eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
179 دنبال‌کننده
794 عکس
219 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
در انتظار جمالی نشسته‌ام به خیالی تحیّر از مژه، آغوش‌ها گشوده به هر سو @dorde_dard
زمانه‌وار اگر می‌پسندی‌ام کر و لال به سنگ‌فرش تو این خون تازه باد حلال مجال شکوه ندارم ولی ملالی نیست که دوست جانِ کلام من است در همه‌حال قسم به تو که دگر پاسخی نخواهم گفت به واژه‌ها که مرا برده‌اند زیر سؤال تو فصل پنجم عمر منی و تقویمم به شوق توست که تکرار می‌شود هر سال تو را ز دفتر حافظ گرفته‌ام یعنی که تا همیشه ز چشمت نمی‌نهم ای فال مرا ز دست تو این جانِ برلب‌آمده نیز نهایتی‌ست که آسان نمی‌دهم به زوال خوشا هرآن‌چه که تو باغ باغ می‌خواهی بگو رسیده بیفتم به دامنت، یا کال؟ اگرچه نیستم آری بلور، با رفتن مرا ولی مشکن گاه قیمتی‌ست سفال بیا عبور کن از این پل تماشایی ببین چگونه گذر کرده‌ام ز هرچه محال ببین به جز تو که پامال دره‌ات شده‌ام کدام قله‌نشین را نکرده‌ام پامال! تو کیستی؟ که سفرکردن از هوایت را نمی‌توانم حتی به بال‌های خیال... @dorde_dard
‍گفتم "سلام"... خواند که "من عاشق توام"  قربانِ هر چه آدمِ  تحصیل کرده  است😄
که با شکستن پیمان و برگرفتن دل   هنوز دیده به دیدارت آرزومند است ‌ پ.ن: بسازم خنجری نیشش ز پولاد🤦‍♀ @dorde_dard
ای خوشا دولت آن مست که در پای حریف سر و دستار نداند که کدام اندازد . . . @dorde_dard
صبح شد برخیز و بنشین روبروی آینه تا ببینی بهتر از خورشید رویاروی توست . . . پ.ن: خیلی انگیزشی به‌نظر میاد ببینم در آینه چه می‌بینید 😄 @dorde_dard
نیایش برگ را در لحن اذان می‌پیچم و با دست مناره‌ها به صبح می‌رسانم‌ الله اکبر او بزرگ‌تر است @dorde_dard
تصویر متفاوتی از ماه‌گرفتگی دیشب
زندگی جز نفسی نیست، غنیمت شمرش نیست امید که همواره نفس برگردد
مرگ آیینه‌ی تکثر بود؛ نوبه‌نو زاده می‌شد و می‌مرد فصل‌ها را زمان ورق می‌زد، زندگی را به ناکجا می‌برد شش‌جهت انقلاب هستی بود؛ من در اندیشه‌ی عدم بودم در حدوث ازل به سمت ابد، آشنایی پر از قِدَم بودم روح عاشق دمیده شد در من؛ بعد از آن زندگی فراوان شد رنج هستی به گردنم افتاد؛ جسم بی‌جان من پر از جان شد فصلِ آغاز بی‌سرانجامِ، یک نفَس نه! هزار نفسِ نفیس روح عصیان زبانه زد آن‌گاه، سرکشی کرد سجده‌ی ابلیس گندم از خاک من شکوفا شد؛ خوشه‌خوشه گناه می‌خوردم سیب در دامن هوس رقصید؛ من زمین را به ارث می‌بردم ریشه‌هایم در آسمان‌ها بود؛ شاخه‌هایم پر از پر پرواز کاش می‌شد دوباره برگردم؛ بروم تا به لحظه‌ی آغاز من تنی بودم از هزاران تن؛ مانده تنها میانِ تنهایان می‌روم سال‌ها به سمت خودم، جاده در جاده‌های بی‌پایان من سفر کردم از خودم به خودم؛ رد این راه مانده بر پایم حال این‌جا نشسته در دیروز، در تماشای صبح فردایم . . . 1403/6/24 @dorde_dard
امروز که زنده‌ای، زندگی کن. فردا خواهی مُرد. همانطور که یک ساعت پیش بایست مرده باشی. وقتی که سراسر زندگی‌ات در برابر ابدیت، لحظه‌ای بیش نیست، چه جای آنست که خود را عذاب دهی؟! @dorde_dard