eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
178 دنبال‌کننده
788 عکس
218 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
به سمت آمدنت تا سحر دویدم من پر از خیال تو شد جاده‌‌ی نیامدنت دوباره از تو و از خاطرات برگشتم . . . @dorde_dard
ومایسطرون...: از پرده‌ی آخر برمی‌گردیم غریو هلهله بود و زنان کل می‌کشیدند در مصاف  زیبایی الله اکبر این براده‌های تف خورده‌ی  عشق  بود که سربه‌سر  ..میرفت تا زنجیر دوران شود .. برشانه های مردان ... "آهسته خوانی" یا برپای نامردان کمی آنسوتر...   در جواب از  تنگ شکر..قند ریخت... شکر از لبهای شکر خند ریخت... عمان سامانی ست..."چارقد برسر کشیده" @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
توبه از معصیت، یکی است و از طاعت، هزار. یعنی عُجب در طاعت، بدتر از گناه. @dorde_dard
گفت: عجب نیست از آن که به بلایی مبتلا گردد و صبر کند. عجب آن است که به بلایی مبتلا شود و راضی گردد. ذکر ذوالنون مصری @dorde_dard
چنان پيوسته ای در ما که پندارم خودِ مايی . . . @dorde_dard
هر جا منم تویی‌،تویی آنجاکه من نی‌ام . . . @dorde_dard
در این ترددِ تردید، رو به پایانم گدازه‌های فروخورده‌های عصیانم مگر حقیقت دنیا نبود لهو و لعب؟! چرا همیشه‌ به آغوش رنج  مهمانم؟! گناه کیست که دنیا پر از جهنم شد؟ چرا نمی‌شود اصلا بهشت، تاوانم؟! چقدررر رنگ ریا بر مناصب شهر است که ذره ذره کدر کرد نور ایمانم گواهِ حسرت من رد‌پای تاول‌هاست هنووووز در‌به‌درِِ جست‌و‌جوی انسانم . . . 
سَلِ المَصانِعَ رَکباً تَهیمُ في الفَلَواتِی تو قدرِ آب چه دانی که در کنارِ فُراتی؟ شبم به رویِ تو روز است و دیده‌ها به تو روشن و إِن هَجَرتَ سَواءٌ عَشِیَّتي و غَداتي اگر چه دیر بماندم امید برنگرفتم مَضَی الزَّمانُ و قلبي یَقولُ إِنَّکَ آتٍی من آدمی به جمالت نه دیدم و نه شنیدم اگر گِلی به حقیقت عَجین آبِ حیاتی شبانِ تیره امیدم به صبحِ رویِ تو باشد و قَد تُفَتَّشُ عَینُ الحیوةِ فِي الظُّلماتِی فَکَم تُمَرِّرُ عَیشي و أنتَ حاملُ شَهدٍ جوابِ تلخ بدیع است از آن دهانِ نباتی نه پنج روزهٔ عمر است عشقِ رویِ تو ما را وَجَدتَ رائِحَةَ الوُدِّ إِن شَمَمتَ رُفاتي وَصَفتُ کُلَّ مَلیحٍ کما یُحِبُّ و یَرضیٰ مَحامدِ تو چه گویم؟ که ماورای صفاتی أخافُ مِنکَ و أرجو و أستَغیثُ و أدنو که هم کمندِ بلایی و هم کلیدِ نجاتی ز چشمِ دوست فتادم به کامهٔ دلِ دشمن أحِبَّتي هَجَروني کَما تَشاءُ عُداتي فراقنامهٔ سعدی عجب که در تو نگیرد و إِن شَکَوتُ إِلَی الطَّیرِ نُحنَ في الوُکَناتِی @dorde_dard