eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
178 دنبال‌کننده
788 عکس
218 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عشق به کلمه نیاز دارد. مدتی کوتاه می‌توان به حس بی کلام اعتماد کرد، اما در درازمدت، عشقِ بی‌کلام و کلامِ بی‌عشق دوام نخواهد آوَرد. @dorde_dard
نصرالله بن مجلّی گوید: علی (ع) را در خواب دیدم. گفتم: یا امیرالمؤمنین مکه را گشودید و گفتید: هرکس به خانهٔ ابوسفیان پناه برَد، در امان است. آن‌گاه آل ابی‌سفیان در روز عاشورا با فرزند تو حسین (ع) چنان کردند. امام فرمود: آیا اشعار ابن‌صَیفی را در این باب نشنیده‌ای؟ گفتم: نه. گفت: آن اشعار را از او بشنو. چون بیدار شدم، به خانهٔ حَيص‌بَيص رفتم و خوابم را گفتم. ناگاهان گریست و سوگند خورد که آن شعر را در همان شب گفته و هنوز کسی آن را نشنیده‌است. سپس شعرش را خواند: مَلَكنا فكان العفوُ مِنّا سجيّةً فلمّا مَلَكتُم سالَ بِالدَّمِ أبطَحُ‏ و حَلَّلتُمُ قتلَ الأُسارىٰ و طالَما غَدَونا عَلَى الأَسرىٰ نَعفُّ و نَصفَحُ‏ فَحَسبُكُمُ هذَا التَّفاوتُ بَينَنا و كُلُّ‏ إناءٍ بالَّذي فيه يَنضَحُ: ما پیروز شدیم و عفو خوی ما بود، و چون شما بر تخت سروری نشستید، در زمین‌های بطحا خون روان کردید. شما کشتار اسیران را روا دانستید و ما فراوان اسیران را عفو کرده‌ و بخشوده‌ایم. این تفاوت که میان ماست، شما را بس است، که از کوزه همان برون تراود که در اوست. (معجم الأدباء، ج۳/ ۱۳۵۵؛ همان، ترجمهٔ آیتی، ج۱/ ۵۸۴-۵۸۵، بااندکی تغییر) @dorde_dard
ساعد باقری4_451406912555057503.mp3
زمان: حجم: 14.6M
روایت تاریخی بلعمی از حماسه محرم ۶۱ هجری قمری راوی: ساعد باقری بیعت‌ نکردن‌ امام‌ حسین‌‌ (ع) وعبدالله‌ بن‌ زبیر‌ با‌یزید @dorde_dard
تغافلی که به حالِ کسی بود مخصوص هزار بار به از التفاتِ مشترک است . . . پ.ن: یکم سمی به‌نظر میاد ولی نظر منم همینه🤦‍♀ @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ساعد باقری4_451406912555057504.mp3
زمان: حجم: 20.5M
روایت تاریخی بلعمی از حماسه محرم ۶۱ هجری قمری راوی: ساعد باقری پرده‌دوم وقایع کوفه تا شهادت مسلم بن عقیل(ع) @dorde_dard
از نیستی به پرسه‌ی هستی درآمدیم بن‌بست بود کوچه‌ی لیل‌ونهار ما @dorde_dard
ما را ببخش سیصد و‌چندی نمی‌شویم . . . @dorde_dard
ما زیر هفت پرده مِی ناب می‌کشیم خون می‌خوریم و دست و دهن آب می‌کشیم برخلق روشن است همه راز ما چو روز جامی چو آفتاب به مهتاب می‌کشیم در مسجدیم و طاعت میخانه شغل ماست جامی به طاق ابروی محراب می‌کشیم هرکس که بود، شد به خسی شکرگوی بحر ما انتظار گوهر نایاب می‌کشیم بر یاد او، به نیت او، بر خیال اوست گر زهر و گر شراب، و گر آب می‌کشیم @dorde_dard
آدینه را به شور حضورت به انتظار نشستیم گل‌های نرگس نیز نوید آمدنت نبودند شاید جمعه‌ای دیگر بغض چشمانمان تابش تصویرت را در چکیدن‌‌ها، شاهد شود . . .  @dorde_dard