ای خون اصيلت به شتکها ز غدیران
افشانـده شرفها به بلندای دلیـران
جاری شده از کرب و بلا آمده وآنگاه
آمیخته با خـون سیاووش در ایـران
تـو اختر سرخی که به انگیزه تکثیر
ترکید بر آیینه خورشیـد ضمیـران
ای جوهر سرداری سـرهـاى بریده
وی اصل نمیرندگی نسل نمیـران
خرگاه تـو میسوخت در اندیشه تاریـخ
هربار که آتش زده شد بیشه شیـران
آن شب چه شبی بود که دیدند کواکب
نظم تـو پراکنده و اردوی تو ویـران
و آن روز که با بیرقی از یک سر بی تن
تا شـام شدی قافلهسالار اسیـران
تا باغ شقایـق بشونـد و بشکوفنـد
باید که ز خـون تو بنوشند کویـران
تا انـدكى از حـق سخن را بگزارند
باید که ز خونت بنگارند دبیران
حد تو رثا نیست، عـزاى تو حماسه است
ای کاسته شأن تو از این معركهگیران
#حسین_منزوی
@dorde_dard
ای باد صبح، نیک خراشیده خاطریم
لطفی بکن، به دوست رسان این خروش را . . .
#اوحدی
@dorde_dard
Abdolhossein Mokhtabad4_5990001582752666945.mp3
زمان:
حجم:
5.6M
خوش آنکه از دو جهان گوشهی غمی دارد
همیشه سر به گریبان ماتمی دارد
تو مرد صحبت دل نیستی، چه میدانی
که سر به جیب کشیدن چه عالمی دارد
اگر چه ملک عدم کمعمارت افتاده است
غریب دامن صحرای خرّمی دارد
مکن ز رزق شکایت که کعبه با آن قدر
ز تلخ و شور همین آب زمزمی دارد
هزار جان مقدس فدای تیغ تو باد
که در گشایش دلها عجب دمی دارد!
لب پیاله نمی آید از نشاط بهم
زمین میکده خوش خاک بیغمی دارد
مباد پنجهی جرأت در آستیندزدی
کمانِ چرخِ مقوّس همین دمی دارد
تو محو عالم فکر خودی، نمیدانی
که فکر صائب ما نیز عالمی دارد
#صائب_تبریزی
@dorde_dard
Ostad Karimkhani4_5917773684671516799.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
مستان همه افتاده و . . .
@dorde_dard
hossein_fakhri4_5917962976765153865.mp3
زمان:
حجم:
4.6M
بعد من قافلهسالار تویی خواهر من . . .
@dorde_dard
ظاهراً آخرین نامهای که از کربلا به مدینه فرستاده شد چنین بود:
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
از حسین بن علی به محمد (حنفیه) پسر علی و هرکس از قبیله بنیهاشم که نزد اوست.
امّا بَعد: فَکانَّ الدُّنیا لَمْ تَکُنْ وَ کانَّ الْآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ وَ السَّلام.
امّا بعد: پس گویی هرگز دنیایی نبوده و گویا هماره آخرت است، والسلام.
@dorde_dard
نوبهنو ابرهای تیره شکفت
موعد بغض سرخ حنجره بود
آسمان آسمان نباریدن
فصل رنگینکمان دلهره بود . . .
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
کاروان خستهای در راه بود
توشهی راهش غمی جانکاه بود
طی منزل مینمود از کوه و دشت
دیده گریان از صحاری میگذشت
کاروان داغداران را امیر
زینب است و لیک، اینک خود اسیر
ای دریغا یادگار فاطمه
نقطهای شد در مدار واهمه
از عماری گاه سر برمیکشید
از درون سینه اخگر میدمید
بیم راه و اشک و آه از یکطرف
کودکان بی پناه از یکطرف
یک طرف رأس برادر بر سنان
لالهگون چون مهر صبح خاوران
با برادر گفتوگو آغاز کرد
با بلاغت در سخن اعجاز کرد
گفت: ای خورشید خونین فام من
پر شد از خونابهی دل، جام من
ای فروزان اختر شبهای من
ای شراب سرخ در صهبای من
با تو پیمان بستم از آغاز راه
با تو باشم همدم و همراز راه
خشم خارستان و سوز آفتاب
آفتابا لختی آسانتر بتاب
پای زینب در عذاب آبله
دست زین العابدین در سلسله
گرچه جسمِ جانِ عالم در تب است
جانِ زین العابدین با زینب است . . .
حضرت آیت الله حسن مظفری
@dorde_dard
گاهی بیا به فال من، شاید خیالها
ممکن شود به معجزهی احتمالها
ای ماهچهره بر شبِ بیتابِ من بتاب
روشن شود عیار تو بر این هلالها . . .
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
به هر نـماز كنم صد هزار سجدۀ شكر
كه در ديار تو دل نیت اقامت کرد
#نظیری_نیشابوری
@dorde_dard