و گفت:
به صحرا شدم عشق باریده بود
و زمین تر شده بود
چنانکه پای مرد به گلزار فرو شود، پای من به عشق فرو میشد.
#تذکره_الاولیاء_عطار
#سلامبرحسین🖤
@dorde_dard
هر آدمی ز رفتن خود ردّ پا گذاشت
اما چرا ز رفتن تو ردّ دست ماند؟
#مهدی_رحیمی
#سلامبرحسین🖤
@dorde_dard
گفته بودم
بعد ازین باید فراموشش کنم
دیدمش؛
وز یاد بردم گفته های خویش را...
#مهدی_اخوان_ثالث
پ.ن:
گمونم همه چنین تجربهای دارن
@dorde_dard
به کمال عجز گفتم:
که به لب رسید جانم
ز غرورِ ناز گفتی:
که مگر هنوز هستی؟!
#فروغی_بسطامی
@dorde_dard
شب محو انتظار تو بودم دمید صبح
گشتم به یاد روی تو قربان آفتاب
#بیدلدهلوی
@dorde_dard
ترسم رود ز یاد تو یکباره نام ما
از کینِ ما مکن دلِ نامهربان تهی
#حزین_لاهیجی
@dorde_dard
کجاست آنکه دهد جان و جان دهی او را ؟!
لبی که تر کنی آن را به عشق' جرات کن . . .
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
وسعت شخصیت هر فرد
توسط بزرگی مشکلی که میتواند
او را از حالت منطقی بیرون آورد
تعریف میشود
#زيگموند_فرويد
@dorde_dard
این سراب است که بر چشم ترم میبارد
بغض خشکیدهی ما را تو به باران برسان...
#فاطمه_مظفری
@dorde_dard
برای حضرت سایه
ای خدا سایه مگیر از سر شعر
نقش نامش مبَر از دفتر شعر
پیر فرزانهی اقلیم خَضِر
خاطرش خاطرهی خاطر شعر
آتش از دیده به دامان دارد
دیدم این شعلهاش از اخگر شعر
گرچه در گردش منظومهی سبز
تابناکند هزار اختر شعر
که رساند به غزالان غزل
که شمایید همه مفخر شعر
واژه از عرش به زیر آوردید
تا بیارایید زیب و فر شعر
چون ز کار افتاد کارایی تیغ
خصم را تازید با خنجر شعر
سیر ملک و ملکوت ار خواهید
اوج بردارید با شهپر شعر
میشود همنفس خیل ملک
آن که پرواز کند با پر شعر
شاعران منصب والا دارند
این پیامیست ز پیغمبر شعر
یک به یک نادرهی دورانید
در ادبنامهی روشنگر شعر
دردمندم که ز بی مهریها
بشکستند گران گوهر شعر . . .
#حسن_مظفری
پ.ن:
این غزل رو حضرت پدرم حدودا بیست سال پیش، برای جناب هوشنگ ابتهاج. سایه سرودند؛
روح آسمانی هر دو عزیز قرین رحمت الهی ان شاء الله
@dorde_dard