افشار⚔
#پسرشمشیرفرزنددرگز
#قسمتچهلوچهارم
نادر پس از شکست سپاه چهل هزار نفره هندیان در میان شادی سربازان به اردوی خود مراجعه کرد ولی هیچ اثری از شادی و تغییر روحیه در نادر دیده نمی شود او مانند کوهی استوار که نه هوای پاک نه هوای آفتابی و نه هوای توفانی و بارانی کوچکترین تکانی به آن نمیداد نادر متفکر و اندیشمند به چادر خود رفت وجود بیش از دو هزار فیل جنگی در سپاه هندیان که برای سپاه ایران یک جنگ افزار ناشناخته و در عین حال بسیار مهلک بود نادر را سخت به خود مشغول کرده بود و بدنبال راهی می گشت که بتواند با کمترین تلفات این فیل های تربیت شده برای جنگ را که گلوله های تفنگ و ضربات شمشیر بر آنان اثر چشمگیری نداشت را بی اثر نماید
از آن سو ، نظام الملک که اصالتا ایرانی بود وزیر کاردان محمد شاه گورکانی برای اینکه روحیه سپاهیان ایران را متزلزل کند بیست نفر از افرادی که به زبان فارسی مسلط بودند را آموزش داد و به میان سپاهیان ایران فرستاد و وانمود کردند که از ظلم محمد شاه گریخته و به لشگر ایران پناه آورده اند و در ضمن سخنانشان پیرامون علت فرار در بازجوئی هائی که از آنان خواهد شد از گروه فیل های جنگی و قدرت شگفت آور و قدرت ویرانگرشان تا می توانند بزرگنمائی کنند و اضافه کنند به خرطوم فیل ها شمشیرهای آبدار و زهرآگین بسته شده و پوشش بدن آنان نیز مملو از دشنه و تیغ و نیزه است و هر فیل یک تنه دویست سرباز دشمن را از پای درآوَرَد
نادر در مسیر هندوستان نیز با توجه به اینکه شنیده بود ارتش هند از فیل های تربیت شده جنگی سود می بَرَد در تحقیق از اسیران هندی و افرادی که اطلاعاتی از این حیوان داشتند شنید که این پستاندار عظیم الجثه از آتش هراس دارد و با دیدن شعله های آن رَم کرده و می گریزد
از آنسو در اردوگاه محمد شاه ، وی و سردارانش آسوده دل در انتظار نادر و سپاهیان ایران بودند و با توجه توپخانه مجهز و فیل های جنگی و سربازان بی شمار خود به اندازه ای به پیروزی خود اطمینان داشتند که درباره اینکه پس از پیروزی با نادر و سربازانش چگونه رفتار کنند بحث می کردند و در آخر هم به این نتیجه رسیدند که اسیران را نکشند و از آنها در راهسازی و ساختمان سازی و کاشت درخت و کشت و زرع و امثال این امور استفاده کنند قرار شد پس از اسارت نادر وی را با سخت ترین شکنجه ها از پای درآورند تا عبرت هر متجاوزی باشد
در اردوی نادر بر خلاف اردوی محمد شاه ، آرامشی همراه با خاموشی سنگین ، با کوشش هایی بی سر و صدا و برنامه ریزی های موشکافانه و دقیق در جریان بود نادر ، در عین سکوت و سکون یکدم آسایش نداشت و دائم از این سو به آن سو سرکشی می کرد
نیمه شب نادر سرداران سپاه را به فراخواند و به آنان گفت از شما میخواهم سربازانتان را متقاعد کنید فردا روز پیروزی ماست
نادر پنهانی دستور داده بود پاتیل های بزرگی ساخته بر پشت شتران بستند و درون پاتیل ها هیزم های آغشته به نفت جای دهند و به فرمانده شتر سواران سردار جلایر نیز فرمان داد تا در پشت ستون های سوار و پیاده پنهان بماند و منتظر دستور وی باشد (هیچکس حتی سردار جلایر از نقشه نادر اطلاعی نداشت)
روز بعد ، سپاه ایران به یکباره از جای خود جنبید و دشت و بیابان را سیاه کرده بسوی دشت کرنال براه افتاد و روبروی ارتش عظیم و مجهز هندصف آرائی کرد و آرایش جنگی گرفت ارتش هند از تمام جهات ، نفرات و تجهیزات و خواربار ، یک سر و گردن بالاتر بود
نادر نیروهای خود را به جهار بخش تقسیم کرد ، *ستون اول پیاده نظام و زنبورکچی ها (زنبورکچی ها افرادی بودند که گونه ای توپ کوچک را بر پشت شتران سوار می کردند و پیادگان دشمن را بطور سیار زیر آتش می گرفتند )
*ستون دوم*جماز سواران (شترسوارانی که بدستور نادر بر پشت شترانشان پاتیل های بزرگ حاوی هیزم و بوته های آغشته به نفت را حمل می کردند)
*ستون سوم* از پیاده نظام تشکیل می شد و فرماندهی آنان با نصراله میرزا پسر دوم نادر و زیر نظر سواران بختیاری و گرجی
*ستون چهارم*شامل سواران کوهستانی و گارد ویژه شاهنشاهی بود که از تیره های بلوچ و کرد و لر و افغان تشکیل شده بود و زیر نظر حاجی خان بیک دوست و سردار مورد اعتماد نادر قرار داشت
در برابر سپاه ایران ،سپاهیان هند نیز با بیش از دویست و پنجاه هزار نیرو (سی و پنج هزار تن از آنان در جنگ قبلی با نادر در فیروز آباد ،کشته شده بود) به چهار بخش تقسیم شده و صف آرائی کرده بودند