توسن اندیشه را زین کرده ام
همتی شایان تحسین کرده ام
بال در بال غمام افکنده ام
شرمگین عنقا و شاهین کرده ام
پیچ و تاب زهره را در چنگ سوز
شعله ور در جان پروین کرده ام
در نبرد عرصه ی شطرنج عشق
مدعی را مات فرزین کرده ام
اوج من تا قاف نا مکشوف بود
کشف آن با ذکر یاسین کرده ام
کلبه ی تنهاییم را با غزل
بهر تشریف تو آذین کرده ام
با تو ای مضمون شعر ناب من
این غزل را عطرآگین کرده ام
اثر حضرت آیت الله حسن مظفری
@dorde_dard
بر ما گذشت نیک و بد
اما
تو روزگااااار
فکری به حال خویش کن
این
روزگار نیست . . .
#عماد_خراسانی
@dorde_dard
روز مادر آمد
چه برایت بخرم
پارچه می پوسد
ظرفها میشکنند
روسریهای بلند
یک دو سالی به سرت میمانند
شرمگینم مادر
من بهجز عشق چه دارم به تو تقدیم کنم
خانهای ساختی از جنس امید
پایهاش از تقوا
آجرش از ایثار
سایبانش همهی شور جوانی تو بود
شرمگینم مادر، من بهجز عشق چه دارم به تو تقدیم کنم
تو به هر کودک خود
شیشهای عطر محبت دادی
و وصیت کردی
که نباید ترکی بردارد
تو که هستی برفها هم گرمند
با تو پاییز پر از زیباییست
من صدای تپش قلب تو را میشنوم
تو اگر آه بگویی دل من میشکند
شرمگینم مادر من به جز عشق چه دارم به تو تقدیم کنم
دستهایت همه مهر
چشمهایت همه صبر
در کویر دل من
یادگار همهی فصل بهاری مادر . . .
#رضا_مظفری
@dorde_dard
یکی چشمه ای بود جاری ز نور
ز سرمنزل بیکران حضور
فروغ سراپرده ی ایزدی
نمایندهی مظهر سرمدی
ز آغاز امکانیش بینیاز
بر آن سوی آغاز دستش دراز
ز قید زمان و مکان دور بود
ز خلوتگه قرب، ره میسپرد
در او سرّ کنز خفی مستتر
تجلی حسن ازل مستمر
در ایجاب آیینهای ملتزم
در او منجلی شد کمال اتمّ
بیا پردهی جهل را بردریم
به پای خرد سر فرود آوریم
بیا تا بیابیم سرچشمه را
که چون شد خروشنده از ناکجا
نخستش بجوییم کان بینشان
که شد صادر از عالم لامکان
که چون شد خداوند عقل آفرید
ز نور قِدَم عقل شد مستفید
از این چشمه سرحلقهی کائنات
بنوشید جامی ز آب حیات
روانش از این جام شد تابناک
که شد زبدهی جمع افلاک و خاک
کنون این فیوض مقدس نشان
گهی عقل و گه علم و گه، نور دان
مکن بر سر لفظ چون و چرا
در دل به سوی معانی گشا
در آیینهی لفظ کثرت گراست
در عرفان اندیشه وحدت نماست
خدا نام آن چشمه کوثر نهاد
درِ وحدتش رو به کثرت گشاد
به ایما رقم کردم این مختصر
به فهم آر و از گفت و گو درگذر . . .
اثر حضرت آیت الله حسن مظفری
@dorde_dard
در عید به شوق #جانفدا آمده بود
زائر به زیارت خدا آمده بود
با بدرقه همقطار قاسمها شد
در قلزم خون، جدا جدا آمده بود . . .
#فاطمه_مظفری
#کرمان
@dorde_dard
در عید به شوق #جانفدا آمده بود
در قلزم خون، جدا جدا آمده بود
با بدرقه همقطار قاسمها شد
زائر به زیارت خدا آمده بود . . .
#فاطمه_مظفری
#کرمان
@dorde_dard
دُردِ دَرد . . .
در عید به شوق #جانفدا آمده بود در قلزم خون، جدا جدا آمده بود با بدرقه همقطار قاسمها شد زائر به
نفرین بر دستان ناپاکی که از خونخوارگی دست نمیشویند
چشمهایشان از شب آغشته شده و ذرهای نور را برنمیتابند
کراهت رخسارشان را آینه پس میزند این دریوزگان نیرنگ را
سیاهی بر چهرههایتان ماندگار
کریهباطنان پلید منظر
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
و گفت:
پیش از این، مردمانْ دارویی بودند که بدیشان شفا مییافتند؛ اکنون همه دردی شدهاند که آن را دوا نیست . . .
#عطار_نیشابوری
#تذکره_اولیاء
@dorde_dard