eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
183 دنبال‌کننده
796 عکس
221 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
پس‌مانده‌های عشق بر پیراهن‌‌ت کو؟! گل‌‌خنده‌های آتشینِ دامن‌‌ت کو؟! دستان مهرت را به صحراها سپردی آن نوشِ دم‌هایِ بهارآویشن‌‌ت کو؟! انگورهای مست لایعقل کجایند؟! دردانه‌های فصلِ بارآوردن‌‌ت کو؟! آن بوسه‌های شرجیِ لب‌های بهمن ردّ کبودی‌های رنجِ بودنت کو؟! دوزخ شدی تا عشق را در من بسوزی آن هیمه‌های کاهیِ اهریمن‌‌ت کو؟! حالا کسی در جانِ من آنش گرفته خاکسترِ ققنوسِ من! جان دادن‌‌ت کو؟!؟! @dorde_dard
روزی هزارمرتبه پاییز می‌شوم باران چشم‌های غزل‌خیز می‌شوم بر دامن شکایت انبوه رنج‌ها رنگ بهار و موسم گلریز می‌شوم . . . نقاشی شعر @dorde_dard
برکبود اسمان اندیشه‌ام رسالتی‌ست که پیامبر می‌آفریند نور می‌پراکند بر آستانه‌ی حضور دق الباب می‌کند می‌تراود و جاروب می‌کند که باران ببارد و گیاه مریم بروید من برکجاوه توقف مهربانی می‌بافم تا گیسوان عشق تاب بردارد... ومرا... اکنون که ...افلاک به سحر واسطرلاب برطبل جنون می‌کوبد مرا بخوان به نور به خودت که بی‌پایانی مرا به ضحی بخوان پشمینه‌های تندخوی قهرت سوگوار طهورایند بی هیچ سلامی تو برمن مسلمی... ویقین گردن آویز معصومه‌ای‌ست با چشم‌های ندیدنت... فاخلع نعلیک... ای از نیل برگرفته شده.... 📸 @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تغافلی که به حالِ کسی بود مخصوص هزار بار به از التفاتِ مشترک است . . . پ.ن: یکم سمی به‌نظر میاد ولی نظر منم همینه🤦‍♀ @dorde_dard
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر روزی در مقابل چشمان خدا بایستم، خواهم گفت: چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی؟!؟! @dorde_dard
دُردِ دَرد . . .
اگر روزی در مقابل چشمان خدا بایستم، خواهم گفت: چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی؟!؟! @dorde_dard
وقتی نوایی، چنین آدم رو مست می‌کنه، به نغمه‌ی داوودی می‌اندیشم کاش می‌شد بشنویم.
به نام حضرتت سبحان ربی الاعلی.... مرا خواندی، اجابت کردم که تنها تو را سزاوار سجده یافتم، جبین به مِِهرت آکندم تا دردانه‌ی هستی‌ات گردم که مُهر تایید بر قباله‌ی بندگی‌ام زنی و از فلک برتر و از ملک پران‌تر شوم .... در گوشم زمزمه‌ی محبت سرودی که " لولاک، لما خلقت الافلاک " ما که در ازل " قالوا بلی " یمان را شهادت دادیم ما که جز عشقت در سر نپروردیم ما که جام قلب‌هایمان لبریز از مهر تو بود پس چرا؟ @dorde_dard
بیا بنشین دمی جامی پر از شعر مطنطن کن که من در چشم‌هات آیینه‌ای مدهوش می‌خواهم شعروعکس @dorde_dard
به هر طرف که نظر می‌کنیم رنگ خداست و "لن ترانی" او جلوه کرد سوی به سوی شعروعکس @dorde_dard
ما شمع دل به محفل سودا بسوختیم بر عضو عضو داغ تمنا بسوختیم ما را دل از وصیت پروانه سر نتافت گشتیم گرد سوختگان تا بسوختیم بستیم دل به عشق و سراپای درگرفت یک‌جا زدیم آتش و صد جا بسوختیم از آه ما رسید حرارت به‌کوه قاف زین شعله آشیانه‌ی عنقا بسوختیم زین نه کتابخانه یکی صفحه‌ی عذار کردیم انتخاب و دگرها بسوختیم تا کی بود نشیمن ما این جهان پست؟ از اشتیاق عالم بالا بسوختیم مارا چو سینه تاب نهان‌سوختن نبود خود را به شعله‌ای زده، رسوا بسوختیم هرگز گلی سراغ شبستان ما نکرد حیف از چراغ عمر که تنها بسوختیم «طالب» لباس خامی ما بر بدن بسوخت با آن‌که هم‌چو شمع سراپا بسوختیم @dorde_dard