eitaa logo
دُردِ دَرد . . .
178 دنبال‌کننده
788 عکس
219 ویدیو
3 فایل
ساقی بریز میکده‌ای در گلوی ما. . . صفحه کوچک علاقه‌مندی‌های فاطمه مظفری شعر، عکس، عرفان و . . . @Fm0zaffari
مشاهده در ایتا
دانلود
من جرعه‌جرعه راهیِ راهِ عطش شدم مَشکِ هزارپاره‌ی آتش‌به‌جان شدم @dorde_dard
صبح ازل دمیده‌ی کنج نگاه توست جسمِ زمین و جان زمان در پناه توست احرام در مطاف رضایت گشوده‌ای عالَم حریم سجده‌ای از بارگاه توست مردی که داغ بر جگر آب‌ها گذاشت مردی که کهکشان ادب بود، ماه توست این خارها که بر تن صحرا خلیده است بر گام‌های آبله خونین گواه توست  بارانِ خونِ‌دل شد و بر تشنگی چکید این ابرها که تف‌زده‌ی روسیاه توست این سیل عشق را که به صحرا رسیده است این خیل اربعین، کمی از یک سپاه توست . . . شعروعکس 🖤 @dorde_dard
ساعد باقری4_451406912555057507.mp3
زمان: حجم: 6.6M
روایت تاریخی بلعمی از حماسه محرم ۶۱ هجری قمری راوی: ساعد باقری پرده‌پنجم شب و روز (۲) @dorde_dard
جناب دماوندی4_5767232804614050841.mp3
زمان: حجم: 1.7M
نخستین اذان ضبط شده نخستین اذان ضبط شده در تاریخ ایران، اذان شادروان جناب دماوندی (۱۲۴۶ - ۱۳۵۲ هجری مهی) مؤذن مظفرالدین شاه بود که در سال ۱۲۹۱ خورشیدی(برابر با 1331 هجری مهی) در آواز بیات ترک، روی صفحه گرامافون ضبط شد. وی در این اذان ترجمه‌ی فارسی را هم که عادت موذنان ایرانی بود، انجام داده است. جناب دماوندی که نام اصلی اش محمد فلاحی بود احتمالا از دوره ناصرالدین شاه با لقب جناب نامیده شد. او که علاوه بر خوانندگی ردیف مجلسی و منبری خوانی و معاشرت با خاندان فراهانی، مؤذن مظفرالدین شاه بود بخت این را یافت که صدایش در تهران و تفلیس و پاریس و لندن ضبط شده و صفحاتی قدیمی از او به یادگار باقی ماند. جناب دماوندی که در آواز بیشتر از سبک خراسانی تاثیر گرفته بود در سال ۱۳۵۲ مهی(برابر با 1312 هجری خورشیدی)، در سن ۱۰۶ سالگی درگذشت و در احمد آباد دماوند به خاک سپرده شد. اهل قلم و فرهنگ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
راحت بخواب اصغرم، دنیا تمام شد @dorde_dard
باید از سوز عطش، شعله بگیری روزی تا در این عشق بسوزی و بمیری روزی تشنگی حاصل این عشقِ جنون‌آمیز است به به... این وادی جانسوز چه حاصلخیز است باید این داغ جگرسوز بگیرد جان را تا مسلمان کند آشفتگیِ سلمان را مگر ایمان دوباره به خدا برگردد این جنون با یک اشاره...به خدا برگردد غرق شو تا برسد لنگر کشتی نجات قدر این آب ندانیم مگر فی الفَلَوات اول از چشم خودم تا که نیفتم نرسم جز به اشک از پس این پرده به این غم نرسم اشک باید شد و از چشم جهان جاری شد هیچ درمان نشود زخم اگر کاری شد عشق بر زخم نمک می‌شود و می‌سوزی تا که آرام بمیراندت این غم روزی روی زخمت نمکِ عشق حسین است حسین آری آری... محکِ عشق حسین است حسین راز مستیِ زمین نام حسین است فقط چرخش هستی از اکرام حسین است فقط که زمین مثل زنی لطم‌زنان می‌چرخد تا ابد دور سرش کون و مکان می‌چرخد "پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست" آسمان آمد و در روضه‌ی گودال نشست گوشه‌ای چادر مشکی به سر انداخت، گریست تا عزا خانه‌ای از خیمه‌ی شب ساخت، گریست نوحه‌خوان شد سحر...این تازه شروع است شروع بی حسین و غم عشقش مکن ای صبح طلوع سر خورشید به نیزه ست که داغ است زمین آه...گرما زده‌ی ظهر فراق است زمین روز، روزی‌خورِ روضه ست که برپاست هنوز چای این روضه به هر درد مداواست هنوز آسمان، گریه کنِ ماتمِ اولاد علی‌ست مجلسِ وعظِ ملائک همه با یاد علی‌ست باید از چشم همه خلق، گریزان شد و رفت اشک باید شد از این معرکه پنهان شد و رفت تا حسین بن علی در ابدیّت جاری ست قصه ی اشک به‌راه است و حکایت جاری ست @dorde_dard
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا