به مناسبت میلاد پیامبر مهربانی(ص)
جلو جلو سمت جلوه گاهش
دویده از شوق ماه کامل
رسیده از جذبهی نگاهش
دوان دوان موج سویِ ساحل
فرشتگان گرم رفت و آمد
میان عرش و زمین مردد
که راحت از دیدنِ محمد
نمیتوان کند بی گمان دل
نگاه ناباور عشیره
به صورتش ماندهاست خیره
که او به دل ها شدهست چیره
به لطف یک خنده بینِ محفل
به خویش لرزیده طاقِ کسری
به خاک افتادهاند بتها
کنون به حقش رسیده دنیا
چرا که نابود گشته باطل
میان هفت آسمان دوباره
کشیده شد ریسهی ستاره
تمام عالم به یک اشاره
به نور او گشته اند نائل
اگرچه با خنده ماهِ تابان
میان قنداقه گشته پنهان
به چهرهی مادرش کماکان
نمیشود غیرِ اشک نازل
لقب گرفته رسول خاتم
که نسل او می رسد به آدم
نماز پیغمبران ،دمادم
به قبلهاش بودهاست مایل
به غبطه ایوب طاقتش را
به رشک موسی عبادتش را
نداشت یوسف ملاحتش را
نه در خصائل، نه در شمایل
#
میآید از مشرق پگاهش
محمدی تازه با سپاهش
جلو جلو سمت جلوه گاهش
میآید از راه ماه کامل
#میثم_داودی
@dorde_dard
از آن زمان که صحبت من با اشاره بود
نام تو بر زبان رسای مناره بود
هر شب طنین نام تو با لحن مادرم
لالایی قشنگ من و گاهواره بود
ای آنکه قبل آمدنت بوم آسمان
یک صفحهی سیاه و بدون ستاره بود
میگفت آفتاب تو را چشم میزند
ابری که سایهاش به سر تو هماره بود
با رنگ جامهی تو اگر نسبتی نداشت
پیراهن درخت کجا خوش قواره بود
قبل از تو سنگریزهی در گور ناگزیر
در گوش دختران عرب گوشواره بود
پیش نگاه لطف تو بر تنگدستها
باران کنایه بود.. نسیم استعاره بود
#علی_فرزانه_موحد
@dorde_dard
قبل از تو انسان حرف انسان را نمیفهمید
گُل را نمیدانست، باران را نمیفهمید
«آن»ی که از صبح ازل پیچیده در هستی
انسان قبل از خندهات، «آن» را نمیفهمید
انسان قبل از چشمهایت هر چه میکوشید
پیداییِ آن ذات پنهان را نمیفهمید
هر شب میآمد بشنود عطر صدایت را
حتی ابوجهلی که قرآن را نمیفهمید
در بیزمان بوسیده پایت را و الّا رود
در خود معطل بود و «جریان» را نمیفهمید
تا آمدی انسان به انسان گل تعارف کرد
قبل از تو انسان حرف انسان را نمیفهمید
#سعید_مبشر
@dorde_dard
سنگینی تنهایی از نبودن دیگری نیست،
سنگینی تنهایی به خاطر جدایی از خود است.
آن که دلت برایش تنگ شده،
خودت هستی.
#یونگ
«بسیار بزرگان را در اندرون دوست میدارم و مهری هست، الّا ظاهر نمیکنم_که یکی دو ظاهر کردم و هم از من در معاشرت چیزی آمد، حقّ آن صحبت ندانستند و نشناختند. بر خود گیرم که آن مهر نیز که بود سرد نشود. با مولانا بود که ظاهر کردم، افزون شد و کم نشد.»
#مقالات_شمس
کو آن که رو به رحمت عام خدا کند؟!
عذر گناه خواهد و کسب رضا کند
خلوت گزیند از سر اخلاص و خویش را
از های و هوی عربده جویان جدا کند
تا نشنود نفیر بدآهنگ این و آن
گفت و شنود هرزه درایان رها کند
کبر و ریا نشان نفاق است، الحذَر
آلوده دامن است هر آن کاو ریا کند
دنیا اگرچه نزد لئیمان گرانبهاست
طبع بلند میل به دنیا چرا کند؟!
این جیفه ی مجوّف ناپایدار را
بگذارد و به قدر حلال اکتفا کند
دل را به غیر دلبر محبوب نسپرد
جان را جلا به صیقل اشک و دعا کند
جان کسی ست پرتو انوار معرفت
کاو دست التجا به خدا در دعا کند
آیت الله #حسن_مظفری
@dorde_dard
4_5920469489614330413.mp3
زمان:
حجم:
3.6M
🥀 رباعی ۱۳۹
چون حاصل آدمی در این شورستان
جز خوردن غصه نیست تا کندن جان
خرم دل آنکه زین جهان زود برفت
واسوده کسی که خود نیامد به جهان
رباعی ۱۴۰
رفتم که در این منزل بیداد بدن
در دست نخواهد به جز از باد بُدن
آن را باید به مرگ من شاد بدن
کز دست اجل تواند آزاد بدن
رباعی ۱۴۱
رندی دیدم نشسته بر خنگِ زمین
نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین
نه حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین
اندر دو جهان کرا بود زهره ی این
رباعی ۱۴۲
قانع به یک استخوان چو کرکس بودن
به ز آن که طفیلِ خوان ناکس بودن
با نان جوینِ خویش حقا که به است
کالوده به پالوده ی هر خس بودن
رباعی ۱۴۳
قومی متفکرند اندر ره دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
میترسم از آن که بانگ آید روزی
کای بیخبران راه نه آنست و نه این
رباعی ۱۴۴
گاویست در آسمان و نامش پروین
یک گاوِ دگر نهفته در زیر زمین
چشم خردت باز کن از روی یقین
زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین
رباعی ۱۴۵
گر بر فلکم دست بدی چون یزدان
برداشتمی من این فلک را ز میان
وز نو فلکی دگر چنان ساختمی
کازاده بکام دل رسیدی آسان
#خیام
🎙#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
بهشت و جوی شرابش را ندیدهایم به خواب، اما
کشیدهایم به هشیاری عذابهای جهنم را . . .
#محمد_قهرمان
@dorde_dard