گفتند:
«از کجا میآیی؟»
گفت:
«از آن جهان.»
گفتند:
«به کجا خواهی رفت؟»
گفت:
«بدان جهان.»
گفتند:
«بدین جهان چه میکنی؟»
گفت:
«افسوس میدارم.»
گفتند:
«چگونه؟»
گفت:
«نان این جهان میخورم و کار آن جهان میکنم.»
گفتند:
«عظیم شیرینزبانی! رِباطدانی را شایی.»
گفت:
«من خود رِباطدانم. هرچه در اندرون من است بیرون نیارم، و هرچه بیرون است در اندرون نگذارم. اگر کسی درآید و برود با من کاری ندارد. من دل نگاه میدارم، نه گِل.»
#تذکرةالاولیاء
ذکر رابعه عدویه
@dorde_dard
میگوید:
یا رب! آخر سوختم. از این بنده چه میخواهی؟!
فرمود:
همین که میسوزی.
#مقالات_شمس
@dorde_dard
دستانِ سبز معجزهات را به من بده
حالا که رنگ خاطرههامان شدهست زرد . . .
شعروعکس
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
یک شعله آه از دلِ بیتابیام بس است . . .
شعروعکس
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
نازِ بهار چند کشم از برای گُل
فصلِ خزان خوشست که هر برگ او گُل است
#فیاض_لاهیجی
📸#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
روز مادر آمد
چه برایت بخرم
پارچه می پوسد
ظرفها میشکنند
روسریهای بلند
یک دو سالی به سرت میمانند
شرمگینم مادر
من بهجز عشق چه دارم به تو تقدیم کنم!
خانهای ساختی از جنس امید
پایهاش از تقوا
آجرش از ایثار
سایبانش همهی شور جوانی تو بود
تو به هر کودک خود
شیشهای عطر محبت دادی
و وصیت کردی
که نباید ترکی بردارد
تو که هستی برفها هم گرمند
با تو پاییز پر از زیباییست
من صدای تپش قلب تو را میشنوم
تو اگر آه بگویی دل من میشکند
شرمگینم مادر من به جز عشق چه دارم به تو تقدیم کنم
دستهایت همه مهر
چشمهایت همه صبر
در کویر دل من
یادگار همهی فصل بهاری مادر . . .
#رضا_مظفری
@dorde_dard
در این ترددِ تردید، رو به پایانم
گدازههای فروخوردههای عصیانم
مگر حقیقت دنیا نبود لهو و لعب؟!
چرا همیشه به آغوش رنج مهمانم؟!
گناه کیست که دنیا پر از جهنم شد؟!
چرا نمیشود اصلا بهشت، تاوانم؟!
چقدررر رنگ ریا بر مناصب شهر است
که ذره ذره کدر کرد نور ایمانم
گواهِ حسرت من ردپای تاولهاست
هنووووز دربهدرِِ جستوجوی انسانم . . .
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
و یک روز در صبر سخن میگفت. کژدمی چند بار او را زخم زد.
آخر گفتند: چرا دفع نکردی؟!
گفت: شرم داشتم، چون در صبر سخن میگفتم.
#تذکرةالاولیاء
ذکر سریِّ سقَطی.
@dorde_dard
خراب ناز و پامال اداها میکند ما را
خدا رسوا کند دل را که رسوا میکند ما را
#منعم_هندوستانی
@dorde_dard