🥀...ایثار....🥀
🔹️دانشگاه میرفت هم کار میکرد توی یک شرکت تاسیساتی اوایل کارش بود که گفت: برای ماموریت باید برم خرم اباد.
خبر اوردند دستگیر شده با دونفر دیگه اعلامیه پخش میکردند ،ان دوتا زن و بچه داشتند؛ احمد "همه چیز" را "گردن" گرفته بود تاانها را 'خلاص' کنند...
#شهید_حاج_احمد_متوسلیان
•┈┈••✾•🌷🍃🌸🍃🌷•✾••┈┈•
@dosteshahideman
•┈┈••✾•🌷🍃🌸🍃🌷•✾••┈┈•
🥀مادر رفته بود ملاقات دیده بود، ضعیف شده کبودی دستهایش را هم دیده بود.
_احمد حان دستات چبشده❓
خندیده بود..
_توروخدا بگو.
+جای دستبنده میبندن دو طرف تخت شلاقم میزنن. تقلا میکنم ک طاقت بیارم...🥀💔
#شهید_حاج_احمد_متوسلیان
•┈┈••✾•🌷🍃🌸🍃🌷•✾••┈┈•
@dosteshahideman
•┈┈••✾•🌷🍃🌸🍃🌷•✾••┈┈•